|
حقوق حيوانات در فقه اسلامى گرد آورده استاد محمد جعفر نعناکار
اين نوشتار مشتمل بر چهار بخش مى باشد:
بخش نخست: زير بناى حقوق حيوان. بخش دوم: حقوق حيوان در حفظ و نگهدارى. بخش سوم: حقوق حيوان در بهره بردارى و استفاده بهينه. بخش چهارم: حقوق حيوان درجنايات وصدمات وارد بر آنها.
حقوق حيوان در بهره بردارى و استفاده بهينه. حقوق حيوان در بهره بردارى و استفاده بهينه. 2 حقوق حيوان درجنايات وصدمات وارد بر آنها. 3 حقوق حيوان درجنايات وصدمات وارد بر آنها. 3 حقوق حيوان درجنايات وصدمات وارد بر آنها. 4
بخش نخست: زير بناى حقوق حيوان در فقه اسلامى قوانين بسيارى پيرامون حمايت از حيوانات به چشم مى خورد كه بايد به زير بناى آن توجه كرد و ديد از كجا سرچشمه مى گيرد. بر اساس معارف دينى و به صراحت قرآن كريم، تمام جهان هستى داراى درك وشعور بوده و با خالق جهان در ارتباط هستند هرچند براى ما انسانها درك آن از طرق عادى مقدور نيست و رابطه ما با آنها گسسته است. ((214)) در اين ديدگاه، زمين،آسمان و هرآنچه در اين دو است از ستارگان، درختان، سنگ ها و... ذكر و تسبيح الهى را گفته و از شعورى فراخور خلقت خود برخوردارند. ((215)) در اين ميان حيوانات نيز هرچند قوه ناطقه و عاقله انسانى را ندارند از درك و شعور بهره مند بوده و از احساسات و عواطف برخوردار هستند. به همين علت فقه اسلامى براى حيوانات حرمتى قائل شده كه به دنبال خود، حقوقى براى حيوان و تكاليفى را برعهده صاحبان آنها در پى دارد. شيخ طوسى(ره)در مقام تعليل براى وجوب نفقه حيوانات تصريح مى كند: لان لها حرمة،((216)) زيرا حيوان از احترام و حرمت برخورداراست. همچنين علامه حلى(ره) در كتاب اجاره مى گويد: لان للحيوان حرمة في نفسه،((217)) زيرا حيوان به خودى خود و ذاتا از حرمت و احترام برخوردار است. در معارف اسلامى به موارد متعددى از درك و فهم حيوانات اشاره شده است. يعقوب بن سالم به واسطه شخصى از ابى عبداللّه(ع) نقل مى كند كه فرمود: مهما ابهم على البهائم من شيء فلا يبهم عليها اربعة خصال: معرفة ان لها خالقا و معرفة طلب الرزق و معرفة الذكر من الانثى و مخافة الموت، ((218)) [ زمانى كه خداوند حيوانات را آفريد]، درك و شعور انسانى را به آنها عطا ننمودولى چهار خصلت را به آنها عنايت كرد: شناخت به اين كه براى آنها خالقى است،آگاهى نسبت به اينكه دنبال رزق و روزى برود، شناخت نر از ماده و ترس ازمرگ. قريب به همين مضمون در روايت على بن رئاب از ابى حمزه از امام سجاد(ع) ((219)) نقل شده است. در ذيل، شرح آنها به همراه شواهدى از آيات قرآن كريم و ديگر روايات را بيان مى كنيم: 1. درك خالق و رازق به تصريح قرآن و احاديث اهل بيت(ع)، حيوانات، خالق و پروردگار جهان را شناخته و مى دانند كه همه امور عالم به دست اوست و خداوند است كه جهان هستى را اداره مى كند ورزق و روزى همه موجودات به لطف و عنايت الهى است. اولين خصلتى كه در روايت يعقوب بن سالم ذكر شده، شناخت خالق است. همچنين على بن رئاب از امام سجاد(ع) نقل مى كند: معرفتها بالرب تبارك و تعالى((220)) ، از اولين خصلت هايى كه به حيوان عطا شد شناخت او نسبت به پروردگارش است. در تاييد همين نكته در احاديث ديگرى پيرامون شناخت خالق و رازق و و حاكم براراده كل جهان، آمده است كه امام صادق(ع) به نقل از ابوذر فرمود: از پيامبر(ص) شنيدم كه مى فرمود: همه حيوانات در هر صبحگاهى از خداوندمى خواهند: اللهم ارزقني مليك صدق يشبعني و يسقيني و لا يكلفني ما لا اطيق، ((221)) بارالها به من مالك خوب و درستى عطا فرما كه مرا سير و سيراب نمايد و بيش ازتوان از من كار نكشد. علاوه بر شناخت خالق متعال، همه حيوانات خداوند را به عنوان تنها كسى كه مستحق عبادت است مى شناسند و به پرستش و مناجات با او مى پردازند. در آيات متعددى ازقرآن بر اين مطلب تصريح شده است كه به برخى اشاره مى كنيم: خداوند در سوره نور مى فرمايد: الم تر ان اللّه يسبح له من في السموات والارض والطير صافات كل قد علم صلاته وتسبيحه واللّه عليم بما يفعلون، ((222)) آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مى كنند، همچنين پرندگان هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده اند؟! هريك از آنها نماز و تسبيح خود رامى داند و خداوند به آنچه انجام مى دهند داناست. قريب به همين مضمون در آيه 18 سوره حج و آيه 49 سوره نحل نيز ذكر شده است كه حيوانات در برابر خداوند به خضوع برخاسته و بر آستان او سجده مى كنند. در آيه 23-26 سوره نمل گزارش هد هد از سرزمين سبا و انحراف آنها در پرستش خورشيد و ترك خدا پرستى ذكر شده است. ((223)) مجموعه اين آيات به خوبى بر اين نوع از ادراك حيوانات دلالت دارد. اين امر درروايات نيز ذكر شده است و اضافه شده كه هريك از آن ها تسبيح ويژه اى دارد. درپاره اى از روايات، همين حمد و تسبيح الهى را از علل نهى رسول اللّه(ص) از زدن وداغ نهادن بر حيوانات ذكر كرده است كه در فصل چهارم به تفصيل آنها را بيان مى كنيم هر چند برخى از مفسرين، تسبيح حيوانات را به تسبيح تكوينى آنها تفسير كرده اند، به اين معنا كه خلقت آنها نشانه اى از تنزيه و تقديس الهى است كه در غايت كمال بوده ومانند مخلوقات خود، داراى نقص نمى باشد. ((224)) اما عده اى ديگر از مفسرين،تسبيح حيوانات را تسبيح زبانى دانسته و به تبع قول به نطق حيوانات، تسبيح به زبان رابراى آنها ممكن مى دانند. ((225)) 2. درك نيكى و بدى و مسائل غير مادى حيوانات به خوبى، از نوع رفتارى كه با آنها مى شود آگاهند و محبت و احترام و يا بدى و بدرفتارى را درك مى كنند. مطالبى كه در ذيل مورد اول از ادراكات حيوان ذكركرديم بر اين نكته دلالت دارد. لذا از خداوند درخواست مى كند كه صاحبى درست رفتار، به او عطا كند و به قدر توان، از او كار بكشد و در رسيدگى به او كوتاهى نكند.
|
|