پرشیا دام بین الملل

برگشت به صفحه اصلي

 

حقوق حيوان درجنايات وصدمات وارد بر آنها. 3

جواز وقف مال براى غذاى حيوانات از جمله مواردى كه در فقه شيعه به آن اشاره شده و جالب توجه است، جواز وقف براى حيوان است.

در جاى خود روشن است كه متعلق وقف بايد امر راجح و پسنديده باشد واگرشخصى نيت كند كه مالى را براى كارى كه مرضى خداوند نيست وقف نمايد، وقف اوصحيح نمى باشد.

حال با توجه به مستنداتى كه تا كنون درباره وجوب ويا استحباب رسيدگى به حيوان ذكر كرديم و آن چه در ادامه ذكر مى شود، جواز وقف اموال درجهت رسيدگى به حيوانات روشن مى شود. علاوه بر آنكه برخى از فقهاى بزرگ، برصحت اين وقف تصريح كرده اند، همانند علامه حلى كه پس از اشاره به جواز وقف براى خدمت به كعبه ومرقد شريف پيامبر(ص) و ساير ائمه(ع)، حكم به جواز وقف براى علف دابه در راه خدا مى كند. ((271)) 5. استحباب آب و غذا دادن به حيوان پيرامون رسيدگى به حيوان، احاديث بسيارى به دست ما رسيده كه مجموع آنها براستحباب اين عمل تاكيد داشته و آن را كار پسنديده اى به حساب مى آورند كه برخوردار از اجر اخروى نيز مى باشد.

شيخ طوسى((272)) و ديگر فقها چون صاحب جواهر ((273)) در كتابشان ذكركرده اند كه:

پيامبر اكرم(ص) در ضمن بيان مشاهدات خود از بهشت در شب معراج مى فرمايند:

زن بدكاره اى را درآنجا ديدم و در باره او سؤال كردم، پاسخ داده شد: او زنى است كه در راه به سگ بسيار تشنه اى برخورد كرد و لباس خود را در چاه فرو برده و در حلق او چكاند و بدين وسيله تشنگى سگ را برطرف ساخت، و براى اين كارش خداونداو را آمرزيد. ((274)) در حديثى از امام باقر(ع) آمده است:

ان اللّه تبارك و تعالى يحب ابراد الكبد الحري و من سقى كبدا حرى من بهيمة و غيرهااظله اللّه يوم لا ظل الا ظله، ((275)) خداوند تبارك و تعالى سيراب كردن جگر هر تشنه اى را دوست دارد و هر كه جگرتشنه اى را سيراب كند - خواه حيوان باشد و خواه غير آن - خداوند او را در روزقيامت در زير سايه(رحمت) خود قرار مى دهد.

فصل دوم: حقوق حيوان در مكان از جمله حقوق حيوان در حفظ و نگهدارى، برخوردارى از مكان مناسب مى باشد. برمالك حيوان واجب است مكانى شايسته و مناسب با حيوان و برابر با عرف زمان ومكان براى حيوان تهيه كند.

شهيد ثانى دراين باره مى گويد:

تجب النفقة... والمكان من مراح و اصطبل يليق بحالها و ان كانت(البهية) غير منتفع بهااو مشرفة على التلف، ((276)) بر مالك واجب است مكانى شايسته و مناسب با حيوان از قبيل طويله و اصطبل،برايش فراهم آورد گرچه از حيوان استفاده نكرده و يا مشرف به مرگ باشد.

همچنين در جواهر الكلام ذكر شده است:

الواجب، القيام بما تحتاج اليه من مكان مما يختلف باختلاف الازمنة والامكنة، ((277)) تهيه نيازمندى هاى حيوان، همچون محل استراحت كه در زمان ها و مكان هاى مختلف تغيير مى كند، واجب است.

جالب توجه است كه در رسيدگى به حيوان، در نظر گرفتن عرف، به حسب زمان ومكان لحاظ شده است.

بسى روشن است فروعى كه در بخش حقوق حيوان در تغذيه، مانند صورت امتناع مالك و اجبار از طرف حاكم و وجوب خريد نيازمندى حيوان و غير آن كه در ذيل اين قانون كلى ذكر كرديم، در بحث «مكان » نيز مى آيد.

فصل سوم: بهداشت حيوان علاوه بروجوب رسيدگى به اصل غذا ومكان زندگى حيوان، رعايت اصول بهداشتى پيرامون غذا ومحل زندگى و بدن حيوان نيز در روايات اهل بيت(ع) مورد تاكيد واقع شده است.

در كتب فقهى، تهيه دارويى را كه سلامت حيوان بر آن متوقف است را ازموارد وجوب نفقه شمرده اند. ((278)) 1. عبداللّه بن سنان در حديثى درباره گوسفند از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود:

نظفوا مرابضها و امسحوا رعامها،((279)) آغل گوسفندان را تميز كنيد و آب بينى صورتشان را پاك نماييد.

علامه مجلسى مى گويد همين روايت در اكثر نسخه هاى كافى با لفظ «رغامها» ذكر شده است. «رغام » به معناى خاك مى باشد كه در اين صورت معناى حديث اينگونه مى شود:

گرد و خاك را از آنها پاك كنيد و ظاهرشان را مرتب كنيد. ((280)) لذا ايشان در كتاب حلية المتقين مى آورد:

خوابگاه گوسفند را پاكيزه و خاك را از بدنشان پاك كنيد. ((281)) 2. پيرامون رعايت بهداشت آذوقه حيوان نيز از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است:

قال سمعت رسول اللّه و يقول: من نقى شعيرا لفرسه ثم فام به حتى يعلفه عليه كتب اللّه بكل شعيرة حسنة، ((282)) خداى متعال به كسى كه جوى را- كه مى خواهد به اسبش دهد- پاك كند و سپس به او خورانده و حيوان را سير كند، براى هر دانه جوى كه تميز كرده است، حسنه اى مى دهد.

3. همچنين در كتب متعدد فقهى((283)) بر كراهت دادن خمر ويا ساير مسكرات به حيوان تصريح شده است. محقق اردبيلى در ميان وجوهى كه براى اين حكم ذكرمى كند مضر بودن شراب براى حيوان را احتمال داده است. ((284)) بخش سوم: استفاده بهينه و بهره بردارى انسانها در زمان باستان پس از پشت سر گذاشتن دوران اوليه به راز و رمز رام كردن حيوانات و استفاده از آنها دست يافتند و از آن پس حيوانات را در اختيار گرفتند و ازآنها در شكار و كشاورزى و جنگ وغير آن استفاده كردند.

اسلام در بهره بردارى و استفاده از حيوان، احكامى مطابق با عدالت و به دور از افراط و تفريط وضع كرده است و با رعايت حق تقدم حيات بشرى و قوام نظام اجتماعى،استفاده از حيوان را جايز مى داند. خداوند در سوره غافر مى فرمايد:

اللّه الذي جعل لكم الانعام لتركبوا منها و منها تاكلون، ((285)) خداوند كسى است كه چهار پايان را براى شما آفريد تا بعضى را سوار شويد و ازبعضى تغذيه كنيد.

همچنين در سوره نحل به خلقت آنها براى استفاده انسان ها اشاره نموده، ((286))ولى رعايت كامل حقوق حيوان را لازم شمرده و بهره بردارى بى حد و مرز را تجويزنمى كند.

در ذيل، مسائلى پيرامون استفاده بهينه از حيوان ذكر مى شود:

1. لزوم رعايت توان و طاقت حيوان الف: بايد آنچه در معاملات مورد معاوضه قرار مى گيرد معلوم و مشخص باشد تا ضررو زيان متوجه طرفين نشود. اين قانون در عقد اجاره نيز جارى است. لذا از شرايط اجاره، معلوميت منافعى است كه به واسطه عقد اجاره قرار است به ديگرى منتقل گردد، اما در اجاره زمين و ساير اشياء مى توان آنها را براى استفاده از همه منافع اجاره داد و نامى از منفعت به خصوصى به ميان نياورد. همچنين مى توان به هر صورتى كه مستاجر مى خواهد از آنها استفاده نمايد تصريح كرد كه در اين صورت به طور طبيعى،اجاره آن زمين بيشتر از صورت تعيين منفعت خاص مى باشد ومستاجر مى تواند زمين را براى هر كار و يا زراعتى كه بخواهد به كار گيرد، هر چند آن زراعت مضر به زمين باشد و مواد معدنى آن را مستهلك نمايد.

اما اجاره حيوان به اين صورت صحيح نيست و نمى توان حيوان را در منفعت مضر به او اجاره داد و يا نوع منفعت را تعيين نكرد و به اختيار مستاجر واگذار كرد بلكه بايد منفعت تصريح و مشخص گردد ومضربه حيوان نباشد.

علامه حل ى در بيان علت اين حكم آورده است:

لا يجوز اجارة الحيوان لما اكثر ضررا و ركابا...،لان للحيوان حرمة في نفسه، ((287)) زيرا حيوان براى خود احترامى داشته كه بايد در استفاده از آن رعايت شود.

لذا اجاره حيوان در منافعى كه به نحوى به او ضرر رسانده و بيش از توان حيوان بوده و سبب اذيت آن گردد، صحيح نيست و مالك نيز نمى تواند حيوان را در اين موارد به كار گيرد.

ب: از ديگر موارد پيرامون رعايت توان حيوان، باركشى و سوارى با آن است ((288))كه محقق نجفى مى گويد:

لا يكلفها ما لايطيق من تثقيل الحمل و ادامة السفر و لذا نهى عن ارتداف ثلاثة عليها، بل و كذا الشاق عليها المنافي للعادة، ((289)) به كارگيرى حيوان در بيش از طاقت او همانند حمل بار سنگين و يا سفر طولانى جايزنيست لذا از اينكه سه نفر بر حيوان سوار شوند نهى شده است، بلكه از كارهاى سخت و دشوارى كه بر خلاف عرف و عادت باشد نيز نهى شده است.

همچنين اين مطلب در ضمن روايتى پيرامون حقوق حيوان بر صاحبش ذكر شده است:

النوفلي عن السكوني عن جعفر بن محمد عن ابيه عن آبائه عن علي بن ابي طالب -عليهم السلام - قال: قال رسول اللّه - صلى اللّه عليه وآله وسلم - للدابة على صاحبها خصال ست: منها ولا يحملها فوق طاقتها ولا يكلفها من المشي الا ماتطيق، ((290)) بيش از طاقت و توانايى حيوان بر او بارى حمل نكند و حيوان را به پيمودن راه ومسيرى كه از طاقت او خارج است وادار نسازد.

در حديثى ديگر آمده كه يكى از سه نفرى كه با هم بر حيوان سوار شدند ملعون مى باشد. ((291)) ج: در ضمن حديثى پيرامون حقوق حيوان ذكر شده است:

و لا يقف على ظهرها الا في سبيل اللّه عزوجل، ((292)) بر پشت حيوان به مدت طولانى نايستد، مگر در راه خدا.

و يا آن را كرسى و محل استراحت و منبر سخنرانى خود قرار ندهيد. ((293)) و از امام صادق(ع) در مورد كسى كه با خسته كردن بيش از حد چارپايان بر سرعتشان مى افزود تا زودتر به مقصد برسد نقل شده:

نماز چنين شخصى مورد قبول نيست ((294)) . همچنين حج او مورد پذيرش نمى باشد. ((295)) 2. لزوم رعايت سلامت و بهداشت حيوان در بهره بردارى هر چند پروردگار حكيم برخى از حيوانات را براى استفاده انسان خلق كرد و آن رادر خدمت انسان قرار داد، اما به انسان اجازه بهره كشى هاى خود خواهانه و جاه طلبانه كه سلامت حيوان را در معرض خطر قرار مى دهد، نداده است.

ا: تقدم سلامت حيوان بر بهره بردارى: سلامت حيوان بر بهره بردارى انسان مقدم است ومالك حيوان تا جايى حق استفاده از حيوان را دارد كه سلامت حيوان به خطرنيفتد. اين حكم از سوى عده اى از فقهاء مورد تاكيد قرار گرفته است و دركتابهاى قواعد الاحكام و روضة البهية ((296)) به آن اشاره شده است. محقق نجفى در اين باره مى گويد:

لو كان اخذ اللبن مضرا بالدابة نفسها لقلة العلف لم يجز له اخذ ه و ان لم يضر بولدهابل يسقيها اياه. نعم يكره له و يحرم ترك الحلب مع عدم الاضرار بها بولدها لما فيه من تضييع المال و لكن لا يستقصى في الحلب، بل يبقى في الضرع شيء، لانها تتاذى بذلك، ((297)) اگر دوشيدن شير به علت كمبود علوفه و آذوقه براى خود حيوان ضرر داشته باشد،دوشيدن آن جايز نيست. گرچه براى فرزند آن ضرر نداشته باشد و به اندازه نياز اوشير موجود باشد.

بله اگر براى حيوان و بچه آن ضررى نداشته باشد، ندوشيدن آن مكروه يا حرام است، زيرا تضييع مال به حساب مى آيد. البته همه شير را ندوشد ومقدارى در پستان باقى گذارد، زيرا دوشيدن تمام شير سبب اذيت حيوان مى شود.

در همين راستا رعايت حق نوزاد حيوان نيز مورد تاكيد قرار گرفته است و تغذيه او براستفاده صاحب حيوان مقدم مى باشد. در تغذيه نوزاد، تنها قدر سدجوع و زنده ماندن او - آن گونه كه علماى اهل سنت مى گويند - معيار نيست بلكه نوزاد بايد سير شودو اگر چيزى از شير حيوان مادر، زياد آمد صاحبش مى تواند استفاده كند. ((298)) ب: در «حج قران » كه حاجى از ابتداى احرام، قربانى را به همراه داشته و به منى مى برد مى تواند از شير آن بدوشد و از آن استفاده نمايد. اما در اين جا نيز استفاده ازشير به مقدارى كه به حيوان يا فرزند آن ضررى نرسد مقيد شده است. همچنين اگرقربانى، شتر باشد مى تواند با رعايت توان و طاقتش بر آن سوار شود. ((299)) ج: در آداب دوشيدن شير حيوان ذكر شده است:

يستحب له ان يقص اظفاره تحرزا من ايذائها بالقرص، ((300)) مستحب است(براى دوشيدن شير) ناخن را كوتاه كند تا سبب آزار و اذيت حيوان نگردد.

3. لزوم تهيه وسايلى كه براى استفاده از حيوان نياز است شهيد ثانى در بحث وجوب نفقه حيوان تصريح مى كند:

و مثله ما تحتاج اليه البهيمة مطلقا من ال آلات حيث يستعملها(الانسان) او لاجل دفع البرد و غيره حيث يحتاج اليه، ((301)) همانند ساير موارد وجوب نفقه، تهيه همه وسايلى كه براى استفاده از حيوان نياز است واجب مى باشد. همچنين بايد در صورت نياز، «زين وپالان » را براى حفظ حيوان ازسرما و غير آن فراهم آورد.

4. استفاده از گوشت حيوان از آنجا كه قوانين اسلامى مبتنى بر عدل و انصاف بوده و براى وضع قوانين، مصالح عام و فراگير را در نظر دارد، در كنار قوانين مختلف حمايتى در حفظ و نگهدارى و رعايت حال حيوان، استفاده بهينه از آن را مردود نشمرده و بر بهره بردارى صحيح تاكيدمى كند كه از جمله آنها، استفاده از گوشت حيوان به اندازه نياز است، زيرابديهى است حيات انسان و حفظ بقاء و سلامت او از اولويت برخوردار است و همه عقلا بر اين نكته اذعان داشته و در عمل، به آن ملتزم مى باشند. از طرف ديگر دراستفاده از گوشت حيوانات، با قرار دادن شرايط ى، آن را به گونه هاى خاصى محدودكرده و اين امر در حفظ و بقاى گونه هاى مختلف، نقش مهمى دارد((302)) . علاوه برآنكه سفر به قصد صيد را تحريم كرده و از آن ممانعت به عمل آورده است، مگردر برخى موارد كه در بخش بعدى با تفصيل بيشترى به آن مى پردازيم. در همين راستا مى توان از ممنوعيت شكار حيوانات در منطقه «حرم » شهر مكه وممنوعيت آن به هنگام انجام مراسم حج كه خود آزمون بزرگ زندگى ايده آل است، يادكرد. ((303)) اما در عين حال استفاده درست از گوشت يا بهره هاى ديگر از حيوان را نهى نمى كند.در اين باره محقق نجفى بعد از وجوب انفاق و لزوم رسيدگى به حيوان در مورد كرم ابريشم مى گويد:

لكن اذا جاء وقتها جاز بتخفيف جوزها في الشمس و ان ادى ذلك الى هلاكها تحصيلاللغرض المطلوب منه، هنگامى كه كرم ابريشم(به دور خود پيله تنيد) و زمان بهره بردارى آن فرا رسيد، جايزاست پيله ها را در آفتاب خشك كنند، گرچه سبب هلاكت كرم ابريشم شود، زيرااستفاده درست بهنيه از پيله ها متوقف بر آن است. ((304)) بخش چهارم: حقوق حيوان در جنايات و صدمات وارد بر آنها همان گونه كه در نظام حقوق اسلامى براى نگهدارى و بهره بردارى از حيوانات،قوانين حمايتى وضع شده است، خداوند متعال براى رعايت هرچه بيشتر حال حيوانات و دفاع از گونه هاى مختلف آنها انسانها را از آزار و اذيت و كشتن حيوانات نهى فرموده است. از اين روى در متون روايى و فقهى شيعه به قوانين متعددى در اين باره تصريح شده است در اين بخش مطالب موجود در كتب فقهى به چند دسته تقسيم مى شود:

1. كشتن و شكار حيوان 2. آزار و اذيت حيوان 3. لعن و دشنام دادن به حيوان فصل اول: كشتن و شكار حيوانات در آغاز، مباحث مربوط به كشتن حيوانات را ذكر كرده، سپس مسائل مربوط به شكارو ذبح حيوانات را مطرح مى كنيم.

در اين قسمت به مجموعه مسائلى مى پردازيم كه به گونه هاى مختلف حق حيات حيوان را سلب مى كند.

1. حق حيات ونهى از كشتن از مجموع متون فقهى و روايى به دست مى آيد كه تعرض به حيوانات و كشتن آنها كا رپسنديده اى نيست و همان طور كه اسلام حق حيات خدادادى را براى انسانها محترم شمارده و تعدى به آن را جايز نمى داند، به فراخور حال حيوانات نيز، همين حق رابراى آنها محترم شمرده است. ((305)) لذا در روايات متعددى از كشتن بى هدف حيوانات نهى شده و آن را موجب عذاب الهى معرفى كرده است.

در تاييد ممنوعيت كشتن حيوانات، مى توان به روايات متعددى اشاره كرد كه در آنها به صراحت از كشتن حيوانات نهى شده است و حتى در برخى از آنها اين كار را موجب عذاب الهى و مؤاخذه در روز قيامت معرفى كرده است. اين روايات مى تواند از جمله مدارك حرمت كشتن حيوانات به حساب آيد.

علاوه برآن كه برخى از اين روايات دركتب فقهى ((306)) نيز ذكر شده و مورد استناد فقها قرار گرفته است.

الف - شيخ طوسى و ديگر فقها((307)) نقل كرده اند:

عن النبي(ص) انه قال: اطلعت ليلة اسرى بي على النار فرايت امراة تعذب، فسالت عنها،فقيل: انها ربطت هرة و لم تطعمها و لم تسقها و لم تدعها تاكل من حشائش الارض حتى ماتت فعذبها بذلك، ((308)) پيامبر اعظم(ص) در حديث معراج نقل مى فرمايند: زمانى كه در شب معراج بر آتش جهنم گذر مى كردم زنى را ديدم كه عذاب مى شد. از علت آن جويا شدم و سؤال كردم در پاسخ گفته شد: او زنى بود كه گربه اى را بسته و محبوس كرده و به او غذا وآب نمى داد و رهايش هم نمى كرد(تا براى خود غذا تهيه كند) و از آب و علف زمين چيزى بخورد تا اينكه مرد و جان باخت، پس عذاب او بدين سبب است.

ب - ازحضرت پيامبر اكرم(ص) روايت شده است:

نهى عن قتل كل ذي روح الا ان يؤذي، ((309)) ايشان از كشتن هر موجود دارى روح(حيوان) نهى فرمودند، مگر آنكه كه موذى باشد.

ج - همچنين پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد:

من قتل عصفورا بغير حق ساله اللّه عنه يوم القيامة، ((310)) هركه گنجشكى را بدون دليل بكشد، خداوند در روز قيامت از آن سؤال و مؤاخذه مى كند.

قريب به همين مضمون، روايت ديگرى پيرامون همه حيوانات وارد شده است. ((311)) بر اين اساس فقهاى بزرگوار، كشتن بى دليل حيوانات را جايز نمى دانند. سيدمرتضى(ره) در پاسخ به پرسشى در اين باره تصريح مى كند:

از آنجا كه دليل شرعى بر اباحه كشتن حيوانات غير موذى و يا آنها كه اذيتشان ناچيزاست - مانند مورچه - نداريم ، كشتن آنها جايز نيست. اما كشتن حيوانات موذى مانند درندگان و مارها جايز است. ((312)) از جمله شواهد ديگر بر رعايت حق حيات حيوانات در فقه اسلامى اين است كه فقهادر ضمن مساله جلوگيرى از غرق شدن كشتى اشاره نمودند كه اگر براى خلاصى كشتى طوفان زده، مجبور باشند كه آن را سبك و وسايل درون آن را كم كنند و امردائر شود به اين كه برخى از اشياء را به آب اندازند و يا حيوانات موجود در كشتى را،در اين جا واجب است براى نجات جان موجودات داراى روح، وسايل ديگر را به آب اندازند و مادامى كه نجات كشتى با انداختن اين وسايل حاصل شود، به آب انداختن حيوانات جايز نيست. ((313)) 2. كشتن حيوان، هنگام جنگ رعايت حال حيوانات و پرهيز از كشتن آنها تا بدان جا در معارف اسلامى و فقه شيعه مورد تاكيد قرار گرفته است كه درجنگ با كفار، زمانى كه هنوز جنگ آغاز نشده، ازكشتن بى دليل حيوانات نهى شده است. در اهميت مطلب، توجه به اين نكته جالب است كه در زمان گذشته اسب ها همانند جنگ افزار ماشينى امروز نقش محورى رابر عهده داشتند و تعداد بيشتر آنها موجب تقويت سپاه مى گرديد. على رغم اين نكته مى بينيم، جز در موارد اضطرار و در ميدان جنگ و كارزار كشتن حيوانات منع شده است. حتى در صورتى كه اسب هايى را از سپاه دشمن به غنيمت گرفته باشند و درحال عقب نشينى ترس آن را دارند كه دوباره اسب ها در دست دشمن بيفتند، باز دراين حال كشتن آنها تجويز نشده است. شيخ طوسى و علامه حلى به اين نكته تصريح كرده اند. ((314)) 3. صيد و شكار از جمله مواردى كه در كتب فقهى ما به آن اشاره شده و از آن، حكم حرمت كشتن بى دليل حيوانات استفاده مى شود، حكم به حرمت صيد و شكار حيوانات است. لذاصيد حيوانات در غير نياز شخصى - براى تهيه غذا ويا فروش آن براى امرار معاش - جايز نيست و اگر صيد و شكار حيوانات نيازمند به سفر باشد، آن سفر، معصيت به حساب مى آيد و نماز صياد مسافر كامل بوده و شكسته نمى باشد و اگر در ماه رمضان باشد روزه بر او واجب است. لذا فقها سفر براى شكار را از مصاديق بارزسفر معصيت، ذكر فرموده اند.

 

 
 

All logos and trademarks in this site are property of their respective owner.
The comments are property of their posters, all the rest © 2004-2006 by International PersianPet