نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

داستان عشق جوجه خروسک ودخترک گیسو مشکی

This is a discussion on داستان عشق جوجه خروسک ودخترک گیسو مشکی within the نویسندگی forums, part of the مسابقه کاربران مای پت category; هوا آفتابی بود ، درو ورم پر از آدمای جور و واجور طوریکه سرم گیج می رفت وقتی به اطراف ...

  1. Top | #1

    کاربر فعال

    کاربر فعال


    حیوان خانگی
    داگی داگی
    محل سکونت
    تهران -شهرک اکباتان
    لايك دريافتي
    115
    لايك كرده
    71
    نوشته ها
    105
    می پسندم
    41
    مورد پسند : 153 بار در 79 پست

    پیش فرض داستان عشق جوجه خروسک ودخترک گیسو مشکی

    هوا آفتابی بود ، درو ورم پر از آدمای جور و واجور طوریکه سرم گیج می رفت وقتی به اطراف نگاه می کردم .
    توی یه کارتن کوچولوی مربعی شکل روباز که دور تا دورشو سوراخ سوراخ کرده بودن با تعداد زیادی از دوستای جوجوی دیگه به رنگای متفاوت صورتی ، زرد ، قرمز، آبی رنگمون کرده بودن توی دستای یه پسر بچه تلو میخوردیم اینطرف تلو میخوردیم اونطرف .
    بعضی از دوستان از فرط خستگی رو پا ایستادن زیر نور مستقیم خورشید میرفتن خودشون زیر پر دوستای دیگه قایم می کردن که کمی استراحت کنن و خستگی در کنن تا یه کمی هم از دسترس کسایی که می اومدن و می رفتن و دستمالیشون می کردن و با جمله هایی مثل وای چه جوجوی نازی ، مامان من می خوام من از اینا می خوام ، نیگا چه کوچولوئه ، اون داره چرت میزنه مریضه ، اونکه داره تند تند دونه می خوره خوبه اونو بدین نه کثیف کاری میکنن و خلاصه جمله های تکراریه زیاد دیگه ...در امان باشن، که بعضی اوقات صاحبمون می شدن و می بردنمون یا دوباره جعبه سوراخ سوراخ و داد پسر بچه جوجه دارم جوجه فوکولی ادامه داشت ، تا اینکه غروب می شد و همینطور درحال خوردن ته مونده ارزنایی که واسمون مونده بود جیک جیک کنان به یاد خاطرات قشنگ مامانی مرغه خوابمون میبرد و منتظر یه روز شلوغ و سخت دیگه می شدیم . هی خدا اون روزا رو دیگه نیاره که خیلی از دوستامون به خاطر زیاد چلونده شده بعضی از بچه ها یا آدما ضعیف و نحیف می شدن و جیک جیک کنان و خوشحال می رفتن پیش خدای مهربون و همچنان زندگی ما با دیدن اونا کمرنگ تر و کمرنگ تر می شد . من بین دوستام از همه بزرگتر بودم در ضمن به خاطر اینکه رنگمم نکرده بودن کمتر جلب توجه می کردم به همین خاطر هم کمتر دستمالی می شدم و بیشتر از بقیه جون داشتم واسه زنده موندن با اینکه اشتهای خوردن غذا رو نداشتم ولی واسه زندن موندن تلاش میکردم چون امیدوار بودم به سرنوشتم انگار هر شب مامان مرغی می اومد و با بالای مهربونش نازم میکرد و میگفت پسرم صبر کن تو خوشبخت می شی با همین رویا طولی نکشید تا اینکه یه روز از همون روزای آفتابی و شلوغ همچین که پسرک جوجه فروش صداش بلند شد جوجه دارم جوجه ناز فوکولی دارم . یه دختر خانوم با موهای موش موشی بسته مشکی یهو اومد سمت جعبه بیشتر دوستام دیگه نبودن تعدادمون خیلی کم شده بود به همین خاطر نگرانی منم بیشتر که سرنوشتم چی می خواد بشه . که همون تعداد کمی هم که مونده بودن از ترس چلونده شدن بیش از اندازه میرفتن یه گوشه جعبه از سر وکول هم بالا میرفتن که مبادا دیده بشن یا به دست کسی بیافتن که فشارشون بده استخونای کوچیک و نرمشون درد بیاد و خفه بشن و بمیرن . اما جای تعجب داشت ما بین ترس و حول و ولای دوستای کوچولوم ناگهان خیره به چشمای سیاه دخترک شدم اونهم همینطور مات چشمای گرد و مشکی من شده بود که جیک جیکم قطع شد و دستش آورد سمت من و بدون اینکه بهم دست بزنه کاری کرد که اصلاً متوجه نشدم کی نشستم توی دستای کوچیک و نازش همینطور که به هم خیره شده بودیم دخترک گفت مامان جون مامان جون من اینو می خوام مامان دخترک گفت : نمی تونی ازش نگهداری کنی دخترم اون باید پیش مادرش بزرگ بشه اذیت میشه پیش تو باشه اما انگار دخترک از زندگی و سرنوشت تلخی که انتظار ما جوجه های نگون بخت و می کشید خبر داشت با صدای مهربونش گفت آخه اونا که مامان ندارن وگرنه که اینجا نبودن من میتونم مامان خوبی واسه این جوجه کوچولو ها باشم مامان دخترک گفت باشه دخترم می تونی بگیری اما فقط همین یه دونه رو چون ما حیاط نداریم واسمون سخت این تعداد و توی خونه نگهداری کنیم تازه واسه اونها هم سخته چون اونا باید یه جای باز باشن که دونه بخورن بگردن بچرخن تا بزرگ بشن . دخترک گفت باشه من اسمشو میذارم جوجک آقا آقا جوجک می خوام ببرم . پسرک گفت باشه بدین بزارمش تو نایلون . دخترک گفت : نایلو ن نه نه خفه می شه صبر کنید من برمی گردم رفت و با یه جعبه سوراخ سوراخ شده بزرگ برگشت. منو با احتیاط خیلی زیاد که مبادا فشاری به تن رنجور و کوچولوم وارد بشه گذاشت توی جعبه و با خوشحالی خیلی زیادی رفتیم در جعبه باز شد چشمامو که باز کردم دیدم تو یه حیاط خلوت کوچولو با چند گلدون زیبا و یه کاسه پر از دونه و یه کاسه اب تنهام اولش ترسیدم واسه اینکه بعد از مدتها بود تنها شده بودم شروع کردم جیک جیک کردن بلند بلند جیک جیک تا دخترک اومد بازم مثل بار اول دسشو بدون اینکه بهم بزنه دراز کرد به اشاره که بپرم روی دستش اون خیلی مهربون بود از هیچی واسم دریغ نکرد از نگاهم متوجه میشد که چی احتیاج دارم تا اینکه جثه ام به جایی رسد که واقعاً اون حیاط خلوت واسم تنگ کو چیک به نظر می رسید . دخترک گیسو مشکی مثل همیشه اینو فهمیده بود واسه همین منو برد مزرعه مادر بزرگش همونجایی که هر جوجه ایی دوست داشت بره پر بود از همنوعان خودم وای خیلی خوشحال بودم طوری که دائم بال بال میزدم قوقولی قوو قو می کردم که تشکرمو یه جوری به دخترک بیان کنم . تنها غمی که داشتم دوری دخترک بود اما با وجود اومدن زن و بچه هام و دیدن یکماه یکبار دخترک گیسو مشکی دلتنگیم از بین که میرفت هیچ روز به روز به خوشبختیم اضافه تر می شد . اینجا بود که پی به رویاهای مامانی مرغم بردم که می اومد تو خوابم و میگفت به اینده امیدوار باش تو خوشبخت می شی پسرم . بله دوستای گلم تا به الان که دیگه یه خروس بالغ شدم از خدا می خوام که همه بچه های خوب مثل دخترک گیسو مشکی باشن و اگه یهروز کنار خیابونی جایی توی یه کارتن کوچیک جوجه طلایی دیدن بدونن باید چیکار کنن که اونا دردشون نیاد یا خوب ازشون نگهداری کنن . چون دیگه با خوندن داستان زندگی من باید متوجه شده باشین که چه عذابی می کشن وقتی توی اون جعبه جیک جیک کنان منتظر یه سرنوشت تلخن . دوستتون دارم
    خروس همیشه عاشق دخترک گیسو مشکی
    295632_mxdbtgvo.jpg

  2. 4 کاربر پست SAMI&JEYSON عزیز را پسندیده اند .


  3. Top | #2

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    4
    نوشته ها
    15
    می پسندم
    3
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست

    پیش فرض

    لایک داره. عالی تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  4. Top | #3

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    3
    می پسندم
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست

    پیش فرض

    عالی بود مرسی
    پیتزا سئو مرکز تخصصی آموزش سئو و بهینه سازی سایت | سئو سایت در موتور های جستجو

    طراحی چت روم دیزاین وب | هاست چت روم لیونکس | دانلود فیلم ایرانی جدید | دانلود سریال ایرانی

  5. Top | #4

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    3
    می پسندم
    0
    مورد پسند : 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    آفرین ... جوجه خروس
    با حیوانات مهربان باشیم ... سایت تخفیف - تخفیف

  6. Top | #5

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    حیوان خانگی
    کبوتر
    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    6
    می پسندم
    1
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست

    پیش فرض

    خیلی خوب بودتالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    اگر کسی ارزو دارد که به پرهیزگای برسداولین ریاضت او باید خود داری از ازار حیوانات باشد

  7. Top | #6

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    لايك دريافتي
    1
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    32
    می پسندم
    0
    مورد پسند : 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خداییش همیشه وقتی بازار میرم از این کارتن سوراخ سوراخ پر جوجه های رنگی می بینم و خودمم از این حرفا می زنم اما تا به حال خودم و جای اون جوجه ها نزاشته بودم و به این که اونا چی می گن و چی فکر می کنن اما توی حالت کلی اگه بخوایم این حس و پیدا کنیم که حیوونا چه حسی دارن و به هم چی میگن قطعا رفتار بعضی از انسانها که با حیوونا بدرفتاری می کنن کلی تغییر می کرد همین عاشورای امسال بود که تو خیابون جلوی دسته یه آقا که خیرسرش قصاب محل بود و ادعا داشت که بلده حیونو بکشه دو تا گوسفند سر بریدحداقل دست و پاشونو نگرفت که حیوونای بیچاره آروم جون بدن ولشون کرد به حال خودشون حیوونا بال بال می زدن و بعد گذشت چند دقه به زور جونشون در اومد در حالی که اونقدر این ور اون ور پریده بودن کل اندامشون خون بود رفتم بهش تذکر دادم چی بگه خوبه گفت چی میگی تو چه میدونی من خودم قصابم کلی باهاش انقدر پررو بود که کلی باهاش بحث کردم و به نتیجه ام نرسیدم از اون روز هنوزم قیافه اون گوسفندا جلوی چشممه خیلی دلم براشون سوخت

  8. Top | #7

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    2
    می پسندم
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست

    پیش فرض

    عالی بود

  9. Top | #8

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    1
    می پسندم
    1
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست

    پیش فرض

    تشکر ، خیلی جالب بود

موضوعات مشابه

  1. خطرات تغذیه دستی جوجه طوطی ها: جوجه سرنگی نخرید!
    توسط The Almighty در انجمن بیماریها و مخاطرات
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 24th April 2014, 07:12 PM
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 22nd April 2012, 05:47 PM
  3. مشکی از پیش ما رفت!
    توسط iranshah در انجمن معرفی جوندگان و خرگوش شکلان خود
    پاسخ: 28
    آخرين نوشته: 3rd October 2010, 09:37 PM

Visitors found this page by searching for:

داستان جوجک

نمایش داستان جوجه کوچولو

داستان جوجه ناز

کلمات کلیدی این موضوع

تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با پرشین پت
جهت ارتباط با مديران پرشین پت مي توانيد از اطلاعات زير استفاده نماييد .
Email : persianpet@gmail.com
SMS : 10000128394214




Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556