صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 15
Like Tree34Likes

زندگی نامه سگهای معروف

This is a discussion on زندگی نامه سگهای معروف within the انجمن گالری عکس سگ forums, part of the تالار دوستداران سگها category; هر کسی که هری پاتر رو دیده باشه حتما فنگ سگ باوفا و دوست داشتنی هاگرید رو به خاطر داره ...

  1. Top | #1
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    حیوان خانگی
    سگ ، گربه ، طوطی خاکستری
    محل سکونت
    مشهد
    لايك دريافتي
    66
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    2,901
    می پسندم
    9,986
    مورد پسند : 183 بار در 119 پست

    پیش فرض زندگی نامه سگهای معروف





    زندگی نامه سگهای معروف


    هر کسی که هری پاتر رو دیده باشه حتما فنگ سگ باوفا و دوست داشتنی هاگرید رو به خاطر داره ....

    فنگ یکی از حیوونای رنگ و وارنگ هاگرید جنگلبان هاگوارتزه ، اما به طرز عجیبی از همه ی حیوونا برای هاگرید عزیز تر و باهاش صمیمی تره . شاید علتش این باشه که هاگرید این سگ رو از زمانی که دانش آموز بوده داشته ، شاید هم به خاطر دلاوری های فنگ باشه .
    فنگ همه جا با هاگرید هست حتی در جنگل ممنوعه !

    در سال اول تحصیل هری پاتر ، فنگ دانش آموزان سال اولی رو در جنگل ممنوعه همراهی کرد .اونها یعنی دراکو مالفوی ، هری پاتر ، ران ویزلی و نویل لانگ باتم به همراه هاگرید به جنگل رفته بودن تا تنبیه بشن که با موجودی مواجه شدن که خون تکشاخها رو می نوشید !


    زندگی نامه سگهای معروف


    فنگ به همراه هری و ران آراگوگ را ملاقات کرد. آراگوگ هنکبوت غول پیکر هاگرید بود که در جنگل ممنوعه به همراه همسر و بچه هاش زندگی می کردند.

    فنگ و هاگرید به وسیله ی دولورس آمبریج از مدرسه اخراج شدند تا زمانیکه مشخص شد که ولدرمورت برگشته و آمبریج اخراج شد . سپس اونها به مدرسه برگشتند.


    زندگی نامه سگهای معروف


    بزاق دهن فنگ همیشه جاری بود و وقتی یه بار سرش رو روی پای هری گذاشته بود رداشو خیس خیس کرد ، وقتی کسی وارد خونه ی هاگرید میشد فنگ با صدای بلند شروع به پارس کردن میکرد و اگر اون شخص رو میشناخت به سر و کولش میپرید و حسابی صورت و گوشهاشو لیس میزد .


    خیلی ها فکر میکنند که فنگ به گریت دین یا یه نژاد از هوندهاست اما فنگ یه سگ ناپولیتن ماستیفه ، نقش فنگ در 3 فیلم اول هری پاتر رو سگی به نام هوگو بازی میکنه اما در فیلم های بعدی مسئول حیوانات فیلم " جولی تاتمن " سگ دیگه ای به نام مانکی رو جایگزین اون کرد .


    زندگی نامه سگهای معروف







    گردآوری و ترجمه : dooni66

  2. 12 کاربر پست dooni66 عزیز را پسندیده اند .


  3. Top | #2

    کاربر موثر

    کاربر  موثر


    حیوان خانگی
    سگ-لاکپشت- و ...
    محل سکونت
    mazandaran
    لايك دريافتي
    172
    لايك كرده
    6
    نوشته ها
    301
    می پسندم
    385
    مورد پسند : 309 بار در 99 پست

    Smile جیکوب , سگی که نمیشنید

    داستان جیکوب , سگ ای که کر بود:
    **برای دلگرمی صاحبان حیوانات ناشنوا**
    زندگی نامه سگهای معروف

    به عنوان یک سگ کوچک(بوستون) سخت بود تشخیص دادن این که jacob کر یا اینکه اون داره کار خودش و انجام میده.
    برای 2 هفته ی اولی که اون و به خونه آوردم ,خودمو برای انتخاب یک سگ وحشی از اون فروشگاه سرزنش میکردم.
    مثل بقیه سگ های کوچک دیگر . jacob هیچ واکنشی به اسم خودش نشان نمیداد( یا هر اسم مختلف دیگه ای که صداش میزدم) و همینطور کلمه ی (( نه )) رو به هیچ وجه نمیفهمید حتی اگه با تاکید وصدای بلند میگفتم .
    اگر سکه ای کنارش به زمین پرتاپ میکردم یا صدای در میومد نزدیکش , به طور عجیب هیچ پلکی نمیزد.
    در آخر روز طوری میخوابید که انگار هیچوقت نخوابیده و حتی با صدای بلند (( ترومپت)) من هم بیدار نمیشد.
    من به دو نتیجه رسیدم : یا در مقابل بی اعتناترین موجود روی زمین قرار داشتم .و یا این که..... اون ناشنوا ست!
    من و jacob به یکی از بیمارستان های دامپزشکی رفتیم برای تست پاسخ گویی شنوایی (BAER ) .یک آزمایش ساده , سریع و راحت بود . الکترودهای کوچکی روی پوست اون قرار گرفتن. و یک الکترود هم جلوی هر کدوم از گوش هاش و یکی هم بین چشم ها و پشت چشم ها و روی سرش . الکترودها هر فعالیت مغزی رو که نسبت به صداهایی که به وسیله ایرفون ها تولید میشد. ضبط میکرد. این روش باعث میشد تا عکس العمل هر گوش را به تنهایی نسبت به صدا ها آزمایش کنند.
    نتیجه ی آزمایش ها نشان دادند جیکوب هیچ توانایی شنوایی در گوش هایش نداشت. به عبارت دیگر اون کاملا ناشنوا بود....
    در هفته ای که وضعیت jacob در حال بررسی و تایید بود یاد گرفتم که چطور میشود از یک سگ کر مراقبت کرد.
    چون که من میدونستم اون متفاوتر از سگ های دیگر خواهد بود . و فورا فهمیدم که روش های تمرین ای برای اون متفاوت تر از روش های تمرینی برای دیگر سگ هاست.
    برای مثال , به عنوان جایزه برای برگشتن از بیمارستان , براش یک گردنبند ویبراتور گرفتم.(vibrating collar ). وقتی دکمه ی کوچک سفید رو روی کنترل آن فشار میدادم یه ضربه ای به حالت نبض یا تپش ایجاد میکرد. که کم کم به اون عادت کرد.
    من سیستم paging کنترلش رو خیلی دوست داشتم . چون به کمک اون میتونستم بفهمم وقتی به صورت تصادفی گوشه ای از خونه خوابیده بود.
    با یک فشار دکمه بیدار میشد و راه می افتاد . به علاوه از اون ویبره به عنوان clicker trainer هم میتونستم استفاده کنم .
    هروقت کاری انجام میداد من میتونستم به کمک vibrate به اون علامت بدم و برای کار خوبش به اون پاداش بدم.
    به همین ترتیب jacob در عرض 2 هفته نشستن را یاد گرفت. بعد ها فهمید که به علامت دست هام بیشتر توجه کن.
    و امروز...جیکوب مجموعه ای از اشاره ها و علامت های دست را میفهمه که شامل :نشستن / ایستادن / آمدن / توقف کردن / دراز کشیدن /غلت زدن / دست دادن /رقصیدن روی 2 پا/ پیدا کردن شخص خاص در خانه / پریدن /پیاده روی و ماشین سواری.... میشه.
    Jacob یکی از بهترین سگ های تعلیم دیده و تربیت شده ای است که دیدم و معلولیتش باعث جلوگیری از پیشرفتش نشده.
    جیک همچنین یاد گرفته که خودش ناتوانایی شنیداریش را جبران کند.
    اون اشاره هایی هم از رفیقشجاسمین- گربه خاکستری محلی- میگیره (gray domestic short-haired sweetheart ) .هر وقت که میبینه جاسمین قاطعانه به سمت در ورودی میره , به سرعت متوجه میشه که شخصی به خونه رسیده و برای استقبال از مهمان به طرف در میدو...
    شما به طور قابل درکی یاد میگیرید که پت ناشنوای شما میتونه بسیار مقاوم باشه. من شخصا تعداد زیادی سگ های ناشنوا رو دیدم که زندگی عادی دارند. و jacob - بوستون تریر ناشنوای من, خود گواهی بر این موضوع.
    الان اون خیلی سر حال و اگر شما اونو تو خیابون ببینید حتی نمیتونید حدس بزنید که نمیتونه بشنوه...
    امیدوارم که این داستان به دست مالکان سگ های دست آموز ناشنوا برسه.
    -آموزش و زندگی با یک سگ ناشوا ممکن کمی بردباری بیشتری بخواد, ولی من به شما اطمینان میدم این جریان به خوبی امکان پذیر و شدنی است...
    -------------------------------------------------------
    ترجمه : پویان
    By Serene Lai – pets.ca writer
    ----------------------------------------
    زندگی نامه سگهای معروف
    ویرایش توسط nayuop : 13th May 2010 در ساعت 09:18 PM
    shhivid likes this.


  4. Top | #3

    کاربر موثر

    کاربر  موثر


    حیوان خانگی
    سگ-لاکپشت- و ...
    محل سکونت
    mazandaran
    لايك دريافتي
    172
    لايك كرده
    6
    نوشته ها
    301
    می پسندم
    385
    مورد پسند : 309 بار در 99 پست

    Post سگ های کوچک ...شهر های بزرگ


    داستان زندگی سگ کوچکی به نام Ester است.
    زندگی نامه سگهای معروف
    استر در یک خانواده ی شاد و کوچک Italian greyhound در بک وود( backwood ) میسوری missori) ) به دنیا امد. وقتی استر بزرگتر شد, تک به تک برادران و خواهرانش هرکدام به جای دوری منتقل شدن... و سپس نوبت ester رسید...
    اون به همراه اسباب بازی های مورد علاقش و مقداری غذا داخل هواپیما گذاشته شد و به سمت تورنتو پرواز کرد.
    این داستان سگ کوچک در شهر است. برای کسانیکه نمیدونند Italian greyhound چه نوع سگی , سگی رو تصور کنند که دقیقا شبیه greyhound ولی به اندازه ی یک سگ شیتزو ,
    وقتی استر به تورنتو رسید مثل یه توپ 3 پوندی پر انرژی بود که تلو تلو میخورد و میچرخید! اون تو سن 8 هفتگی فقط اندازه ی یک بچه گربه ی سه ماه بود...بسیار با مزه و بازیگوش بود و به همین خاطر به سرعت مرکز توجه قرار میگرفت... سگهای دیگری هم در تورنتو بودن وحالا استر در واقع یکی از اون ها بود .
    چون یک نفر در جایی زندگی نمیکنه که منطقه ی بزرگ و سرسبز و دریاچه ای برای قدم زدن به دورش وجود داشته باشه , به این معنی نیست که نتونه یک سگ داشته باشه. فضای محدود در یک آپرتمان در شهر ممکن مانع از این بشه که یک سگ بزرگ سنت برنارد( st.bernard ) داشته باشید ولی اگه خوب فکر کنید متوجه میشید بعضی از سگها دقیقا مناسب زندگی کردن با شما در شهر با این شرایط هستند.
    در شهرهای بزرگ نژاد های گوناگونی رو خواهید دید ولی این حقیقت است که مردم شهر ترجیح میدهند سگهای کوچک داشته باشند به این خاطر که فضا در شهر ها با ارزش است و همه از آن برخوردار نیستند. تعداد زیادی از مردم اتاقی برای خونه ی سگ های بزرگ ندارند و همچنین همه چیز در شهر ها گرانتر است و سگ های کوچک کمتر نیاز به غذا دارند...
    البته مواردی هم است که باید به آنها توجه داشت و ممکنه برای صاحبان سگ عیب به حساب بیاید.
    یک سگ کوچک نمیتواند بیش از 12 ساعت بی وقفه بدون ادرار کردن خودش را نگه دارد در حالی که یک سگ بزرگ تحمل میکند . همچنین سگ های کوچک بسیار حساسترند و باید با احتیاطتر با آنها برخورد کرد ( تصور کنید چه اتفاقی می افتد وقتی یک کتاب بزرگ روی استر 3 پوندی بیوفتد .) و خانواده هایی که بچه ی کوچکی دارند به ابن مورد باید بیشتر توجه کنند .
    دلایل دیگری هم وجود داره که به شما نشون بده یک سگ کوچک برایتان مناسب نیست.
    در زمستان های تورنتو ester نیاز به پوشیدن ژاکت و لباس های گرم داره... اون به اندازه ی کافی روی بدنش مو نداره که بتون خودش رو گرم نگه دار وقتی که برف میباره...
    ممکن سخت باشه تا سگ کوچکتان را متقاعد به پیاده روی یا حمام کردن در خارج از خانه کنید. یه علاوه سگ های کوچک بر خلاف سگ های بزرگ مثل شکاری زوزه نمیکشند و پارس میکنند... و تنظیم کردن صدای آنها ممکن سخت باشه وقتی اون هارو یک روز توی آپارتمان تنها بذارید...
    یکی از فوایدی که در شهر ها هست بودن تعداد زیادی درمانگاه و دامپزشکی هاست که میتونید انتخاب کنید. و اغلب درمانگاه های 24 ساعته و اضطراری به شما نزدیک هستند.
    همچنین اغلب تربیت کنندگان خوب و رفتارشناسان زیادی برای سگ های شما در شهر های بزرگ وجود دارد. که باعث میشن سگتون معاشرتی تر شود و همینطور راه مناسبی برای سازگار کردن حیوانتان با محیط , انسانها و سرو صداهای آن هاست.
    معایب دیگری هم وجود دارد...مثلا در شهر ها اگرچه فضاهایی برای بازی کردن و دویدن سگ ها مانند پارک ها وجود دارد ولی این مکان ها گاهی کمی خطرناک هستند. وقتی شما سگتان را به پارک میبرید مانند این است که آنها در کودکستان قرار دارند و بساری بیماری هایشان به راحتی به هم سرایت میکند. پس باید همیشه در زمان های تعیین شده واکسیناسیون آنها را چک کنید. همچنین حواستان باید جمع باشد تا در طول مدتی که در پارک هستید سگتان با سگ دیگر دعوا نکند . همچنین باید حواستان باشد تا او به سمت خیابان و جاده نرود.
    زمانیکه شما این متن را میخوانید ester به خوبی با محیط جدیدش آشنا شده.
    اون دوست داره روی تخت صاحب خودش دراز بکشه و تو لپ تاپ فیلم و dvd تماشا کنه ( فیلم مورد علاقش the jungle book )
    استر یک قفسه ی کوچک مخصوص هم برای لباس های زمستانیش داره... اگرچه اون و صاحبش هنوز دارند روی تعلیمات روزانه و پارس کردن های استر کار میکنند ولی پیشرفت خوبی کرده اند.
    زندگی در شهر بزرگ صاحب ester رو از لذت بردن داشتن سگ کوچک و دوست داشتنی خودش دور نکرده...
    مهم نیست سگتون چه سایزی دار...مهم نیست کجا زندگی میکنید... مهم این که همشون نیاز به زمان و مراقبت دارند.
    اگر شما در منطقه ی شهری زندگی میکنید . شاید وقتش رسیده باشه که یک سگ کوچک برای یک شهر بزرگ داشته باشید !
    ----------------------------
    By Ashley O'Driscoll - Pets.ca writer
    تهیه و ترجمه :پویان nayuop
    زندگی نامه سگهای معروف
    ویرایش توسط nayuop : 4th July 2010 در ساعت 11:01 PM

  5. 9 کاربر پست nayuop عزیز را پسندیده اند .


  6. Top | #4

    کاربر ارشد

    کاربر ارشد


    حیوان خانگی
    سگ (میشل) - پرنده (ویتامین)
    محل سکونت
    ایران - اراک
    لايك دريافتي
    81
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    5,118
    می پسندم
    22,571
    مورد پسند : 180 بار در 79 پست

    Arrow گنجینه ی لاکی، وقتی تمام دارایی یک سگ شدید

    یک داستان زیبا واستون میذارم . امیدوارم لذتشو ببرید .


    زندگی نامه سگهای معروف


    يك داستان حقيقي، يك حقيقت زيبا

    خانم ماري و همسرش جيم سگي به نام لاكي داشتند. لاكي شخصيت بخصوصي داشت و بسيار مورد توجه خانم ماري بود او يك سگ مهربان و عاطفي و در عين حال بازيگوش بود . زمانيكه ميهماني به خانه ي آنها مي آمد خانم ماري به ميهمانش هشدار ميداد كه وسايل خود را تحت مراقبت داشته باشد و در كيف يا چمدانش را باز نگذارد . چون اين رفتار هميشگي لاكي بود كه وسايل مورد علاقه اش را دزدانه به زيرزمين ببرد و در جعبه ي مخصوص اسباب بازي هايش جاي دهد . هرگاه چيزي گم ميشد ماري به زيرزمين خانه سري مي زد و در ميان جعبه ي گنج لاكي وسيله گمشده را مي يافت .


    زندگی نامه سگهای معروف



    لاكي بسيار مراقب بود كه هيچ كدام از وسايل دلخواه و اسباب بازيهايش از جعبه خارج نشوند و از آنها به شدت مراقبت مي كرد . آن جعبه گنجينه اي براي لاكي به شمار مي رفت که او را وامیداشت با تمامی وسواس خود آن را تحت مراقبت قرار دهد . لاکی حساسیت ویژه ای به وسایلش داشت .
    روزي كه خانم ماري متوجه بيماري خود شد، روزي تلخ و غم انگيز براي لاكي بود . خانم ماري پس از مراجعه به پزشك از سرطان سينه خود اطلاع يافت و چندي بعد زمان برداشتن قسمتي از سينه فرا رسيد . ماري چمدان خود را بست تا به بيمارستان برود در آن لحظه لاكي را سخت در آغوش فشرد و با خود مي انديشيد كه اي كاش اين سگ هرگز با خود نگويد كه ماري مرا ترك كرد ..
    چنان غرق در اين انديشه بود كه بيماري خود را و دست و پنجه نرم كردنش با مرگ را از خاطر برده بود .. زماني كه وي در بيمارستان بستري شد پزشكان دريافتند كه خانم ماري در وضعيت وخيم تري از آنچه انتظارش مي رفت قرار گرفته .. به اين ترتيب پس از انجام جراحي و مراقبات ويژه ماري بيش از 3 هفته در بيمارستان ماند . در اين زمان همسر ماري ، جيم هرگاه سعي مي كرد در نبود ماري، لاكي را براي گردش ببرد با ناله ها و بي قراري هاي حيوان رو به رو مي شد .. لاكي آن روزها واقعا پژمرده و غمگين بود .. چرا كه وابستگي عاطفي لاكي به خانم ماري بيش از جيم بود .


    زندگی نامه سگهای معروف


    روز بازگشت ماري به خانه فرا رسيد .. ماري زمانيكه قدم در چارچوب در خانه اش مي گذاشت به شدت ضعيف و ناتوان بود و با همراهي همسرش جيم به بستر خود رفت و با اين حال لاكي را كه تمام مدت گوشه اي ايستاده بود و نگاه مي كرد فرا خواند اما صدا كردن بي فايده بود و لاكي نزد ماري نيامد و اين بر ناراحتي ماري مي افزود .. ماري به دليل ضعف و عوارض داروها به سرعت به خواب رفت و از محيط اطرافش بي خبر شد ..
    دقايق مي گذشت .. زمانيكه ماري چشم باز كرد سنگيني عجيبي را در بدنش حس كرد.. او حتي توانائي تكان دادن گردن و دست و پاهايش را نداشت .. او متوجه چيز عجيبي شده بود ، بعد از لحظه اي ماري دريافت كه با تمامي وسايل مورد علاقه ي لاكي پوشيده شده است .. لاكي گنجينه ي شخصي اش را بر روي بدن ماري گسترده بود و تمام عشق و علاقه اش را به ماري ابراز كرده بود .. اين آن اتفاق بي نظيري بود كه تمامي ناراحتي هاي ماري را از ميان برد ..
    در حقيقت لاكي ، ماري را با تمام عشق خود پوشانده بود و نه با وسايل شخصي اش .. لاكي تمامي سعي خود را به كار برده بود تا ماري را از عشق سرشار كند .. ماري مرگ را فراموش كرد و به همراه لاكي و همسرش زندگي را از سر گرفت .. ماري و لاكي هر روز به پياده روي رفتند بيش از پيش شاد بودند و هم اكنون كه 12 سال از آنروز مي گذرد ماري بطور كامل سرطان را به فراموشي سپرده است، لاكي همچنان گنج هاي كوچكش را در جعبه اسباب بازي پنهان مي كند اما ماري مي داند كه بزرگترين گنجينه ي لاكي خود اوست .


    نوشته ي :
    Susan Thixton

    با ما از تجربیات خود بگوئید .
    **************
    برگردان : پریا.م
    کپی برداری تنها با درج منبع بلامانع می باشد.




    ویرایش توسط Paria.m : 19th August 2010 در ساعت 04:31 AM
    chichi, catymiller and tikva like this.


  7. Top | #5

    کاربر ارشد

    کاربر ارشد


    حیوان خانگی
    سگ (میشل) - پرنده (ویتامین)
    محل سکونت
    ایران - اراک
    لايك دريافتي
    81
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    5,118
    می پسندم
    22,571
    مورد پسند : 180 بار در 79 پست

    Lightbulb قدرت بویایی یک سگ را باور کنید زمانیکه شما را از مرگ نجات می دهد

    زندگی نامه سگهای معروف



    Jerry اهل میشیگان یک موزیکدان 48 ساله است. یکی از شب ها پس از نوشیدن مقدار زیادی الکل به حالت ضعف و مستی به بستر رفت و وقتی بیدار شد که حالت مستی کاهش یافته بود در این زمان جری کیکو (سگ خانگی نژاد تریری) را دید که کنار اوست و وقتی دقت کرد پائین رختخواب خود مقداری خون دید و سپس دریافت که قسمتی از انگشتان پای او جویده شده و کنده شده است ..

    او فریاد می زد و کمک می خواست: او انگشتانم را خورده .. انگشتم نیست و.. همسر جری ، که یک پرستار است صدای وحشت زده او را شنید و با عجله به سویش دوید و او را به بیمارستان رسانید .. جائیکه دکتر ها دریافتند گم شدن تکه ای از انگشت پا! تنهای بخش کوچکی از مشکل بزرگ جری است ..

    آزمایش ها نشان دادن که جری به نوعی عفونت استخوان دچار شده که این مسئله اصلا به جویده شدن انگشتهای او توسط سگش ارتباطی نداشت .. گلوکوز خون جری به طور خطرناکی بالاتر از 560 واحد بود .. و در صورتیکه انگشت جری توسط کیکو جویده نمیشد، جری هم اکنون زنده نبود ..

    جری با مطبوعات مصاحبه کرد و جریان پایش را گفت و عنوان کرد که چیزی را یافته است که تنها به پای او مربوط نیست .. در داستانی که از جری چاپ شد او عنوان کرده بود که مدتی قبل از این اتفاق این هشدار را از سگ ها دریافت می کرده چرا که زمان ملاقات با دوستانش سگهای ایشان با پافشاری به سوی پای او آمده و انگشتانش را بشدت بو می کشیدند گویا خواست آنها هشدار در مورد بوی عجیب انگشتان پایش بوده است .. اما جری از این مسئله ناراحت بوده و همواره سعی در فرار از آنها داشته و از اینکه مردم در مورد بوی بد پای او حرف بزنند در هراس بوده. جری می گوید کیکو زندگی مرا نجات داد چرا که اگر این اتفاق نمی افتاد من هرگز به دکتر مراجعه نمی کردم و متوجه بیماری مهلک خود نمی شدم . جری همچنان تحت مراقبت است .


    زندگی نامه سگهای معروف



    به واقع حس بویایی سگ ها بسیار قدرتمند تر از حس بویایی انسان است . بطوریکه گیرنده های بوئایی آنها به 220 میلیون می رسد در حالیکه این رقم در انسان چیزی در حدود 50 میلیون می باشد .

    در اینباره مطالعات بسیار وسیعی صورت گرفته که ثابت می کند سگ ها می توانند بوی سرطان ها را بوسیله حس بویایی خود درک کنند و تنها از روی پوست انسان متوجه برخی بیماری ها شوند .. بطور مثال مطالعات نشان می دهند که یک سگ می تواند سرطان ریه را بواسطه استشمام کردن تنفس فرد، و سرطان پروستات را بواسطه استشمام کردن بوی ادرار فرد تشخیص دهند .. در حقیقت این مقالات به این نکته اشاره دارند که بینی یک سگ تا چه حد می تواند چیزهای کوچکی را بیابد که اگر انسان زود هنگام متوجه آنها باشد از بسیاری خطرها نجات می یابد.

    این مطلب به ما یادآوری می کنند یک سگ دارای حس بویایی بسیار قوی می باشد که چنانچه تحت آموزش های جدی قرار گیرد می تواند انسان را از خطرات بسیاری آگاه سازد .. چنانچه هم اکنون برای یافتن مواد مخدر و یا آسیب دیدگان بلایای طبیعی از سگ ها ی تعلیم دیده استفاده می شود .



    برگردان : پریا.م
    کپی برداری از این مطلب تنها با ذکر منبع بلامانع می باشد.




  8. Top | #6
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    لايك دريافتي
    2672
    لايك كرده
    1581
    نوشته ها
    12,049
    می پسندم
    71,448
    مورد پسند : 15,681 بار در 2,984 پست

    New 07 خوش شانس ترین سگ دنیا


    میتوان به جرات این توله سگ شی هاواوا کوچک را خوش شانس تریت سگ دنیا نام گذاشت.
    او در یک مهمانی باربیکیو (پیک نیک) دچار یک حادثه دلخراش شد.
    چنگال باربیکیو بر اثر یک اتفاق غیر منتظره بر سر این توله کوچک افتاد و یکی از دو لبه چنگال تا انتهای مغز این سگ کوچک فرو رفت.
    در عکس رادیولوژی گرفته شده از سر این حیوان مشخص شده که چنگال تا عمق 3 اینچ در سر حیوان بدبخت فرو رفته است.
    این توله 12 هفته سن دارد.

    خوشبختانه پس از رسیدگی به موقع دامپزشکان این توله به سلامت از این خطر بیرون میآید.

    زندگی نامه سگهای معروف

    زندگی نامه سگهای معروف

    زندگی نامه سگهای معروف

    زندگی نامه سگهای معروف
    ویرایش توسط هوریار : 13th September 2010 در ساعت 01:56 PM

    اگر میخواهی سگهای منو ببینی اینجارا کلیک کن.


    برای دریافت آخرین اخبار درباره سگها و برای هماهنگی در همین پیج به پروفایل من پیغام خصوصی بدهید .

    اگر میخواهی گربه های من را ببینی اینجا را کلیک کن.
    .

  9. 15 کاربر پست هوریار عزیز را پسندیده اند .


  10. Top | #7

    کاربر فعال

    کاربر فعال


    حیوان خانگی
    sag
    محل سکونت
    tehran
    لايك دريافتي
    4
    لايك كرده
    2
    نوشته ها
    191
    می پسندم
    538
    مورد پسند : 532 بار در 160 پست
    حالت من :
    My Mood
    Cool

    پیش فرض 10 نوع از جذاب ترین و دیدنی ترین سگ ها

    استابی : اولین سگ جنگی آمریکاییها، به مدت هجده ماه در خدمت جبهه جنگ غرب بوده و در هفده نبرد نیز شرکت داشته. در فوریه سال 1918 او گردان خود را از حمله غافلگیرانه گاز خردل نجات داد.این سگ شکاری نر آرایش داده شده ترین سگ جنگی جنگ جهانی اول است و اولین سگی است که به جهت مبارزاتش به درجه سرگروهبانی ترفیع یافت. همچنین محلی را به او اختصاص دادند تا به استراحت بپردازد و زخمهایش بهبود یابد، که در این ضمن کار ارسال پیامها را در حالی که زیر تیر آتش بود بر عهده داشت، وحتی یکبار هم با استفاده از تجاربش یک جاسوس آلمانی را به دام انداخت، و این در حالی بود که این جاسوس با تماس با یک شیشه شوی کوچک سر و صدا ایجاد می کند سپس استابی به جستجو می پردازد و او را می یابد، گوشهایش را به عقب برمی گرداند و شروع به پارس کردن می کند.جاسوس آلمانی پا به فرار می گذارد و استابی هم به دنبال او می رود، پاهایش را گاز می گیرد، او سر می خورد و می افتد. استابی بازوی این سرباز آلمانی را مورد حمله قرار می دهد ودر آخر پشت او را گاز می گیرد و رها نمی کند. در این هنگام سربازان متحد سر می رسند تا ببینند دلیل این همه سر و صدا چیست وقتی می فهمند قضیه از چه قرار است برای استابی هورا می کشند. او اولین سگی بود که در ارتش نیروهای مسلح ایالات متحده درجه نظامی گرفت. پس از جنگ وقتی صاحب استابی؛ رابرت کنرای، در راس دانشکده حقوق دانشگاه جورج تاون (Georgetown) قرار گرفت و سگش را با خود به آنجا برد، استابی موجب شگون و خوش یمنی این دانشگاه شد. سرانجام پیری و کهولت دامنگیراین دلاور کوچک شد و در چهارم آوریل 1926 در حالی که با بیماری دست و پنجه نرم می کرد در آغوش کنرای جان سپرد.
    سوآنسی جک (Swansea Jack) سگ نگهبان خلیج که جان 27 نفر را نجات داد.



    زندگی نامه سگهای معروف
    سوآنسی: در جزیره نیوفاندلند به دنیا آمد و با صاحبش؛ ویلیام توماس در داک شمالی (Dock North) زندگی کرد. او همیشه آماده یاری رسانی به کسانی بود که در آب گیر کرده و کمک می طلبیدند. او به درون آب شیرجه می زد و هر آنکه را که دچار مشکل شده را به لنگرگاه و ساحل امن هدایت می کرد.اولین عملیات نجات او در جوئن سال 1931 بود که جان پسربچه دوازده ساله ای را نجات داد که این عمل او گزارش نشد. چند هفته بعد جک در جلوی چشم جمعیتی جان شناگری را ازیک بارانداز نجات داد. آنچه ماجرای زندگی او را به افسانه تبدیل ساخته، نجات جان 27 انسان از بارانداز/ رودخانه تاو است. سوآنسی جک در اکتبر 1937 پس از خوردن یک موش سمی جان از کف داد. دوستان نوظهور بریستول ( Bristol) او را " سگ قرن" نامیدند.
    لرد مایور لندن جامی نقره ای به او هدیه کرد و هنوز هم تنها سگی است که به عنوان پاداش دو مدال برنز از اتحادیه ملی حمایت از سگان (که اکنون به نام اتحادیه سگها شناخته شده) دریافت کرد.
    جیم:"سگ شگفت انگیز" که قادر بود آینده را پیش بینی کند.

    زندگی نامه سگهای معروف


    جیم در سال 1925 در ایالت لوئیزیانای آمریکا متولد شد، او نشان داد که از هوش سرشاری برخوردار است. با اینکه سگ ها دچار کور رنگی هستند، جیم می توانست رنگ لباس افراد را تشخیص دهد. او می توانست با توجه به صاحب، رنگ، شماره پلاک یا با توجه به اینکه یک خودرو محصول کدام کشور است، آن را از دیگر خودروها تشخیص دهد. او با تشخیص اینکه کدام ناحیه مناسب شکار است به سگی شکاری تبدیل شد. آقای وان آرسدال (Van Arsdale) به جیم اجازه می داد منطقه شکار را تعیین کند، بنابراین هیچوقت دست خالی از شکار برنمی گشت. جیم در دانشگاه میزوری توسط گروهی از دامپزشکان و دانشمندان مورد آزمایش قرار گرفت. جواب آزمایشات طبیعی بود. او به درخواستهای آنان که به زبانهای ایتالیایی، فرانسه، آلمانی و اسپانیایی صورت می گرفت عکس العمل نشان می داد. او را به کلاس درس یونانی بردند، به زبان یونانی از او خواستند کارهایی انجام دهد، او موفق شد همه آنها را به درستی انجام دهد. او در یک دوره مسابقه در سال 1936 عنوان برنده را از آن خود کرد. او به درستی پیش بینی کرد که روزولت (Roosevelt ) دوباره در سال 1936 انتخاب خواهد شد. او همچنین به مدت هفت سال برنده مسابقات اسب دوانی کنتاکی را به درستی تشخیص داد. و از همه خارق العاده تر اینکه او می توانست خیلی دقیق جنسیت کودک متولد نشده را تشخیص دهد. سگ شگفت انگیز سرانجام در 18 مارس 1937 این دنیا را ترک گفت و در قبرستانی در مارشال به خاک سپرده شد. سنگ کوچک سفیدی که روی آن حک شده بود " جیم: سگ شگفت انگیز" بر بالای آرامگاه او قرار داده شد



    آپولو:قهرمان11/ 9 ساله

    آپولو سگ متجسس و نجات که در خدمت واحد NYPD K-9بود مدال دیکین حیوانات برابر با صلیب ویکتوریا ( مدال نظامی کشورهای مشترک المنافع بریتانیا) را به عنوان پاداش در ازای شناسایی که توسط گروهی از سگهای متجسس و نجات پس از ماجرای 11 سپتامبر انجام شد، دریافت کرد. یک چوبان آلمانی که در حدود سال 1992 به دنیا آمد و مربی او پیتر دیویس پس از حمله تروریستی 11 سپتامبر برای کمک به عملیات نجات فرا خوانده شدند. آنها 15 دقیقه پس از حمله به محل مرکز تجارت جهانی رسیدند، و موجب شدند آپولو اولین سگ متجسس و نجاتی شود که پس از فروریختگی مرکز تجارت جهانی به آن محل رسید. نزدیک بود آپولو در میان شعله های آتش و در زیر آوار جان خود را از دست دهد، ولی درست قبل از این اتفاق در استخری افتاده بود و خیس شده بود و اینطور شد که جان سالم به در برد. همینکه دیویس او را از زیر آوار نجات داد دوباره کارش را شروع کرد. او در نوامبر 2006 دیده از جهان فروشست.




    زندگی نامه سگهای معروف




    Faith (وفا): سگ دوپا


    فیس استرینگ فلو (Faith Stringfellow ) سگ کوچک حیرت انگیزی است که از بدو تولد از داشتن دو پا محروم است. مادر او وقتی از دست پسر نوجوانی جان سالم به در برد تصمیم گرفت به زندگی فیس خاتمه دهد. او تنها یک پا در جلو داشت که باید در هفت ماهگی به دلیل اینکه داشت از بین می رفت، از بدنش جدا می شد. او یاد گرفت که همچون انسان روی دو پا بایستد و راه برود، دیدن اینکه سگی روی دو پا می ایستد و از کسانی که دوستشان دارد استقبال می کند اصلاَََ ً عجیب نیست، ولی فیس به همین حالت باقی می ماند و این ور و آنور می رود. احتمالا او اولین و تنها سگ دو پای جهان است. او اکنون یک سگ معالج است که موجب می شود مردم یکدیگر را تشویق کنند تا با تمام وجود زندگی کنند و از آن لذت ببرند.
    سگ چوپان: به مدت دو سال به تنهایی از گله گوسفندان مراقبت می کرد.





    زندگی نامه سگهای معروف



    در دهه 1970 چوپان تک و تنهای گله ای در خانه ای واقع درمناطق دور دست نیو مکزیک فوت کرد. دو سال بعد ماموران از مرگ او مطلع شدند. با این وجود گله او صحیح و سالم عمر خود را سپری می کرد، وطبیعتا ً به تعداد آن افزوده شده بود! در این مدت سگ او از گله مراقبت می کرد. چوپان به او یاد داده بود به هنگام صبح گله را به چراگاه ببرد، تمام روز از آن مراقبت کند و هنگام غروب به آغل باز گرداند.او در تمام مدت این دو سال که چوپان ناپدید شده بود، وظایفش را به خوبی انجام داده بود، و هر وقت که گرسنه می شد گوسفندی را می کشت ولی از بقیه با فداکاری تمام مراقبت می کرد. در سال 1879 مجلس نیو مکزیک تخصیص پانسیونی به عنوان پاداش را به این سگ گله سخت کوش (ولی بی نام) به تصویب رساند. عکسی از این سگ موجود نیست.
    گِری فرایرز بابی (Greyfriars Bobby): سگی که 14 سال از آرامگاه صاحبش محافظت می کرد.


    زندگی نامه سگهای معروف



    گِری فرایرز بابی به عنوان مظهر وفا و وفاداری در بریتانیا مشهور شد. این سگ کوچک و پا کوتاه اسکاتلندی جان نثار و سرسپرده صاحبش جان گری بود. گری در سال 1858فوت کرد و بدون سنگ قبر دفن شد. با این وجود بابی آرامگاه او را یافت،14 سال آنجا ماند، از آن محافظت کرد و به جز برای تهیه غذا آنجا را ترک نکرد. گِری فرایرز بابی هم در سال 1872 از دنیا رفت. در سال 1873یک زن اشرافی دستور داد که به منظورتجلیل از وفاداری بابی فواره ای گرانیتی بنا نهند، هزینه ساخت آن را نیز RSPCA تقبل کرد. سرانجام دوستداران بابی برای جان گری سنگ قبری تهیه کردند. در سال 1981هم برای بابی سنگ قبری گذاشته شد.
    مکس: سگ گله اسکاتلندی که بیماری سرطان را در وجود صاحبش بو کشید.





    زندگی نامه سگهای معروف



    مارین برن در راگبی انگلستان یک سگ ده ساله با نژاد مرکب به نام مکس دارد، که جان او را نجات داد. این زن 64 ساله وقتی حرکات عجیب و غریب مکس را مشاهده کرد، به وجود چیزی غیر عادی پی برد. او سینه مارین را بو می کشید و به سمت راست سینه او اشاره می کرد. رفتار غیر معمول مکس، مارین را بر آن داشت تا برای بررسی اقدام کند، او متوجه شد غده ی کوچکی در سینه سمت راستش وجود دارد. ولی پستان نگاری بیمارستان رشد چنین غده ای را نشان نداد. مارین آنها را متقاعد کرد وجود چیزی غیر عادی را در سینه اش احساس می کند، و جراحان را وادار کرد از سینه اش بافت برداری کنند. حدس مارین درست از آب درآمد- او دچار سرطان بدخیم شده بود. او برای برداشتن این غده مورد عمل جراحی قرار گرفت، و پس از آن هم پرتو درمانی شد، تشخیص او عالی بود. او اذعان داشت که زندگیش را مدیون شامه ی قوی مکس است.
    بابی:2800 مایل پیمود تا به آغوش خانواده اش بازگردد.





    زندگی نامه سگهای معروف



    در سال 1923 بابی؛ سگ دو ساله اسکاتلندی- انگلیسی در یک مسافرت جاده ای به هند از صاحبانش جدا شد و از آن پس مفقود گردید. صاحبانش پس از جستجوی بسیار نومیدانه به خانه شان در ایالت ارگان آمریکا بازگشتند و هرگز تصور نمی کردند که بابی عزیزشان را دوباره ببینند. شش ماه بعد بابی مبتلا به بیماری جرب، لاغر و استخوانی وبا پایی استخوان ساییده شده جلو در خانه ظاهر شد؛ ظاهر او کاملا ً گواه این بود که تک و تنها راه طول و درازی را پیموده تا به خانه رسیده. او به هر سختی و جان کندنی در سرمای طاقت فرسای زمستان 2800 مایل کوه و دشت و کویر را پیمود تا به خانه رسید.
    او از مردم سراسر دنیا صدها نامه دریافت کرد، که با روبان ها، قلاده ها و زنجیرهایی با دکمه های جواهرنشان و نقشه راهنمای شهرها از او قدردانی شده بود. وفاداری بابی در جشن سالیانه سیلورتون (Silverton)؛نمایش باشکوه حیوانات دست آموز و خانگی کودکان تجلیل می شود؛ این جشن یادآور جایگاه ویژه ای است که حیوانات خانگی و پرندگان دست آموز در زندگی انسان ها دارند.





    زندگی نامه سگهای معروف



    کول: اولین سگ با پای مصنوعی در دنیا
    و حالا داستان زندگی کول؛ سگ تازی هشت سال و نیمه که پنجه پای چپش را به دلیل سرطان قطع کردند. او باید به استراحت می پرداخت زیرا ممکن بود پاهای دیگرش نیز دچار ضعف شوند و توانایی حمل او را نداشته باشند. ولی صاحب او رگ واکر( Reg Walker) 10000 پوند هزینه کرد تا او را به پایی مصنوعی که با بافت بدن او سازگار باشد مجهز کند. بنابراین از الیاژ تیتانیم که برای ساخت پوست مصنوعی حیوانات از آن استفاده میشود، بهره برده شد، که اجازه می دهد پوست و استخوان با کاشت فلزی زیرین بدون اینکه بدن آن را پس بزند جوش بخورد.کول سگ بسیار خاصی است؛ او با صاحبش( که محافظ امنیتی صنعت موسیقی است) به مسافرت می رود و تنها سگی است که هشت سال عمر کرده و تنها سگی است که در پشت پرده نمایش عمارت رویال آلبرت (Royal Albert) حضور داشته. اکنون او در شرایطی بسیار طبیعی که هیچوقت سراغ نداشته، زندگی می کند.



    زندگی نامه سگهای معروف

    blogfa
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

    پرانتز باز مینویسم پرواز.. پرانتز و نمیبندم بگذار پرنده ازاد باشد...

  11. 8 کاربر پست sara_devildom عزیز را پسندیده اند .


  12. Top | #8

    کاربر نمونه

    کاربر قدیمی


    حیوان خانگی
    طوطی..سگ...ماهی
    محل سکونت
    ایرونیم
    لايك دريافتي
    586
    لايك كرده
    534
    نوشته ها
    2,035
    می پسندم
    1,296
    مورد پسند : 5,852 بار در 1,746 پست
    حالت من :
    My Mood
    Happy

    پیش فرض بلاندی (سگ هیتلر)

    بلاندی (۱۹۳۴ - ۲۹ آپریل ۱۹۴۵)،

    سگ مونث
    آدولف هیتلر بود که در سال ۱۹۴۱ توسط مارتین برمن، یکی از رهبران حزب نازی به او هدیه داده شده بود. بلاندی تا آخرین لحظات محاصره برلین در ژانویه با هیتلر در پناهگاه بود. بلاندی با سگ نژاد جرمن شپرد پائول تروست، آرشیتکت آلمانی، صاحب پنج توله شد که هیتلر نام یکی از آنها را ولف گذاشت.اسم مستعار خودش که در واقع اسم خودش به زبان آلمانی بود (Noble wolf). با اینحال هیتلر بسیار به او علاقمند بود.نگه داشتن او در کنار خود و اجازه دادن برای خوابیدن در اتاق خوابش در پناهگاهش، نشانه‌های علاقمندی و اعتمادش به او بود در حالیکه اوا براون معشوقه و همسر هیتلر نظر مساعدی در این زمینه نداشت و سگ‌های تریر خودش را به بلاندی ترجیح می‌داد. به گفتهٔ یکی از معاونان هیتلر به نام ترابل جانگ، اوا از بلاندی متنفر بود و همیشه او را در زیر میز لگد می‌زد. علاقه مند شدن هیتلر به نژاد جرمن شپرد از جنگ جهانی اول شروع شد. در ابتدا زمانیکه هیتلر یک سرباز بود، یه سگ سفید از نژاد تریر به اسم فوک سل داشت که با گم شدن ناگهانی اش هیتلر را ناراحت کرد.هیتلر برای اولین بار در سال ۱۹۲۱ یک سگ نژاد جرمن شپرد به اسم پرینز گرفت . در آن سالها هیتلر با فقر و تنگدستی، دست و پنجه نرم می‌کرد به همین دلیل مجبور شد تا برخلاف میلش پرینز را به یک دامپزشکی تحویل دهد. با اینحال، پرینز با سرسختی تمام از آنجا فرار کرد و دوباره نزد هیتلر برگشت. هیتلر که عاشق فرمانبرداری و اطاعت بود، از آن پس عاشق این نژاد شد.[۱]

    ویکی پدیا




    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    شارن و شارا،دنبال یه مامان یا بابای خوب میگردن...

  13. 5 کاربر پست آیسه عزیز را پسندیده اند .


  14. Top | #9

    کاربر نمونه

    کاربر قدیمی


    لايك دريافتي
    1241
    لايك كرده
    411
    نوشته ها
    2,385
    می پسندم
    2,226
    مورد پسند : 6,191 بار در 1,994 پست
    حالت من :
    My Mood
    Breezy

    New 1 سگی که صاحبش را بعد از مرگ نيز رها نمی کند

    430948_10150515237055949_177991575948_9109306_1659391214_n.jpg


    «لائو پن» که به تنهايی زندگی می کرد و ۶۸سال سن داشت از اين سگ نگهداری می کرد. بعد از فوت او و پاک سازی اتاقش سگ او نيز ناپديد شد. ولی بعداً مردم اين سگ را در کنار گور صاحبش پيدا کردند. برای يک هفته اين سگ در کنار گور لائو پن نشسته و حاضر نشد که آن جا را ترک کند. مردم روستا که متوجه شدند سگ همين طور بدون آب و غذا در آن جا نشسته است ابتدا سعی کردند که او را به خانه برگردانده و به او غذا بدهند اما سگ غذا را برداشته و به گورستان برگشت. بعد از آن اهالی روستا به طور روزانه برای سگ آب و غذا برده و قصد دارند برای او يک لانه در همان محل درست کنند




    etarjomeh.ir


    ستایشگر معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت
    [SIGPIC][/SIGPIC]

  15. 15 کاربر پست لونا عزیز را پسندیده اند .


  16. Top | #10
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    حیوان خانگی
    سگ
    محل سکونت
    کره ی زمین
    لايك دريافتي
    540
    لايك كرده
    191
    نوشته ها
    2,343
    می پسندم
    20,024
    مورد پسند : 5,954 بار در 1,242 پست
    نوشته های وبلاگ
    9

    Icon100 دوستانی جاویدان

    زندگی نامه سگهای معروف
    شپ(Shep)

    بعد از مشاهده ی سوار بر قطار شدن تابوت صاحب خود در فورت بنتون مونتانا (Fort Benton,Montana) در سال ۱۹۳۶،شپ به مدت ۶ سال در ایستگاه قطار انتظار برگشت صاحب خود را کشید.
    زندگی نامه سگهای معروف
    هاچیکو(Hachiko)

    صاحب او به علت خونریزی مغزی (Cerebal hemorrhage) سر کار در گذشت و هاچیکو،سگ وفادار به مدت ۹ سال تا زمانی که از دنیا رفت در مقابل ایستگاه قطار انتظار برگشت صاحب خود راکشید.
    زندگی نامه سگهای معروف
    فیدو(Fido)

    صاحب او در یک حمله ی هوایی جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۳ در بورگو سن لورنزو (Borgo San Lorenzo) درگذشت.فیدو ی وفادار به مدت ۱۴ سال هر روز به ایستگاه اتوبوسی واقع در لوکو دل موگلو (Luko del Mugello) که محل پیاده شدن صاحبش به هنگام بازگشت به خانه بود،می رفت.
    زندگی نامه سگهای معروف
    هایدی(Heidi)

    صاحب او در هنگام کوهنوردی به داخل دره ای افتاد.این سگ وفادار ۵۰۰ فوت را از دره پایین رفت تا در کنار بدن بی جان صاحب خود باشد.
    زندگی نامه سگهای معروف
    بابی مقدس(Greyfriar Bobby)

    این سگ کوچک پس از مرگ صاحب خود در سال ۱۸۵۸ به مدت ۱۴ سال تا مرگ خود هر شب را در کنار قبر صاحب خود سپری کرد.
    زندگی نامه سگهای معروف
    راسرپ(Ruswrap)

    این سگ باوفا به مدت ۱۱ هفته در کنار بدن بی جان صاحب خود بعد از یک حادثه ی کوهنوردی نگهبانی داد و بعد از این که گشنه و یخ زده توسط یک کوهنود دیگر پیدا شد فقط تا انتهای مراسم خاک سپاری صاحب خود زنده ماند.


    ترجمه:درسا
    منبع:Izysmiles.com
    تصاویر کوچک فایل پیوست تصاویر کوچک فایل پیوست stories_of_unbelievable_dog_friendship_640_high_01.jpg  
    cody, Tara, Shamim and 3 others like this.

  17. 8 کاربر پست 2rsa عزیز را پسندیده اند .


صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 23rd July 2013, 02:32 PM
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 29th November 2010, 12:32 AM

Visitors found this page by searching for:

مجسمه ی بالتو

مرد هنکبوتی بازی

آموزش محافظت سگ از صاحب خود

داستان فیدو سگ معروف

ﺣﻴﻮاﻧاﺕ ﻧﺎﺷﻨﻮا

کلمات کلیدی این موضوع

تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با پرشین پت
جهت ارتباط با مديران پرشین پت مي توانيد از اطلاعات زير استفاده نماييد .
Email : persianpet@gmail.com
SMS : 10000128394214




Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556