مرجع اگهی حیوانات ایران
نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات

This is a discussion on زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات within the مشاهیر علم وادب forums, part of the تالار هنر category; همه می دانند كه كریستف كلمب به قصد یافتن راهی جدید به سوی خاور دور ، به جای آن كه ...

  1. Top | #1

    کاربر بسیارموثر

    کاربر بسیار موثر


    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    5
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    634
    Ppet
    20,325
    می پسندم
    1,691
    مورد پسند : 48 بار در 15 پست

    پیش فرض زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات

    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    همه می دانند كه كریستف كلمب به قصد یافتن راهی جدید به سوی خاور دور ، به جای آن كه به طرف شرق حركت كند به سوی غرب بادبان كشید و به جای آن كه به خاور دور برسد، به دنیایی جدید یعنی آمریكا رسید. این اكتشاف حقیقتاً تصادفی و حتی از جهاتی پر فایده بود.
    در سرگذشت كلمب عناصر تصادفی متعددی وجود دارد كه به اندازه ی سفر مشهورش شناخته شده نیستند. كریستف كلمب در حدود 1446 در جنوا به دنیا آمد. در پاویا به تحصیل در ریاضیات و علوم طبیعی ، از جمله اخترشناسی دریایی پرداخت. طبق زندگینامه ای كه پسرش فرناندو نوشته است، كلمب برای نخستین بار در حدود 15 سالگی به دریا رفت و احتمالاً از انگلستان، ایرلند، ایسلند و نیز یونان، پرتغال و اسپانیا دیدن كرد. در پرتغال با دختر یكی از ناخدایانی كه در خدمت شاهزاده هِنـریِ دریانورد بود آشنا شد و با او ازدواج كرد. هنریِ دریانورد نخستین كسی بود كه در غرب اروپا و افریقا در اقیانوس اطلس به كاوش پرداخت. كلمب با مطالعه ی نقشه های پدرزنش و دریانوردان دیگر وسوسه شد تا با حركت به سوی غرب راه جدیدی برای دستیابی به ثروتهای خاور دور بیابد. به عقیده ی یكی از كاوشگران معاصر به نام تورهیردال، كلمب از نامه هایی كه كشیشان اسكاندیناوی ساكن گروئنلند ، چهار قرن پیش از آن به واتیكان نوشته بودند اطلاع داشت.
    ظاهراً در این نامه ها كشیشان از سرزمینهایی كه به هنگام سفر به سوی غرب دیده می شدند چیزهایی نوشته بودند.
    كلمب می دانست كه برای انجام سفر اكتشافی بلند پروازانه اش احتیاج به حمایت دستگاه سلطنت دارد. وی با پشتكار كوشید این حمایت را از پادشاهان حاكم در پرتغال، اسپانیا، فرانسه و انگلستان بگیرد. هنری هفتم، پادشاه انگلستان، تقاضاهای او را رد كرد، اما ایزابلا و فردیناند، ملكه و پادشاه اسپانیا، او را از خود نراندند. در نتیجه بخش عمده ای از دنیای جدید به اسپانیایی ها رسید، نه انگلیسی ها.
    عنصر تصادفی دیگری كه در كشف دنیای جدید به دست كلمب وجود داشت. ارزیابی نادرستی بود كه از ابعاد كره ی زمین كرد. گرچه او به درستی بر این باور بود كه زمین كروی است، اما اندازه ی آن را دست كم گرفت، و تصور كرد قاره ی آسیا بزرگتر و به اسپانیا نزدیكتر از آنی است كه واقعاً هست. او بر اساس بهترین كره ی جغرافیایی زمان خود اندازه ی زمین را تخمین زد. اما مارتین بهایم كه طراح این كره بود، از محیطی كه بطلمیوس برای زمین فرض كرد و 25% كمتر از مقدار واقعی بود استفاده كرد (كره ی بهایم هنوز هم موجود است و در حال حاضر در موزه ای در نورنبرگ آلمان نگهداری می شود). كلمب پس از حدود 5000 كیلومتر مسافرت، تصور كرد به نحوی از ژاپن رد شده است، و اگر چه ساحلی كه به آن رسیده بود در واقع هزاران كیلومتر در سمت غرب قرار داشت، اما گمان كرد ساحل هند شرقی در جنوب ژاپن است ( به همین دلیل بومیان سرخپوست آنجا را «هندی» نامید)
    به هرحال كلمب گرچه كاوشگر شجاعی بود، اما آن قدر ذكاوت نداشت كه اهمیت اكتشافش را دریابد. او در حالی از دنیا رفت كه تصور می كرد نواحی جدیدی از خاور دور را كشف كرده است، نه قاره ای جدید. به علاوه كلمب آن طور كه امیدوار بود از اكتشافش سود نبرد. گرچه حامیان اسپانیای اش او را موقتاً مورد تحسین و ستایش قرار دادند، اما وقتی هدف دستیابی او و حامیانش به ثروت های خیره كننده ی خاور دور به تحقق نپیوست، شهرتش دوام نیاورد و با دلسردی از دنیا رفت. او امیدوار بود راهی كوتاه به سوی خاور دور و ثروتهایش بیابد، اما نتوانست از آنچه واقعاً بدان دست یافته بود بهره ای ببرد
    چگونه تقويم پيدا شد ؟
    چون بشر شروع به كشت و خرمن برداري كرد ، متوجه شد كه هنگام كشت ، وقت معيني از سال است . سپس شروع به روز شماري كرد . او مي خواست بدانند كه ميان دو فصل خرمن برداري ، چند روز فاصله مي باشد .
    اين نخستين كوشش بشر در روز شماري سال بود .
    مصريان قديم نخستين كساني بودند كه سال را بسيار دقيق اندازه گرفتند . آنان پي برده بودند كه بهترين موقع براي كشت ، درست پس از طغيان رودخانه نيل است كه آنهم سالي يك بار رخ مي داد .
    سپس كاهنان به اين موضوع توجه كردند كه ميان دو طغيان رودخانه نيل ، دوازده بار ماه در آسمان به نقطه اوج خود مي رسد . از اينر آنان دوازده ماه را مي شمردند و زمان طغيان نيل را بخوبي تعيين مي كردند .
    با اين وصف ، هنوز اندازه گيري سال كاملا دقيقي انجام نمي گرفت . تا آنكه كاهنان متوجه شدند كه به هنگام طغيان سالانه نيل ، برخي ستارگان پر نور پيش از طلوع خورشيد ، در آسمان نمايان مي شوند . آنگاه روزهايي كه پيش از نمايان شدن مجدد اين ستارگان بود شماره كردند و سرانجام دريافتند كه 360 روز فاصله ميان اين دو رويداد است .
    اين كار در ششهزار سال پيش انجام شد و كسي پيش از آن نمي دانست كه در يكسال 365 روز وجود دارد .
    مصريان ، سال را به دوازده ماه و هر ماه را به سي روز تقسيم كردند . البته پنج روز در پايان هر سال اضافه مي آورند .
    پس اين مصريان بودند كه نخستين تقويم يا گاهشمار را در جهان پديد آوردند .
    همانگونه كه ديديد اين تقويم بر اساس گردش ماه ، تنظيم شده بود و سال قمري را نشان ميداد .
    ولي بعد براي تنظيم تقويمي كه سال شمسي را نشان دهد شماره دقيق روزهاي سال كه يك چهارم 365 روز بود ، مورد توجه قرار گرفت . يعني روزهايي كه براي يك بار گردش زمين به دور خورشيد ، لازم است .
    كم كم ديدند كه يك چهارم روز اضافي ، توليد اشكال مي كند و سال به سال هم وجود اين مشكل بيشتر احساس مي گرديد . زيرا اين يك چهارم ها سال به سال به روي هم انباشته مي شد و در محاسبه ايجاد اشكال مي كرد . سرانجام ژوليوس سزا براي رها شدن از شر اين خورده حسابها چاره اي انديشيد .
    وي فرمان دا كه سال 42 پيش از ميلاد ، داراي 445 روز شود تا روزهاي عقب افتاده از سالهاي قبل ، همه بدين وسيله جبران گردد .
    سپس قرار بر اين شد كه هر سالي 365 روز محاسبه شود ، ولي در هر چهار سال تنها يك سال را 366 روز در نظر بگيرند تا بدينوسيله كسرهاي باقيمانده از سالهاي قبل نيز به حساب آيد .
    با گذشت سالها ، باز اشكالي ديگر پيش آمد . آن اينكه عيد پاك و ساير روزهاي تاريخي درست در فصلهاي مربوط به خود ، قرار نمي گرفتند . افزون بر اين ، روزهاي (( اضافي )) بسياري هم بر روي هم انباشته شده بود . از اينرو ، پاپ گرگوري سيزدهم در سال 1582 تصميم گرفت كه چاره اي براي اين دشواريها بينديشد .
    وي دستور داد كه از سال 1582 ده روز را كم كنند و براي آنكه تقويم براي هميشه درست بماند باز دستور داد كه سال كبيسه را در پايان هيچ سده اي حساب نكنند ، مگر آنكه آن سده قابل تقسيم به عدد 400 باشد .
    مثلا در سالهاي 1700، 1800 و 1900 سال كبيسه را حساب نمي كردند ، زيرا آنها به عدد 400 قابل تقسيم نبود . ولي برعكس سال 2000 يك سال كبيسه خواهد بود .
    اين شيوه گاهشماري گرگوري خوانده مي شود ، اكنون در سراسر جهان براي مقاصد روزمره از همين گاهشمار استفاده ميكنند . گرچه هنوز پيروان اديان مختلف براي مقاصد مذهبي خود ، گاهشماري مربوط به خود را نيز بكار مي برند .

    قلم اختراع کیست ؟هنرنوشتن یکی ازمهمترین عوامل پیشرفت تمدن بود. نوشتن بشررا توانا ساخت تا اندیشه ها وکارهای
    خودرا ثبت کند پیش ازآنکه قلم ساخته شود نوشتن با وسایل گوناگونی انجام می گرفت برای مثال انسان های نخستین از سنگ چخماقی که نوک تیزداشت استفاده می کردند بدین وسیله آنان مطالب
    وتصویرهای خودرا برروی دیوار غارها حک می کردند برای نوشتن حتی روزگاری ازنوک انگشتان نیز استفاده می شد یعنی بشرانگشت خودرا درشیره درختان یا خون حیوانی فرو می کرد وبا آن چیزی می نگاشت.مدتها گذشت آن گاه کلوخ یا تکه هایی ازگچ رابرداشت وازآنهادرنوشتن استفاده کرد.چینی ها نامه های خودرابا یک قلم مویی که ازموهای ریزشتردرست شده بود رنگ آمیزی می کردند.


    شایدنخستین قلم واقعی به دست مصریان ساخته شده باشد. آنان تکه ای مس راکه شبیه به نوک قلم های فلزی امروزبود به نوک ساقه ای میان خالی وصل کردندوبدین گونه نخستین قلم را پدیدآوردند نخستین نامه دست نوشته ازیونانیان برجای مانده است که تقریبا به چهارهزارسال پیش مربوط میشود. آنها قلمی به کارمی بردند که ازفلز واستخوان یا عاج درست شده بود وبرروی لوله های مومی مطلب موردنظررا می نوشتند مدتی بعد ازنی های میان خالی قلم چاکداری درست شد. آن رادرنوعی مرکب فرومی بردند وبرروی پاپیروس که ازدرختی به همین نام به دست می آمد می نوشتند چون درقرون وسطی کاغذ عرضه گردید مردم متوجه شدند پربال یا پر دم مرغانی چون اردک یا قومی توان برای قلم استفاده کرد نوک این گونه قلم ها راتیزمی کردند وشکافی هم به آن می دادند تا مرکب ازآن به راحتی روی کاغذ سرازیرشود.

    جالب است بدانیدکه درانگلیس قلم را (( پن ))می گویند این از واژه (( پنا )) گرفته شده است پنا درلاتین به معنای (( پر)) است. گرچه قلم پرزیاد کار نمی کند ولی هزاران سال ابزارنگارش بشرهمان بود حدود سال1780 درانگلیس قلم های فلزی پیدا شد ولی تا 40سال بعدکسی آنها را نمی پسندید قلم خودنویس که قلم امروزی به شمار می رود برای نخستین بار درامریکا بین سال های 1880و1890پیداشد. قلم خودکار درقرن بیستم اختراع شد. درسرآن ساچمه بسیار ریزی است که حدود نیم میلی متر قطر دارد وازمواد زرد رنگی ساخته می شود.
    چه کسی تلفن را اختراع کرد؟
    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات


    تولد و داستان اولین اختراع


    در 3 مارس 1847 در ادینبورگ اسکاتلند کودکی به دنیا آمد که بعدها نامش همواره با یک کلمه عجین شد. تلفن!
    خیلی فکر می کردند شاید قسمت است که پسران خانواده پروفسور الکساندر ملویل بل همگی بر اثر سل بمیرند ولی گراهام عمرش به دنیا بود. گراهام کوچولو از سن 10 سالگی شروع به ایراد گرفتن از اسمش کرد. شاید او هم یک اسم سه قسمتی دوست داشت چرا که در 11 سالگی پدرش را راضی کرد که نام او را الکساندر گراهام نام نهد. اما تا آخر عمر همه او را با نام الک می شناختند.
    شاید اگر John Herdman آنها را نصیحت نمی کرد که به کارهای مفید پبردازند ما امروز تلفن نداشتیم. بل کوچک بعد از توبیخ شدن توسط همسایه خودشان ، جان ، به فکر کمک کردن به او افتاد. آن زمان جان در فکر پیدا کردن راهی برای تسهیل آسیاب کردن گندم بود. کلید در دستان کودک کنجکاو قصه ما بود. الکساندر یک ماشین ساخت که به وسیله پدال ، گندم را آسیاب می کرد. کار در کارگاه کوچکی که جان راه انداخته بود آغاز شد
    الکساندر استعدادهای دیگری هم داشت. او به سرعت خود را در زمینه هنر و شعر نشان داد. با تشویق های مادر و آموزشهای غیر رسمی او سریعا الکساندر به استادی در خانواده بل تبدیل شد. دیگر همه او را به نام پیانیست خانواده بل می شناختند. به همین خاطر اکساندر روز به روز به مادر خود وابسته تر می شد. هر روز بیشتر از روز قبل!
    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    مادر ناشنوا می شود


    از سن 12 سالگی مادر الکساندر رو به ناشنوایی گذارد. هر روز بر میزان ناشنوایی مادر اضافه می شد. الکساندر بسیار از این واقعه تحت تاثیر قرار گرفت. مادر برای او ارزش بسیار بالایی داشت. بل کوچک شروع به یادگرفتن یک زبان انگشتی کرد که باعث شد بتواند صحبتها را به مادر انتقال دهد. کم کم او موفق شد یک نوع تکنیک خاص ایجاد کند که با صداهای خاصی را به راحتی به مادر مفاهیم را منتقل کند. کم کم علاقه به مادر ، الکساندر را به یک مبحث علاقه مند کرد. صدا شناسی!
    کلا باید خانواده بل را خانواده سخنوران دانست. پدربزرگ و عمو پدر همه از اساتید سخنوری بریتانیا بودند. پدر رساله ای درباره اصئل سخن با کرو لالها نوشت که در زمان خود یک رساله انقلابی بود. چه کسی می توانست بهتر از الکساندر نشان دهنده عملی بودن این رساله باشد؟ لب خوانی آموزش داده شده در این کتاب به الکساندر هم یاد داده شد و هر جا که الکساندر قدرت خود را در لب خوانی به نمایش می گذارد همه در بهت و حیرت فرو می رفتند. لب خوانی زبانی مانند سانسکریت باعث جاودانگی لب خوانی شد!
    دستگاهی که صدا تولید می کرد


    بعد از تحصیلات در کالج بود که اکساندر یک چیز عجیب شنید. شخصی به نام بارون ولفگانگ فون کمپلن دستگاهی برای شبیه سازی صدای انسان ساخته است. الکساندر جوان سریعا کتابی از فون کمپلن را یافت و دست به ترجمه آلمانی به انگلیسی کتاب زد. بعد از ترجمه بسیار سخت کتاب آنها شروع به ساخت دستگاه کردند. در این قضیه برادر بزرگتر الکساندر یعنی ملویل هم به او کمک می کرد. قسمتهایی مانند نای، گلو، شش و لب به سختی ساخته شد اما هنوز یک مشکل برای دریافت جایزه ای که پدر تعیین کرده بود وجود داشت. پدرشان گفته بود یک جایزه بزرگ برای آنها تدارک دیده است که اگر بتوانند چنین کاری را بکنند به آنها خواهد داد. ساختن جمجمه ای که بتواند حتی چند کلمه صدا را تولید کند بسیار طاقتفرسا بود. آنها بعد از هزاران بار تلاش توانست جمله “How are you grandma?” را بیان کنند. البته نتیجه یک ذره اشکال داشت. شاید اگر کسی جمله “Ow ah oo ga ma ma.” را می شنید اصلا متوجه منظور نمی شد اما این برای اکساندر 19 ساله تازه شروع راه بود!
    خانواده ای که نابود شد


    در 1865 وقتی خانواده به لندن مهاجرت کرد الکساندر به دفتر کارش رفت و تمام مدت را بر روی آزمایشهای خود کار کرد. تمام پاییز و زمستان او بر روی پروژه هایش کار می کرد و همینطور سلامتی اش رو به تحلیل می رفت. از آن طرف برادر کوچکش ادوارد با درد سل دست و پنجه نرم می کرد. الکساندر سال بعد کاملا حالش خوب شد ولی همیشه شانس با انسان یار نیست. ادوارد آنقدر خوش شانس نبود.
    در سال 1867 بل به خانه بازگشت و بر روی امتحانات مدرک دانشگاهیش کار کرد. زمانی که به خانه بازگشت برادر بزرگترش ملویل ازدواج کرده بود و مستقل شد. در سال 1870 ملویل هم به دست سل به برادرش ادوارد پیوست.
    در همان سال الکساندر با بیوه ملویل و والدینش به کانادا مهاجرت کرد. در یک زمین 10.5 هکتاری که در کانادا خریدند یک مزرعه ساختند. در مزرعه یک جایی هم ساخته شد. یک کارگاه برای آزمایشهایی برای کار با ناشنوایان.
    او پیانویی طراحی کرد که می توانست موزیکش را به وسیله الکتریسیته منتقل کند.او سعی کرد وسیله ای بسازد که نه تنها نتهای موسیقی،بلکه کلمه های سخنرانی را نیز ارسال کند. اما داستان اصلی از سال 1874 شروع شد. در تابستان بل کار خود را بر روی ساخت صدانگار شروع کرد. صدا نگار صدای برخورد یک ضربه را که برای آزمایش به یک شیشه زده می شد را توسط یک قلم بر روی یک ورقه ثبت کند. این کار با یک سری از اشکال نشان داده می شد ( مسلما همه ما چنین چیزهایی دیده ایم). در آن سال خطوط تلگراف با یک ترافیک عجیب دست به گریبان بود. باید راه دیگری پیدا می شد.
    داستان شروع یک دوران


    الکساندر یک شب تا دیر وقت مشغول کار بود که ناگهان یک باتری واژگون می‌شود و اسید سولفوریک آن روی لباسهای او می‌ریزد. بل با عصبانیت معاونش را صدا می‌کند در حالیکه او در کارگاه زیر شیروانی بود و در وضع عادی صدا به او نمی‌رسید، ولی وجود یک سیم تلگراف که از کارگاه زیر شیروانی تا داخل اطاق خواب بل در طبقه پایین امتداد داشت باعث شد که معاونش صدای او را بشنود. این سیم برای انتقال اصوات نتهای پیانو توسط الکساندر ساخته شده بود. توماس واتسون معاون بل بعد از تقریبا 40 سال این حادثه را اینطور بازگو می‌کند. برعکس اولین پیام تلگرافی مورس که با جمله مقدس آنچه خدا اراده کرده است، شروع شد.
    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    اولین پیام تلفنی بل با این جمله آقای واتسون بیا اینجا با تو کار دارم آغاز گردید. شاید اگر گراهام بل می‌دانست که در آستانه یک اختراع بزرگی است اولین پیام خود را با یک جمله جالبی شروع می‌کرد. آن جمله تاریخی البته اولین جمله کامل بود که از طریق سیم ارسال شده بود.
    “Mr Watson - Come here - I want to see you”

    داستان بل ادامه دارد. در ادامه این داستان بارها شاهد اختراعهای جالبی از بل خواهیم بود. اتفاقاتی که دیگر برای الکساندر عجیب نبود. او در 29 سالگی تلفن را اختراع کرده بود و دیگر اختراع کردن به جزئی از روحیه او تبدیل شده بود.

    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  2. 2 کاربر پست 2804083 عزیز را پسندیده اند .


  3. Top | #2

    کاربر بسیارموثر

    کاربر بسیار موثر


    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    5
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    634
    Ppet
    20,325
    می پسندم
    1,691
    مورد پسند : 48 بار در 15 پست

    پیش فرض

    چه کسی دینامیت را اختراع کرد؟
    آلفرد برناردنوبل در بیست ویکم اکتبر سال ۱۸۳۳ در شهراستکهلم سوئدچشم به جهان گشود .در ۸ سالگی به همراه خانواده اش عازم روسیه شد .



    آلفرد برناردنوبل در بیست ویکم اکتبر سال ۱۸۳۳ در شهراستکهلم سوئدچشم به جهان گشود .در ۸ سالگی به همراه خانواده اش عازم روسیه شد . نشانه های علاقه به علوم و به ویژه شیمی درهمان نخستین سالهای کودکی در وی پدیدار شد.آموخته هایش را به شکل خودآموز فراگرفت و هیچ گاه تحصیلات دانشگاهی را از سرنگذراند . در سال ۱۸۶۳ به سوئد بازگشت و درکارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شیمیدان مشغول به کار شد . او در تولید صنعت مواد منفجره نیتروگلیسیرین موفقیت بسیاری بدست آورد . در۱۸۶۴ انفجاری منجر به ویرانی کارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد ، پس از آن که کارخانه هایی در آلمان و نروژ ساخته شدند نوبل در۱۸۶۷ اختراع نوعی از نیترو گلیسیرین به نام دینامیت را به ثبت رسانید .



    در دینامیت او نیتروگلیسیرین جذب خاک دیاتومه جامد بی اثری شده بود از این رو کارکردن با آن ایمن تر بود . این اختراع به سرعت کار ساخت و ساز ها را در بسیاری از کشورها بهبودبخشید.نوبل در سال ۱۸۷۵ ژلاتین منفجرشونده قویتری را ارائه داد که در آن نیتروگلیسیرین با نیتروسلولز ژلاتینی شده بود . اختراع وی طرحهای بزرگ راه سازی مانند کانال کورینث و تونل گوتارد را امکان پذیرساخت . درسال۱۸۸۷ بالبیست ماده منفجره بی‌دود را برای امورنظامی معرفی کرد ، آلفرد نوبل مردی تنها غالباً بیمار فروتن کمرو و دوستدار انسان ها بود . او در دهم دسامبر سال ۱۸۹۶ پیش از تحقق ایده هایش درمنزل شخصی اش واقع در سن رمو ایتالیا چشم از جهان فرو بست .قسمتی از وصیتنامه نوبلتمام دارایی ام طبق آنچه درپی می آید تقسیم شود . این سرمایه به شکل اوراق بهادار معتبر توسط کارگزارانم از طریق تأسیس یک صندوق به عنوان جایزه سالانه به کسانی اعطا شود که طی سال گذشته خدمت بزرگی به جامعه انسانی انجام داده باشد.جایزه مزبور به پنج قسمت مساوی تقسیم شود و هر یک از آنها به یکی از موارد زیر اختصاص داده شود: ۱سهم برای کسی که مهمترین اختراع یا اکتشاف در زمینه علوم فیزیک انجام داده است . یک پنجم برای کسی که مهمترین یا مفیدترین اکتشاف رادرزمینه علم شیمی انجام داده ، یک سهم برای کسی که مهمترین کشف دررشته فیزیولوژی یا پزشکی انجام داده باشد ، یک پنجم برای کسی که برجسته ترین اثر ادبی را خلق کند ، ویک سهم باقیمانده به کسی تعلق گیرد که بیشترین یا بهترین اقدام را برای ایجاد صلح و برادری و فروکاستن آتش دشمنی بین ملت ها و برقراری دوستی انجام دهد.مشخصات جوایزجایزه نوبل شامل مدال افتخار-دیپلم شخصی و مبالغی وجه نقد است .


    طبق بند چهارم اساسنامه بنیادنوبل بیش از سه نفر نمی توانند درجایزه سهیم باشند . جایزه تنها به کسانی که درقیدحیات هستند تعلق می گیرد ، مگرآنکه نامزدی شخص وفات یافته پیش از مرگش اعلام شده باشد ، مراسم در سالن کنسرت استهکلم برگزار می شود و اعلیحضرت پادشاه سوئد شخصاً دیپلم-مدال وسند تأییدکننده مبلغ جایزه را به دست برندگان می دهد.دیپلم افتخار فیزیک-شیمی توسط آکادمی سلطنتی علوم سوئدودیپلم فیزیولوژی یا پزشکی توسط انسیتوی کارولینا تهیه می شود ، صحافی دیپلمها بر عهده صحافی hassler و falth است۰جلدها از چرم بسیارمرغوب بز است۰دیپلم فیزیک دارای جلد آبی رنگ و دیپلم شیمی و فیزیولوژی یا پزشکی دارای جلد قرمز است ، به علاوه خوشنویسان آرمی که از ترکیب حروف اول اسم شخص تشکیل می شود را برروی هر یک از دیپلمهای اختصاصی برندگان حکاکی می کنند ، دیپلمها درون جعبه ای از جنس مقوا که به منظورحفظ دیپلمها طراحی شده قرار می گیرند ، ابعاد دیپلم نیز ۲۳در۳۵ سانتی متر است.


    طبق اساسنامه بنیاد نوبل که با حضور پادشاه وقت سوئد در تاریخ ۲۹ ژوئن۱۹۰۰ تنظیم شده است هیأت اهدا جوایز موظف به تقدیم حواله مبلغ جایزه-دیپلم-مدال و تقدیرنامه اختصاصی به برندگان می باشد مدال نوبل فیزیک - شیمی -فیزیولوژی یا پزشکی وادبیات توسط مجسمه ساز و کلیشه ساز مشهور سوئدی -اریک لیندبرگ-و مدال نوبل صلح توسط مجسمه ساز نروژی گوستاو ویگلند طراحی شده است ، در یک طرف مدال سوئدی تصویری از نوبل و طرف دیگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتین نگاشته شده است ، این مدال تا سال ۱۹۸۰ به وزن ۲۰۰ گرم قطر۶۶میلی متر واز طلای۱۸عیار تهیه می شداز آن زمان تا کنون مدال از ترکیبی از طلای ۱۸عیار و ۲۴ عیار تهیه می شود ، مبلغ جایزه در سال۱۹۰۰-۱۵۰۸۰۰کرون سوئیس بود که در سال ۱۹۲۳ به کمترین حدخود یعنی ۱۱۵۰۰۰ کرون سقوط کرد ، اما در سالهای اخیر این مبلغ به طور قابل توجهی افزایش پیداکرده است۱میلیون کرون در سال ۱۹۸۱ ، ۲میلیون درسال ۱۹۸۶ ، ۳ میلیون کرون در سال ۱۹۸۹ ، ۴ میلیون کرون در سال ۱۹۹۰ ، ۶ میلیون کرون در سال ۲۰۰۰ و از ۲۰۰۱ ده ملیون کرون درهررشته به برندگان اهدا می شود ."
    ژول هاری پوانکاره (۱۸۵۴-۱۹۱۲)


    در سخنرانیهایش که توسط دانشجویان او ویرایش شد و به چاپ رسید با ابتکار و تسلط فنی فراوان، درواقع تمامی زمینه های معروف ریاضیات محض و کار بسته، و بسیاری از زمینه هایی را که قبل از کشف توسط وی ناشناخته بودند، مورد بحث قرار داد. روی هم رفته بیش از ۳۰ کتاب فنی درباره فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی، شش کتاب در سطح عامه فهم، و تقریبًا ۵۰۰ مقاله پژوهشی در ریاضیات نوشت. وی متفکرین سریع الانتقال، قوی، و خستگی ناپذیر بود که به جزئیات نمی پرداخت و به قول یکی از معاصرانش «یک فاتح بود، نه یک استعمارگر». از موهبت حافظه عجیبی نیز برخوردار بود، و برحسب عادت، در حین قدم زدن در اطاق مطالعه خود در مغزش ب ریاضیات می پرداخت و فقط پس از آنکه آن را در ذهنش تکمیل می کرد، بر روی کاغذ می آورد. بیش از ۳۲ سال نداشت که به عضویت فرهنگستان علوم برگزیده شد.
    عضوی از فرهنگستان که او را برای عضویت پیشنهاد کرد گفت که «کارش مافوق تمجید عادی است، و لاجرم آنچه را که یاکوبی درباره آبل نوشت به یادمان می آورد: او مسایلی حل کرده که قبل از خودش به تصور درنیامده بودند.»
    نخستین دستاورد بزرگ ریاضی پوانکاره در آنالیز بود. او ابداع نظریه توابع خود ریخت، مفهوم دوره ای بودن یک تابع را تعمیم داد. توابع مثلثاتی و نمایی مقدماتی، دوره ای یگانه و توابع بیضوی دوره ای دوگانه هستند. توابع خد ریخت پوانکاره تعمیم گسترده ای از این توابع را تشکیل می دهند، زیرا این توابع تحت یک گروه شمارای نامتنهاهی از تبدیلات کسری خطی، پایا هستند و نظریه غنی توابع بیضوی را به عنوان جزء دربرمی
    گیرند. او از آنها برای حل معادلات دیفرانسیل خطی با ضرایب جبری استفاده کرد و همچنین نشان داد که چگونه می توان ار این توابع در یکنواخت کردن منحنیهای جبری، یعنی، بیان مختصات هر نقطه واقع بر چنین منحنی برحسب توابع تک مقداری y(t)، x(t)c از یک پارامتر واحد t، استفاده کرد. در دهه های ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ میلادی توابع خود ریخت به صورت شاخه گسترده ای از ریاضیات درآمد که (علاوه بر آنالیز) به قلمروهای نظریه گروه ها، نظریه اعداد، هندسه جبری، و هندسه غیراقلیدسی راه یافته است.
    نکته اساسی دیگری از فکر پوانکاره را می توان در پژوهشهایش درباره مکانیک سماوی یافت (روشهای نوین مکانیک سماوی‐ در سه جلد ۱۸۹۲-۱۸۹۹ ). در خلال این کار نظریه بسطهای مجانبی خود را ارائه کرد(که باعث توجه به سریهای وارگا شد)، پایداری مدارها را مطالعه کرد، و نظریه کیفی معادلات دیفرانسیل غیرخطی را پایه گذاری کرد. بررسیهای مشهورش در بررسی تکامل اجسام سماوی او را به مطالعه اشکال تعادل جرم سیال درحال دورانی که ذراتش به وسیله جاذبه ثقلی به هم پیوسته است، هدایت کرد، و شکلهای گلابی واری را کشف کرد که بعدًا در کار سر ج.ه. داروین (فرزند چارلز داروین) نقش مهمی ایفا کردند.
    پوانکاره، در خلاصه این کشفیات، می نویسد: « یک جسم سیال درحال دوران را که در اثر سرد شدن منقبض می گردد درنظر می گیریم، ولی فرض می کنیم که این انقباض آنقدر آهسته صورت می گیرد که جسم همگن باقی می ماند و دوران کلیه قسمتهای جسم یکسان است. شکل جسم که در ابتدا با تقریب زیادی کروی است به یک بیضوی دوار تبدیل می گردد که پهن تر و پهن تر می شود، آنگاه، در لحظه خاصی، به یک بیضوی با سه محور نابرابر تبدیل می شود سپس، جسم از صورت بیضی وار خارج و به گلابی وار تبدیل می شود تا سرانجام جرم جسم، که در ناحیه کمر، بیشتر و بیشتر باریک می شود، به دو جسم مجزا و نابرابر تجزیه می شود». این ایده ها در عصر خود ما بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، زیرا اخیراً متخصصین ژئوفیزیک به کمک اقمار مصنوعی دریافته اند که زمین خود اندکی گلابی شکل است.
    بسیاری از مسائلی که پوانکاره در این دوره با آنها مواجه گردید بذرهای شیوه های جدید تفکر بودند، که در ریاضیات قرن بیستم رشد کردند و شکوفا شدند. سریهای واگرا و معادلات دیفرانسیل غیرخطی را قب ً لا متذکر شده ایم. علاوه بر آنها، کوشش او برای درک ماهیت منحنیها و سطوح در فضاهایی با ابعاد بالاتر منجر به مقاله مشهورش تحت عنوان تحلیل موضعی (توپولوژی) ( ۱۸۹۵ ) گردید، که همه افراد اهل فن متفقًا آن را آغاز تاریخ نوین در توپولوژی جبری می دانند. همچنین، در مطالعه خود در زمینه مدارهای دوره ای، رشته دینامیک توپولوژی (یا کیفی) را بنا نهاد.
    در اینجا نوعی مسئله ریاضی مطرح می شود که نمایانگر آن، قضیه ای است که پوانکاره در سال ۱۹۱۲ میلادی مطرح کرد، ولی عمرش کفاف نداد تا آن را ثابت کند: چنانچه تبدیلی یک به یک و پیوسته، حلقه محصور بین دو دایره متحدالمرکز را چنان در خود تصویر کند که مساحتها حفظ شود و نقاط دایره دورانی را در جهت حرکت عقربه های ساعت و نقاط دایره بیرونی را در جهت خلاف حرکت عقربه های ساعت به حرکت درآورد، آنگاه، در این تبدیل حداقل دو نقطه باید ثابت بمانند. این قضیه کاربردهای مهمی در مسئله کلاسیک سه جسم (و نیز در حرکت یک توپ بیلیارد برروی میز بیلیارد محدب) دارد. در سال ۱۹۱۳ اثباتی برای این قضیه توسط یک ریاضیدان جوان آمریکایی به نام بیرکهوف یافته شد. کشف قابل ملاحضه دیگر پوانکاره در این زمینه، که امروزه به قضیه بازگشت پوانکاره معروف است، به رفتار دراز مدت دستگاههای دینامیکی پایستار مربوط می شود. به نظر می رسید که این نتیجه، بیهودگی کوششهای اخیر در به دست آوردن قانون دوم ترمودینامیک از مکانیک کلاسیک را نشان می دهد، و مباحثه ناشی از آن مأخذ تاریخی نظریه ارگودیک نوین بوده است.
    یکی از برجسته ترین خدمات فراوان پوانکاره به فیزیک ریاضی، مقاله مشهورش در سال ۱۹۰۶ درباره دینامیک الکترون بود. او سالهای زیادی راجع به شالوده های فیزیک فکر کرده بود، و مستقل از اینشتین بسیاری از نتایج مربوط به نظریه نسبیت خاص را به دست آورده بود. فرق اساسی در این بود که بررسی اینشتین متکی بر ایده های مقدماتی مربوط به علامتهای نوری بود، حال آنکه بررسی پوانکاره بر پایه نظریه الکترومغناطیس بنا شده بود و بنابراین از نر کاربردی به پدیده های مربوط به این نظریه محدود بود. پوانکاره احترام زیادی برای استعداد اینشتین قایل بود، و در سال ۱۹۱۱ انتصاب اینشتسن را به اولین سمت دانشگاهی اش توصیه کرد.
    در سال ۱۹۰۲ به عنوان یک سرگرمی جنبی، و ضمن کوششی برای سهیم کردن افراد غیر متخصص در اشتیاق خود به معنا و اهمیت انسانی ریاضیات و علوم، به نویسندگی و سخنرانی برای اقشار وسیعتری از مردم روی آورد. این کارهای سبکتر او در چهار کتاب تحت عناوین علم و فریضه ( ۱۹۰۳)، ارزش علم (۱۹۰۴)، علم و روش( ۱۹۰۸) و آخرین اندیشه ها(۱۹۱۳) گردآوری شده اند. این کتابها واضح، لطیف، عمیق،و روی همرفته لذت بخش هستند، و نشان می دهند که پوانکاره یکی از بهترین نثر نویسان فرانسه است.
    در مشهورترین این مقالات، یعنی مقاله مربوط به کشف ریاضی، او به خویشتن نگریست و فرایندهای مغزی خود را تحلیل کرد، و با انجام ان کار تصاویر نادری از مغز یک نابغه در هنگام کار را، عرضه کرد. همانطور که ژوردن در سوگندنامه پوانکاره نوشت، « یکی از دلایل فراوان جاودانگی پوانکاره این است که با ما امکان داد تا در عین اینکه او را می ستاییم، وی را بشناسیم».
    گفته می شود که در حال حاضر دانش ریاضی هر ده سال یا در این حدود، دو برابر می شود، هر چند که عده ای راجع به تداوم این مقدار انباشتگی تردید دارند. عمومًا اعتقاد براین است که اکنون برای هر انسانی امکان درک کامل بیش از یک یا دو شاخه از چهار شاخه اصلی ریاضیات، یعنی آنالیز، جبر، هندسه و نظریه اعداد، (بدون احتساب فیزیک ریاضی) وجود ندارد. پوانکاره تسلط خلاقی بر تمام ریاضیات زمان خود داشت، و احتمالاً پس از او هرگز کسی به این مقام نخواهد رسید.


    فردریک گائوس
    شارل. فردریک گائوس فرزند باغبان فقیری از اهالی «برونشویک» آلمان بود که در تاریخ ۳۰ آوریل سال ۱۷۷۷ متولد شد. پدرش مردی شرافتمند و مادرش زنی فعال و باهوش بود.

    گائوس بیش از سه سال نداشت که پدرش را از اشتباهی که در حساب ورقه ای بود مطلع ساخت و بدین ترتیب توانست استعداد فوق العاده خود را در محاسبه نشان دهد. هنگامیکه گائوس در مدرسه ابتدایی مشغول تحصیل بود و بیش از ده سال نداشت یک روز معلم او سر کلاس شاگردان را وادار نمود که مجموعه سلسله ای از اعداد را با هم جمع کنند ولی هنوز صورت مسئله تمام نشده بود که گائوس ده ساله گفت که من مسئله را حل کردم او متوجه شده بود که اختلاف ما بین او عدد از این سلسله مقداریست ثابت و خود به خود دستوری برای مجموع این نوع سلسله اعداد بوجود آورد. معلم او سخت متعجب شد و اظهار داشت که این کودک از من قویتر است و من دیگر معلوماتی ندارم که به او بیاموزم گائوس در سال ۱۷۹۵ وارد دانشگاه گوتینگن شد و در ۱۹ سالگی به حل بسیاری از مسائل که برای اویلر و لاگرانژ لاینحل مانده بود موفق گردید گائوس نیز همچون ارشمیدس و دکارت و نیوتن در کودکی دچار حادثه ای گردید که ممکن بود ریاضیات را از وجود او محروم سازد وی در اولین سالهای کودکی بود و طغیان آب ترعه ای را که از کنار خانه محقر ایشان می گذشت سرریز کرده بود. کودک که در کنار آب بازی می کرد در ترعه افتاد و چیزی نمانده بود که غرق شود و اگر بر حسب تصادف کارگری که در آن نزدیکی بود وی را نجات نمی داد زندگانی گائوس به همین جا خاتمه می یافت. روز سی ام مارس ۱۷۹۶ یکی از روزهای تاریخی دوران زندگی گائوس است در این روز یعنی درست یک ماه قبل از اینکه نوزده ساله شود گائوس بطور قطع تصمیم به مطالعه در ریاضیات گرفت. از همین روز بود وی دفتر یادداشت علمی خویش را ترتیب داد که یکی از ذیقیمت ترین مدارک تاریخ ریاضیات می باشد و اولین مسئله ای که در آن ثبت شده است همین اکتشاف بزرگ او می باشد.


    این دفتر یادداشت فقط از سال ۱۸۹۸ در معرض مطالعه عموم قرار گرفت یعنی چهال و سه سال بعد از وفات گائوس.


    گائوس در نهم اکتبر ۱۸۰۵ در بیست و هشت سالگی با یوهانا اشتهوف از اهالی شهر برونسویک ازدواج می کند و در نامه ای که سه روز بعد از نامزدی خود به دوست دانشگاهی خویش ولنگانگ بولیه نوشته است از خوشبختی خویش چنین گفتگو می کند: «زندگانی هنوز به صورت بهاری ابدی با رنگهای جدید و درخشان در مقابل من است.ظ از این ازدواج سه فرزند نصیب او شد که یوزف و مینا و لودویش نام داشتند زنش در یازدهم اکتبر سال ۱۸۰۹ بعد از تولد لودویش وفات یافت. اگرچه سال بعد (چهارم اوت ۱۸۱۰) بخاطر کودکانش از نو ازدواج کرد ولی سالها بعد نیز از زن اول خود با تأثر بسیار گفتگو می کرد. زن دوم او که مینا والدک نام داشت دو پسر و یک دختر برایش آورد.


    فقر و تنگدستی گائوس از یک طرف و فوت زنش از طرف دیگر بدبینی عجیبی در او بوجود آورد بطوریکه تا آخر عمر این بدبینی از او جدا نگردید ولی با وجود همه این گرفتاریها و در حالیکه نوشته بود «مرگ بر این زندگی ترجیح دارد» کتاب «تئوری اجسام آسمانی روی مقاطع مخروطی حول خورشید» را انتشار داد و در سال ۱۸۱۱ مسیر ستاره دنباله دار عظیمی را محاسبه نمود و در همین سال یک متیر موهومی را بیان کرد ولی از دیگران مخفی نگهداشت بطوریکه کوشی ریاضیدان معروف دوباره مجبور به کشف آن شد و بدین ترتیب ۵۰ سال علم ریاضی عقب بود. در سال ۱۸۳۳ تلگراف الکتریکی را ساخت و دو کتاب یکی در سال ۱۸۲۷ به نام «تجسسات درباره مسائل مربوط به مساحی عالی» منتشر ساخت و در این هنگام بود که تمام مردم معتقد بودند که گائوس بزرگترین ریاضیدان جهان است ولی گائوس به این افتخارات اهمیت نمی داد و هیچ کس را نزد خود نمی پذیرفت و از خانه خارج نمی شد و تنها در مدت ۲۷ سال فقط یکبار برای شرکت در کنگره علمی به برلین مسافرت کرد. گائوس فقط با زنی به نام «سوفی ژرمن» اهل فرانسه ارتباط داشت این زن در سال ۱۸۱۶ از طرف آکادمی علوم پاریس به اخذ جایزه بزرگ ریاضیات نائل شد. گائوس به آثار والتر اسکات و ژان پول علاقه فراوان داشت و در هفتاد سالگی به فکر آموختن زبان روسی افتاد. گائوس اکتشافات خود را طی سالهای ۱۷۹۶ تا ۱۸۱۴ در نوزده صفحه که شامل ۱۴۶ اکتشاف مهم بود در سال ۱۸۹۸ منتشر ساخت این جزوه چند صفحه ای گنجینه بزرگی بود که دانشمندان را به کلی حیران نمود.


    گائوس اکتشافات خود را همیشه بصورت معما یادداشت می نمود و معتقد بود که فقط برای خود مطالعه می کند. وی هنگامی که در دانشگاه تحصیل می کرد کتاب خود را به نام «تجسسات حسابی» تمام کرد و تئوری اعداد را که تا آن زمان شکل واقعی به خود نگرفته بود بصورت دانش حقیقی درآورد. لاگرانژ ریاضیدان معروف در مورد کتاب گائوس چنین اظهار داشته است:


    کتابی را که به عنوان «تجسسات حسابی» منتشر نموده اید مقام علمی شما را تا ردیف بزرگترین ریاضی دانان جهان بالا برده است و قسمتی ازآن که شامل اکتشافات تحلیلی است تاکنون نظیرش بوجود نیامده مقارن با انتشار کتاب گائوس در سال ۱۸۰۱ «پیازی» ستاره کوچک «سرس» را کشف نموده بود و منجمین در صدد محاسبه مدار آن بر آمدند ولی محاسبه آن به استفاده از اعدادی منجر شد که چند کیلومتر طول داشتند. گائوس شروع به کار نمود و روش کلی مطالعه این مسائل را به دست آورد در نتیجه این اکتشاف به عنوان یک منجم مشهور شد و ریاست رصدخانه گوتینگن را به دست آورد.


    گائوس در سالهای آخر زندگی مورد توجه و محبت عمومی قرار داشت ولی آنقدر که شایستگی داشت از نعمت خوشبختی بهره مند نبود. در ابتدای سال ۱۸۵۵ کم کم از تصلب عضلات قلب و اتساع حفره های ریوی رنج می برد و آثار آب آوردن در او هویدا شد. آخرین نامه ای که نوشت خطاب به سر دیویه یوستر (فیزیکدان انگلیسی) و درباره اکتشاف تلگراف الکتریکی بود. در صبح روز ۲۳ فوریه ۱۸۵۵ در سن هفتاد و هشت سالگی با آرامش کامل جان سپرد در قلمرو ریاضیات نام او تا ابد جاوید خواهد ماند.
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  4. کاربر مقابل پست 2804083 عزیز را پسندیده است:


  5. Top | #3

    کاربر بسیارموثر

    کاربر بسیار موثر


    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    5
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    634
    Ppet
    20,325
    می پسندم
    1,691
    مورد پسند : 48 بار در 15 پست

    پیش فرض

    ویلیام کنراد رونتگن


    ویلیام کنراد رونتگن کاشف اشعه ایکس به سال ۱۸۴۵ در شهر «لنپ» آلمان به دنیا آمد. وی در سال ۱۸۶۹ درجه دکترای خود را از دانشگاه زوریخ دریافت کرد. نوزده سال بعد را در دانشگاه‌های مختلفی مشغول کار بود و به تدریج به عنوان دانشمندی برجسته معروفیت کسب کرد. در سال ۱۸۸۸ استاد فیزیک و رئیس انستیتو فیزیک دانشگاه «ورزبورگ» شد.




    ▪ نام فارسی : ویلیام کنراد رونتگن



    ▪ سال ولادت و فوت : ۱۹۲۳ - ۱۸۴۵ میلادی


    ▪ ملیت : آلمانی


    ویلیام کنراد رونتگن کاشف اشعه ایکس به سال ۱۸۴۵ در شهر «لنپ» آلمان به دنیا آمد. وی در سال ۱۸۶۹ درجه دکترای خود را از دانشگاه زوریخ دریافت کرد. نوزده سال بعد را در دانشگاه‌های مختلفی مشغول کار بود و به تدریج به عنوان دانشمندی برجسته معروفیت کسب کرد. در سال ۱۸۸۸ استاد فیزیک و رئیس انستیتو فیزیک دانشگاه «ورزبورگ» شد. در همین انستیتو بود که در سال ۱۸۹۵ به کشفی دست یافت که سبب اشتهار او گردید.


    رونتگن روز هشتم نوامبر ۱۸۹۵ مشغول انجام آزمایش‌هایی با اشعه‌های کاتودیک بود. اشعه کاتودیک جریانی از الکترن‌های سریع‌الحرکت می‌باشد. این جریان در نتیجه اتصال یک ولتاژ قوی بین الکترودهایی که در دوانتهای یک لوله شیشه‌ای مسدود و فاقد هوا تعبیه شده است، ایجاد می‌گردد. اشعه‌های کاتودیک قابلیت انتشار و رسوخ ندارند و چند سانتیمتر از هوا به سهولت آن را متوقف می‌کند. در آن آزمایش رونتگن لوله شیشه‌ای حاوی اشعه کاتودیک خود را با کاغذ سیاه ضخیمی کاملاً پوشاند به شکلی که وقتی جریان الکتریکی برقرار می‌گردید هیچ‌گونه نوری از داخل لوله مشاهده نمی‌شد.


    هنگامی که رونتگن جریان برق را به لوله اشعه کاتودیک وصل کرد با کمال شگفتی مشاهده کرد صفحه فلورسنتی که روی نیمکت مجاور قرار داشت مانند آنکه نوری بر آن تابانده شده باشد شروع به درخشیدن کرد. او جریان را قطع کرد و درخشش صفحه (که با لایه‌ای از باریوم پلاتینو سیانید، ماده‌ای فلورسنت، پوشانده شده بود) متوقف شد. از آنجا که لوله‌ی حاوی اشعه کاتودیک کاملاً پوشیده شده بود و منفذی نداشت رونتگن به این نتیجه رسید که با برقراری جریان الکتریکی باید نوعی تشعشع نامرئی از لوله خارج شود.


    او این تشعشع نامرئی را به خاطر ماهیت ناشناخته آن، «اشعه ایکس» نامید. ایکس یک نشانه معمول در ریاضی برای ناشناخته‌ها است.


    رونتگن که از این کشف تصادفی به هیجان آمده بود سایر کارهای تحقیقاتی خود را کنار گذاشت و تمام توجه خود را معطوف به بررسی خواص اشعه ایکس کرد. او پس از چند هفته کار فشرده موفق به کشف نکات زیر شد:


    ۱) اشعه ایکس می‌تواند موجب شود تا عناصر گوناگون شیمیایی دیگری (علاوه بر باریوم پلاتینو سیانید) نیز خاصیت باز پس دادن نور را پیدا کنند.



    ۲) اشعه ایکس می‌تواند از بسیاری مواد که حاجب نور معمولی هستند عبور کند. رونتگن مخصوصاً متوجه شد که اشعه ایکس می‌تواند از گوشت عبور کند ولی در برابر استخوان متوقف می‌شود، او با قرار دادن دست خود بین لوله اشعه کاتودیک و صفحه فلورسنت توانست تصویر استخوان‌های دستش را روی صفحه مشاهده کند.


    ۳) اشعه ایکس در خط مستقیم حرکت می‌کند و برخلاف ذراتی که بار الکتریکی دارند تحت تأثیر میدان‌های مغناطیسی منحرف نمی‌شود.


    رونتگن در دسامبر ۱۸۹۵ اولین مقاله خود را درباره اشعه ایکس نوشت. گزارش او بلافاصله هیجان فراوانی به وجود آورد و توجه محافل علمی را به خود جلب نمود.



    صدها تن از دانشمندان و پژوهشگران چند ماه به بررسی و تحقیق پیرامون اشعه ایکس پرداختند و طی مدت یک سال تقریباً حدود یکهزار مقاله درباره این موضوع منتشر شد.


    یکی از دانشمندان که کشف رونتگن مستقیماً محرک تحقیقات او شد، آنتوان هنری بکوئرل بود. بکوئرل گر چه با نیت تحقیق بیشتری پیرامون اشعه ایکس مشغول کار شد ولی تصادفاً به کشف پدیده‌ای مهمتر، یعنی رادیواکتیویته دست یافت.


    به طور کلی هر گاه الکترون‌هایی با انرژی بالا بر شیئی برخورد کند نشعشات ایکس تولید می‌گردد. اشعه ایکس خود فاقد الکترون است بلکه بیشتر از امواج الکترومغناطیسی تشکیل می‌شود. بنابراین اصولاً شبیه به تشعشات مرئی یعنی امواج نوری است با این تفاوت که طول موج اشعه ایکس بسیار کوتاه‌تر می‌باشد. مهمترین موارد استعمال اشعه ایکس، استفاده از آن برای تشخیص‌های پزشکی و دندانپزشکی است. موارد استعمال دیگر آن رادیوتراپی می‌باشد که در آن اشعه ایکس برای نابود کردن تومورهای خطرناک و یا متوقف کردن رشد آنها به کار برده می‌شود.


    اشعه ایکس در صنعت نیز موارد استعمال فراوانی دارد. مثلاً می‌توان از آن برای اندازه‌گیری ضخامت برخی مواد و یا پیدا کردن درز و رخنه‌های ناپیدا استفاده کرد. اشعه ایکس در بسیاری دیگر از زمینه‌های علمی از زیست‌شناسی گرفته تا نجوم و ستاره‌شناسی نیز کاربرد دارد. این اشعه به ویژه درباره‌ی ساختار اتمی و ملکولی اطلاعات زیادی را برای دانشمندان فراهم آورده است.


    تمام افتخار و اعتبار کشف اشعه ایکس شایسته رونتگن می‌باشد. او به تنهایی کار کرد، کشف او غیرقابل پیش‌بینی بود و مجدانه کار خود را پی گرفت. علاوه بر اینها کشف او انگیزه مهمی برای بکوئرل و سایر پژوهشگران شد.


    با تمام این احوال نباید در باب اهمیت رونتگن مبالغه شود. بدون تردید اشعه ایکس کاربردهای بسیار سودمندی دارد ولی کسی نمی‌تواند بگوید که در نتیجه استفاده از آن تمامی تکنولوژی ما دگرگون شده است. در حالی که با کشف القای الکترومغناطیس توسط فاراده این چنین دگرگونی انجام شد. به همین نحو کسی نمی‌تواند مدعی شود که کشف اشعه ایکس براستی برای تئوری علمی اهمیتی بنیادین داشت. اشعه‌های ماورای بنفش که طول موج‌های آن کوتاه‌تر از نور مرئی است تقریباً از یک قرن قبل شناخته شده بود. اشعه ایکس - که مشابه با امواج ماورای بنفش می‌باشد ولی طول موج آن کوتاه‌تر است - به راحتی در چهارچوب فیزیک کلاسیک قرار می‌گیرد. روی هم رفته من تصور می‌کنم کاملاً منطقی است که در این فهرست رونتگن پایین‌تر از راترفورد، که کشف او از اهمیت اساسی بیشتری برخوردار بود، قرار داده شود.


    رونتگن فرزندی از خود نداشت. او و همسرش دختری را به فرزندی قبول کردند. در سال ۱۹۰۱ جایزه نوبل در فیزیک به رونتگن داده شد. این اولین جایزه نوبل برای رشته فیزیک بود. رونتگن در سال ۱۹۲۳ در شهر مونیخ آلمان درگذشت.



    جیمز وات جیمز وات مخترع اسکاتلندی که اغلب از او به عنوان مخترع ماشین بخار زیاد یاد می‌شود چهره اصلی انقلاب صنعتی است.



    ▪ نام فارسی : جیمز وات



    ▪ سال ولادت و فوت : ۱۸۱۹ - ۱۷۳۶ میلادی


    ▪ ملیت : اسکاتلند


    جیمز وات مخترع اسکاتلندی که اغلب از او به عنوان مخترع ماشین بخار زیاد یاد می‌شود چهره اصلی انقلاب صنعتی است.


    وات در واقع اولین سازنده ماشین بخاری نیست. «هرو او آلکساندریا» در قرن اول میلادی ابزارهای مشابهی را توصیف کرده بود. در سال ۱۶۹۸ «توماس ساوری» ماشین مشابهی را به ثبت رساند که برای تلمبه کردن آب از آن استفاده می‌شد و در ۱۷۱۲ «توماس نیوکومن» نوع پیشرفته‌تری از آن را به ثبت رساند. با وجود این ماشین ساخته شده توسط نیوکومن کارایی بسیار کمی داشت و آن را فقط برای خارج کردن آب از معادن زغال سنگ به کار می‌گرفتند.


    وات با اینکه فقط یک دوره کارآموزی یکساله را در زمینه ابزارسازی گذرانده بود ولی از استعداد ابداع و نوآوری فراوان برخوردار بود. وی در سال ۱۷۶۴ هنگامی که مشغول تعمیر یک مدل از ماشین‌های نیوکومن بود به ماشین بخار علاقمند شد. وات اصلاحاتی آنچنان مهم و ارزنده در ماشین اختراعی نیوکومن به عمل آورد که می‌توان او را مخترع اولین ماشین بخار دانست.


    اولین تغییر مهم وات که در سال ۱۷۶۹ به ثبت رساند اضافه کردن یک محفظه جداگانه تراکم بخار بود. او همچنین با عایق‌بندی سیلندر بخار را مجزا کرد و در سال ۱۷۸۲ ماشین دوطرفه را اختراع نمود. تمام اینها همراه با چند فقره تغییرات و اصلاحات کوچک‌تر به کارایی بیشتر ماشین‌های بخار منتج شد. این ازدیاد کارایی عملاً به معنای تفاوت بین یک ابزار ماهرانه ولی نه چندان قابل استفاده با وسیله‌ای با توان صنعتی فراوان بود.


    وات در سال ۱۷۸۱ با اختراع یک سری چرخ‌دنده حرکت تناوبی موتور را به حرکت دورانی تبدیل کرد. با استفاده از این ابزار بر موارد استفاده از موتور بخار به شکل چشمگیری افزوده شد. علاوه بر انجام اصلاحات و تغییرات گوناگون وات در سال ۱۷۸۸ پروانه تنظیم دو موتور، وسیله‌ای که امکان کنترل اتوماتیک سرعت موتور را فراهم آورد، فشارسنج (۱۷۸۹) شمارشگر (کنتور) نشانگر و شیر فشارشکن را اختراع کرد.


    وات که خود فاقد استعداد لازم در کارهای تجاری بود، در سال ۱۷۷۵ به اتفاق «ماتیو بولتون» که مهندی چیره‌دست و معامله‌گری توانا بود شرکتی تأسیس کرد، طی ۲۵ سال بعد شرکت وات - بولتون تعداد زیادی موتورهای بخاری تولید و به بازار عرضه کرد که در نتیجه ثروت سرشاری نصیب آن دو گردید.


    در باب اهمیت ماشین بخار مبالغه و گزافه‌گویی نمی‌شود. درست است که بسیاری از اختراعات دیگر در انقلاب صنعتی نقش داشته‌اند. در معدن و متالوژی و در بسیاری از ماشین‌آلات صنعتی پیشرفتهای فراوانی پدید آمد. معدودی از اختراعات مانند دستگاه نساجی (جان‌کی، ۱۷۳۳) و ماشین نخ‌ریسی (جیمز هارگریوز، ۱۷۶۴) قبل از کارهای وات عرضه شدند. مخترعین دیگر اختراعات و پیشرفتهایی هر چند کوچک پدید آوردند ولی هیچ‌یک از آنها به تنهایی نمی‌توانستند برای انقلاب صنعتی حیاتی باشند. تمامی آنها با موتور بخار که نقشی کاملاً تعیین‌کننده داشت و بدون آن انقلاب صنعتی به کلی چیز دیگری بود، تفاوت عمده‌ای داشتند. قبل از آن اگر چه از نیروی آب و باد برای به گردش درآوردن چرخ آسیاب‌ها استفاده می‌شود ولی منبع اصلی نیرو همواره عضلات انسان بود. استفاده از این عامل ظرفیت تولید صنعتی را به کلی محدود می‌کرد. با اختراع ماشین بخار این محدودیت بر طرف شد. پس از آن انرژی بسیار زیادی برای تولید در دسترس بود و مرتباً نیز به میزان آن افزوده می‌شد. تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ یک اخطار جدی بود که چگونه کمبود انرژی می‌تواند به سیستم صنعتی ضربه وارد کند. این تجربه تا حدی بیانگر اهمیت انقلاب صنعتی ناشی از اختراعات وات می‌باشد.


    ماشین بخار صرف نظر از تأمین منبع انرژی برای کارخانه‌ها، موارد استفاده مهم دیگری نیز داشت. در سال ۱۷۸۳ «مارکیز دو جفروی» موفق شد ماشین بخار را برای به حرکت درآوردن یک قایق به کار گیرد. در سال ۱۸۰۴ «ریچارد ترویتیک» اولین لوکومتیو بخار را ساخت. اگر چه هیچ یک این مدل‌های اولیه از لحاظ تجاری با توفیق همراه نبود اما در خلال چند دهه کشتی بخار و راه‌آهن، حمل و نقل دریایی و زمینی را دستخوش تحولی بنیادین کرد.


    انقلاب صنعتی با انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه هم‌زمان بود. امروز می‌توانیم دریابیم که تأثیر انقلاب صنعتی در زندگی روزانه بشر به مراتب عظیم‌تر از هر یک از آن دو انقلاب سیاسی بوده است هر چند این نکته هنگام بروز آن انقلابات آنچنان بدیهی و مسلم نبود. به همین دلیل جیمز وات را باید یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ دانست.




    جرج مندل
    جرج مندل امروزه به عنوان فردی که اصول اساسی وراثت را کشف کرد شناخته می‌شود او در دوران حیاتش یک کشیش گمنام اطریشی و دانش‌پژوهی غیرحرفه‌ای بود که تحقیقات درخشانش توسط جامعه علمی آن زمان نادیده انگاشته شد.



    ▪ نام فارسی : جرج مندل



    ▪ سال ولادت و فوت : ۱۸۸۴- ۱۸۲۲ میلادی


    جرج مندل امروزه به عنوان فردی که اصول اساسی وراثت را کشف کرد شناخته می‌شود او در دوران حیاتش یک کشیش گمنام اطریشی و دانش‌پژوهی غیرحرفه‌ای بود که تحقیقات درخشانش توسط جامعه علمی آن زمان نادیده انگاشته شد.

    مندل به سال ۱۸۲۲ در شهر «هیزندروف» که در آن هنگام از شهرهای امپراطوری اطریش بودو اکنون در چکسلواکی قرار دارد، متولد شد. او در سال ۱۸۴۳ وارد یکی از صومعه‌های آگوستینی در شهر «برون» (برنو در چکسلواکی کنونی)‌ شد و در سال ۱۸۴۷ به عنوان کشیشی دست یافت. در سال ۱۸۵۰ برای دریافت گواهی‌نامه معلمی امتحان داد ولی با گرفتن پایین‌ترین نمرات در زیست‌شناسی و زمین‌شناسی در این امتحان مردود شد. با وجود این راهب کل صومعه، مندل را برای تحصیل به دانشگاه وین فرستاد و او از سال ۱۸۵۱ تا ۱۸۵۳ در آنجا به تحصیل ریاضیات و علوم پرداخت. مندل هرگز نتوانست گواهینامه معمولی را دریافت کند ولی از ۱۸۵۴ تا ۱۸۶۸ معلّم جانشین در تدریس علوم طبیعی در مدرسه جدید برون بود.

    مندل از سال ۱۸۵۶ انجام آزمایش‌های مشهور خود را پیرامون تولید گیاهان آغاز کرد. تا سال ۱۸۶۵ وی موفق شد به قوانین معروف وراثت دست یابد. او یافته‌های خود را طی مقاله‌ای به انجمن تاریخ طبیعی برون عرضه کرد. در سال ۱۷۶۶ نتایج کارهای مندل به صورت مقاله‌ای تحت عنوان «آزمایش‌هایی با پیوندهای گیاهی» در ژورنال مذاکرات آن انجمن چاپ شد مقاله دیگری نیز در این باب سه سال بعد در همان ژورنال به چاپ رسید. اگر چه ژورنال انجمن تاریخ طبیعی برون از اعتبار چندانی برخوردار نبود ولی کتابخانه‌های مهم، نسخه‌های آن را در آرشو خود نگهداری می‌کردند. علاوه برآن مندل نسخه‌ای از مقاله خود را برای «کارل ناگلی» یکی از پژوهشگران و متخصصین مهم علم وراثت فرستاد. ناگلی آن را مطالعه کرد و پاسخی هم برای مندل فرستاد ولی نتوانست به اهمیّت زایدالوصف آن مقاله پی ببردو به این ترتیب مقالات مندل به طور کلّی نادیده گرفته شد و در واقع برای مدتی بیش از سی سال به فراموشی سپرده شد.

    در سال ۱۸۶۸ مندل به عنوان راهب کل کلیساهای منطقه خود منصوب شد. گرفتاری‌های اداری دیگر فرصتی برای او باقی نگذاشت تا تجربیات گیاهی خود را ادامه دهد. هنگامی که او در سال ۱۸۸۴ در سن ۶۲ سالگی درگذشت. تحقیقات درخشان او تقریباً فراموش شده و هیچ‌گونه تأیید، تقدیر و قدردانی از او به عمل نیامده بود.

    در سال ۱۹۰۰دانشمندان به کشف دوباره کارهای مندل دست یافتند. سه دانشمند مختلف که جدا از یکدیگر و مستقلاً در زمینه وراثت مطالعه می‌کردند «هوگو دو وریز» هلندی، «کارل کورن‍ز»‌ آلمانی و «اریش ون تشرمارک» اطریشی، مقاله مندل را خواندند. هر یک از آنها همان آزمایش‌های گیاهی مندل را انجام داده بودند و هرکدام مستقلاً همان قوانین مندل را کشف کردند و باز هر کوام از آنها قبل از آنکه نتایج کار خود را منتشر کنند در میان اسناد و مدارک علمی به تفحص پرداختند و هر سه نفر به مقاله اصلی مندل برخورد کردند.هر سه تنبا دقت کامل مقاله مندل را نقل کردند و اضافه نمودند که کار آنها نتایج به دست آمده توسط مندل را تأیید می‌کند. این در حقیقت یک تصادف سه گانه بهت‌آوربود. علاوه بر یان در همان سال «ویلیم باتسون»‌ دانشمند انگلیسی نیز به مقاله اصلی مندل برخورد و توجه سایر دانشمندان و علمای علوم طبیعی زا به آن جلب کرد. تا پایان آن سال چنان تمجید و ستایشی از مندل به عمل آمده که حقاً سزاوار آن بود در زمان حیاتش از آن برخوردار شود.

    آنچه را مه مندل در باب وراثت کشف کرد چه بود؟ مندل دریاف در تمام موجودات زنده یک واحد اصلی وجود دارد که صفت و مشخصه‌های ارثی توسط آن از والدین به فرزندان منتقل می‌شود ( این واحد امروزه ژن نامیده شده‌ است). در گیاهانی که مورد مطالعه مندل بود، هرصفت خاصی مانند رنگ دانه یا شکل برگ توسط یک جفت ژن شکل می‌گیرد. گیاه مورد نظر از این یک جفت ژن یک عدد آن را از هر یک از گونه نر و ماده قبلی خود به ارث می‌برد.

    مندل دریافت اگر ژن‌هایی که برای یک صفت مشخص منتقل می‌شوند متفاوت باشند (‌به عنوان مثال در مورد رنگ دانه یک ژن از دانه سبز و ژن دیگر از دانه زرد باشد) معمولاً فقط ژن غالب، و در این مثال دانه زردرنگ ، خود را در گیاه مورد نظر آشکار می‌کند. مع‌هذا ژن دریافتی از بین نمی‌رود و متحمل است که به نسل‌های بعدی آن گیاه منتقل شود. مندل همچنین دریافت که هر سلول مولد و یا سلول قابل لقاح (مشابه سلولهای اسپرم و تخمک در انسان)‌ تنها حامل یک ژن از آن یک جفت ژن هستند. او همچنین خاطرنشان ساخت این که کدامیک از این جفت ژن در هر سلول قابل لقاح حضور پیدا می‌کند و به نسل‌های بعدی آن گیاه منتقل می‌شود کاملاً تصادفی می‌باشد.

    قوانین مندل، اگرچه با تغییراتی اندک، همچنان به عنوان نقطه آغازین علم نوین ژنتیک باقی مانده است. چگونه بود که مندل، یک پژوهشگر غیرحرفه‌ای، موفق به کشف اصئلی آن چنان مهم گردید، در حالی که بسیاری از زیست‌شناسان حرفه‌ای برجسته قبل از او از آن محروم مانده بودند؟ خوشبختانه نمونه‌هایی از گیاهان را که او برای بررسی‌های خود برگزیده بود از انواعی بودند که کشخصه‌های قابل توجه آن تنها با یک مجموعه ژن ظهور پیدا می‌کردند. اگر مشخصه‌هایی را کهمورد بررسی قرار داده بود از انواعی بودند که حاصل چند مجموعه مختلف از ژن‌ها هستند بدون تردید در تحقیقات خود با مشکلات فراونی مواجه می‌گردید. امّا اگر شخص مندل پژوهشگری فوق‌العاده دقیق و صبور نبود این خوش‌شانسی نمی‌توانست کمکی برای او باشد. همچنین اگر به ضرورت انجام یک تحلیل آماری در مشاهدات خود پی نمبرد نمی‌توانست از این عامل به تنهایی بهره بگیرندو به علت وجود عامل تصادف که در بالا به آن اشاره گردید عموماً نمی‌توان پیش‌بینی کرد که فرزند چه مشخصاتی را به ارث خواهد برد. مندل تنها با انجام تجربیات متعدد و فراوان و با تحلیل آماری نتایج حاصله موفق شد قوانین خود را استنتاج کندو مندل نتایج بیش از ۲۱۰۰۰ مورد آزمایش روی گیاهان را ثبت کرده بود!

    قوانین وراثت در گسترده دانش بشری اهمیت ویژه‌ای دارد و اطلاعات ژنتیکی احتمالاً در آینده موارد استفاده بیشتری خواهد داشت. امّا هنگام تصمیم‌گیری برای تعیین جایگاه مندل در این فهرست عامل دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که کشفیات مندل در زمان حیاتش نادیده گرفته شده و استنتاجات او توسط دانشمندان بعدی مستقلاً دوباره به دست آمده بررسیهای مندل را می‌توان بیفایده و به شمار آورد. اگر به قشیه به این شکل نظر شود می‌توان به این باور رسید که مندل اصلاً در این فهرست جایی ندارد. همچنان که «لیف اریکسون» «آریستاخوس» و «ایگناز سملویسن در برابر کلمب، کوپرنیک و ژوزف لیستر کنار گذاشته شده‌اند.

    اما باید توجه داشت بین مندل و شخصیت‌های فوق‌الذکر تفاوتهایی وجود دارد. کارهای مندل برای مدت کوتاهی به فراموشی سپرده شد و هنگامی که دوباره کشف گردید به سرعت معروف و مشهور شد. به علاوه اگرچه ورنر، کونتز و تشرماک هر یک مسنقلاً اصول مندل را کشف کردند امّا سرانجام مقالات مندل را مطالعه کرده و نتایج حاصله توسط او را بیان کرده‌اند. و سرانجام اینکه کسی نمی‌تواند مدعی شود اگر فرضاً مقالات مندل قبلاً در شمار فهرست کتب و مقالات نتایج مربوط به کارهای وراثتی آمده بود. با وجود چنین فهرستی دیر یا زود برخی دانشجویان کوشا و جدی که در این رشته کار می‌کردند به مقالات مندل برمی‌خوردند. همچنین باید توجه داشت که هیچ یک از آن دانشمندان هرگز مدعی افتخار کشف ژن‌ها نشدند و اصول کشف شده در سراسر جهان به نام قوانین مندل شناخته می‌شود. کشفیات مندل را از هر دو جنبه اهمیت و بدیع بودن آن میتوان با کشف سیستم گردش خون توسط هاری مقایسه کرد و جایگاه او در این فهرست نیز بر همین اساس تعیین شده است.
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  6. کاربر مقابل پست 2804083 عزیز را پسندیده است:


  7. Top | #4

    کاربر بسیارموثر

    کاربر بسیار موثر


    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    5
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    634
    Ppet
    20,325
    می پسندم
    1,691
    مورد پسند : 48 بار در 15 پست

    پیش فرض

    مختــرع اتومبيل كيست؟
    درباره مخترع اصلي اتومبيل بحث‌هاي زيادي در گرفته و اختلاف نظر وجود دارد. بعضي از طرفداران بنز، مخترع اتومبيل را كارل بنز مي‌نامند. از سويي ديگر نام آرماند پژو نيز در ليست مخترعين اتومبيل جاي دارد. لئون برپوله يكي ديگر از مبتكران اتومبيل است اما در واقع بايد گفت كه طبق اسناد و مدارك به جا مانده (گوتليب دايملر) نخستين موتور احتراق داخلي و نخستين موتورسيكلت و نخستين اتومبيل را اختراع كرده است .او توانست يك گاري بدون اسب را به حركت درآورد.دايملر با تلاش شبانه‌روزي خود موفق به ساخت موتور درون‌سوز شد و آن را بر روي موتور سيكلت و سپس اتومبيل قرار داد. اكنون به شرح حال زندگي اين مخترع بزرگ مي‌پردازيم.


    زندگي يك مخترع
    (گوتليب دايملر) در 17 مارس 1834 در شوندرف آلمان به دنيا آمد. خانواده وي در سطح متوسط جامعه قرار داشتند. پدرش جوهانس دايملر نانوا بود و مادرش فردريكا در خانه براي مردم خياطي و گلدوزي مي‌كرد. پدر و مادر گوتليب همه تلاش خود را براي راحتي و آسايش فرزندشان به كار مي‌بردند.بعد از تولد گوتليب، دو فرزند ديگر پا به اين خانه گذاشتند و جمع خانوادگي آنها به پنج نفر رسيد و گوتليب صاحب خواهر و برادر شد.در آن زمان به ويژه در شهر كوچكي چون شوندرف مردم به تحصيل فرزندشان توجهي نمي‌كردند و پسرها بايد از همان دوران كودكي در كنار پدرشان مشغول به كار مي‌شدند و خرج خود و خانواده را درمي‌آوردند.
    اما پدر گوتليب با اين نظريه مخالف بود و به دليل اين‌كه خودش در دوران كودكي فرصت تحصيل پيدا نكرده بود و تمام اوقات زندگي خود را در كنار تنور نانوايي ايستاده بود، آرزو داشت فرزندانش تحصيل كنند و به مقامات بالا دست يابند و به روياهاي پدر جامه عمل بپوشانند. گوتليب نيز از همان دوران طفوليت هوش سرشار خود را ابراز كرد. كتاب‌هاي داستاني را كه مادرش براي وي مي‌خواند بلافاصله حفظ مي‌كرد. همچنين طبق تربيت صحيح والدينش رفتار و اخلاق بزرگ‌منشانه در اين كودك پنج ساله به خوبي مشاهده مي‌شد.پدر، او را به مدرسه برد. او هم هر چه را مي‌آموخت به سرعت ياد مي‌گرفت. علاقه عجيبي به درس خواندن داشت. تمام مدت زنگ تفريح در كلاس مي‌نشست و درس مي‌خواند و مسائل رياضي براي خودش طرح مي‌كرد. او مانند ساير بچه‌ها به بازي علاقه‌اي نداشت و اوقات خود را در تنهايي و حل مسائل رياضي مي‌گذراند.
    سيزده ساله بود كه دوران دبستان و دبيرستان را به پايان رساند و زودتر از بچه‌هاي هم‌سن و سال خود ديپلم گرفت. به طور كلي پسري منزوي بود و بچه‌ها به او حسودي مي‌كردند زيرا هميشه مورد تشويق معلمان خود قرار مي‌گرفت. همكلاسي‌هايش با او حرف نمي‌زدند و در بازي‌هاي دسته جمعي او را كنار مي‌گذاشتند البته گوتليب نيز علاقه چنداني به بازي با آنها نداشت او به دنبال هدفي والا بود و مي‌خواست با ادامه تحصيل باعث افتخار والدينش شود. او حتي روزهاي يكشنبه كه روز تعطيل به حساب مي‌آمد باز هم درس و مطالعه را كنار نمي‌گذاشت.
    گوتليب از لابه‌لاي كتاب‌هاي درسي‌اش علاقه‌مندي خود را به مكانيك و علوم تكنيكي و فيزيك يافته بود.او در سال 1848 يعني در سن چهارده سالگي وارد رشته مكانيك و چهار سال بعد فارغ‌التحصيل شد و براي تكميل تحصيلاتش بايد قدم‌هايي فراتر برمي‌داشت و در كنار آن، كار هم مي‌كرد.


    دايملر جهانگرد شد

    پس از به پايان رساندن تحصيلات خود در كالج شهر، دايملر به توصيه پدر و مادرش آلمان را ترك كرد و به فرانسه رفت. او در پاريس به تحصيل در رشته مهندسي مكانيك پرداخت. در آن زمان هجده سال داشت. سپس در همانجا وارد رشته پلي‌تكنيك شد. پس از فعاليت در چند رشته فيزيك و مكانيك در پاريس، راهي انگليس، اتريش و بلژيك شد.
    در لندن در كارگاه دوست پدرش (هنريش استراب) مشغول به كار شد تا هزينه تحصيل و اقامت در كشورهاي خارجي را به دست آورد. او حتي براي والدينش هم پول مي‌فرستاد. روزها به دانشگاه مي‌رفت و شب‌ها تا نيمه وقت در كارگاه ريخته‌گري به كار مي‌پرداخت.دايملر پا به بيست و نه سالگي گذاشته بود. او با توشه‌اي از علم و تجربه و بعد از چندين سال دوري از وطن به آلمان مراجعت كرد و براي خود كارگاهي كوچك اجاره كرد تا در آنجا به تحقيقات خود بپردازد.مادرش (فردريكا) به فكر يافتن دختري مناسب براي پسر عزيزش افتاد. او در ميان دختران اقوام و دوستان، (اماكانز) را مناسب براي همسري با گوتليب يافت.گوتليب در ابتدا حاضر به ازدواج نمي‌شد زيرا احساس مي‌كرد با تشكيل خانواده نمي‌تواند به فعاليت‌هاي تحقيقاتي خود بپردازد اما بالاخره با اصرار مادرش در سال 1867 با اماكانز دختر زيبا و محجوب از خانواده باشخصيتي ازدواج كرد. پدر همسرش داروساز بود و خانه‌اي را به اين عروس و داماد هديه داد تا گوتليب هم بتواند در زيرزمين خانه به تحقيقات خود ادامه دهد.حاصل اين ازدواج پنج فرزند بود كه به فاصله سه سال از هم پا به دنيا گذاشتند. در اين ميان (پائول دايملر) فرزند سوم گوتليب به شغل پدر علاقه‌مند شد و راه پدر را در پيش گرفت.

    و اختراع موتور احتراق
    دايملر سي و پنج ساله سعي در ساخت يك موتور احتراق داخلي با سوخت بنزين داشت تا بتواند يك گاري را بدون اسب به حركت درآورد. او در دوران دانشجويي با (مي باخ) يكي از جوانان با شور و اشتياق و علاقه‌مند به رشته مكانيك آشنا شد.
    او تصميم گرفت با همكاري مي‌‌باخ دست به ابداع يك وسيله حركتي بزند و در جهت رفاه زندگي مردم گامي بردارد.
    دايملر همان طور كه از كودكي منزوي بود در دوران جواني نيز مردي ساكت و سر به زير به نظر مي‌رسيد. زماني كه در كارگاه خود سرگرم كار مي‌شد براي اين‌كه كسي مزاحمش نشود پرده‌اي تيره به پنجره مي‌زد و در را به روي خود قفل مي‌كرد و با شريك خود مي‌‌باخ مشغول كار و تحقيق مي‌شد اما از شر همسايه‌هاي كنجكاو در امان نبود. مردم اطراف خانه وي به او و شريكش مظنون شدند و فكر كردند كه آنها در كارگاهشان دست به كارهاي خلاف از جمله چاپ اسكناس جعلي و يا ساخت داروهاي مخدر مي‌زنند؛ لذا پليس را خبر كردند و اظهار داشتند در همسايگي ما دو مرد در كارگاهي مخوف مشغول تهيه موادمخدر و يا چاپ اسكناس جعلي هستند. تحقيقات پليس آغاز شد. البته پليس نيز ظنين بود و به موجب اين ظن و گمان، پدر همسر گوتليب را كه صاحب خانه بود دستگير كرد و تا مشخص شدن ماجرا او را به زندان انداخت. بالاخره بعد از چند ماه تحقيق و بررسي معلوم شد كه گوتليب سرگرم انجام كارهاي خلاف قانون نيست وفقط بر روي چند مقاله فيزيكي مشغول به آزمايش و تحقيق است، لذا پدر همسر او از زندان آزاد شد و (گوتليب) و (مي‌‌باخ) نيز كار خود را در كارگاه‌شان از سر گرفتند.
    بدين ترتيب دايملر توانست فرصت كافي براي انجام كارهاي خود پيدا كند و اختراعات خود را پشت سر هم عرضه كند. او موفق شد موتوري با سوخت بنزين ابداع كند. دايملر تجارب زياد خود را روي وسيله حركتي كه همان اتومبيل بود، به كار گرفت و نام دخترش مرسدس را رويش گذاشت.
    در سال 1887، زماني كه او براي تكميل تحقيقاتش به پاريس سفر كرده بود، خبر مرگ همسرش اماكانز او را دچار شوك كرد. همسر مهربانش به دليل عارضه قلبي چشم از جهان فرو بست و او را تنها گذاشت.
    دايملر نيز از حال و روزگار خوبي برخوردار نبود گاه گاهي درد عجيبي در ناحيه سينه و قلبش زندگي را جلوي چشمان وي تيره و تار مي‌كرد و سرانجام او با اختراع موتور درون‌سوز توانست اتومبيلي را وارد بازار كند و اتومبيل او در بازار خوب به فروش رفت. دايملر كارگاه را روز به روز بيشتر توسعه داد تا اين‌كه صنعت اتومبيل‌سازي او به صورت يك صنعت بسيار پر سود درآمد.

    مخترع مداد کیست ؟
    حدود ۵۰۰ سال پیش در یکی از معدنهای کمبرلند انگلستان گرافیت پیدا شد. گویا در همان موقع مداد خام از گرافیت ساخته شده باشد.
    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    به هرحال در سال ۱۷۶۰ بود که خانواده فایر در نورنبرگ آلملن سرمایه گذاری کردند و از گرافیت ساییده نوعی مداد ساختند. ولی کارآن زیاد موفقیت آمیز نبود. تا آنکه در سال ۱۷۹۵ مردی به نام کنته مدادهای ساخت بدینطریق که گرافیت را در نوعی گل رس می نشاند و پس از در هم فشردن آن مدادهای خامی بدست می آورد. سپس این مدادها را در کوره ای گذاشته می پخت. شیوه کنته پایه و اساس مداد سازی گردید آنهم درست همین مدادهایی که ما امروز می شناسیم و بکار می بریم.
    كبریت اختراع كیست؟
    بشر برای پختن غدا و گرم نگاهداشتن خود نیاز به افروختن آتش پیدا كرد. همین نیاز منشا اختراع كبریت گردید. غارنشینان به وسیله سنگ چخماق جرقه ای پدید می آوردند و امیدشان این بود كه با آن برگهای خشك را آتش بزنند.
    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    در قرن وسطا نیز جرقه را به وسیله سنگ چخماق پدید می آوردند. ولی با آن قارچ یا جلبكهای خشك یا كهنه نیمسوخته را آتش می زدند. اینگونه مواد كه به آسانی آتش می گیرند آتشگیره خوانده می شوند.
    كبریت جدید هنگامی ساخته شد كه ماده ای به نام فسفر كشف گردید این ماده در حرارت بسیار كمی فوری آتش می گیرد.
    در سال 1618 مرد انگلیسی به نام رابرت بویل چوبی را آغشته به فسفر و گوگرد كرد ولی به سرعت آتش می گرفت و عملا" كارای نداشت. نخستین كبریتی قابل استفاده را جان واكر انگلیسی ساخت او چوبهای كبریت را میان لایه های كاغذ چید و با شیشه مات جلدی هم برایش ساخت.
    اطریش وآلمان در سال 1833 شروع به ساخت كبریتهای كردن كه نوكشان آغشته به فسفر سفید و زرد بود در سال 1906 به دلیل خطر ناك بودن این مواد ساخت آنها متوقف و غیر مجاز اعلام شد. كبریتها بی خطر كه تنها با یكبار كشیدن آتش می گیرند، در سوئد به سال 1844 كه از فسفر قرمز كه غیر سمی است ساخته شد. به جای آنكه تمام مواد شیمیایی لازم را در نوك چوب كبریت تعبیه كنند، فسفر قرمز را فقط بر سطح زبری كه روی قوطی كبریت است می مالند.
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  8. کاربر مقابل پست 2804083 عزیز را پسندیده است:


  9. Top | #5

    کاربر بسیارموثر

    کاربر بسیار موثر


    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    5
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    634
    Ppet
    20,325
    می پسندم
    1,691
    مورد پسند : 48 بار در 15 پست

    پیش فرض

    چه موقع کاغذ اختراع شد؟

    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات

    سال پیش، مصری‌ها الیاف گیاهی به نام پاپیروس را، که شبیه علف بود و کنار رود نیل می‌رویید، کنار یکدیگر می‌چسباندند و با آن نوعی ورقه درست می‌کردند که مانند کاغذهای امروزی، برای نوشتن کاربرد داشت.در سال 1000 تا 1200 میلادی نیز استفاده از حروف‌ چوبی، گلی یا فلزی برای چاپ، در چین ابداع شد

    اما کاغذی که ما می‌شناسیم، حدود 2000 سال پیش و در چین اختراع شده است. به‌طور معمول، کاغذ را از چوب تنه درختان تهیه می‌کنند. اما به خاطر حفظ جنگل‌ها و پیشگیری از آلودگی بیشتر زمین، امروزه استفاده از ترکیبات سلولزی گیاهان دیگر، روزنامه‌های باطله و کاغذهای دور ریز در تولید کاغذ رواج دارد، کیفیت برخی کاغذهای بازیافتی کاملاً مشابه کاغذهای دیگر است.
    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    چاپ اختراع کیست؟

    قدیمی‌ترین شیوه چاپ برجسته در قرن نهم میلادی در چین اختراع شد. در آن زمان، به جای کلیشه چاپ از یک بلوک چوبی استفاده می‌کردند. نشانه‌های نوشتاری به صورت وارونه روی بلوک کنده می‌شد. سپس بلوک را به مرکب آغشته می‌کردند و روی کاغذ می‌فشردند.
    اما کاغذی که ما می‌شناسیم، حدود 2000 سال پیش و در چین اختراع شده است. به‌طور معمول، کاغذ را از چوب تنه درختان تهیه می‌کنند. اما به خاطر حفظ جنگل‌ها و پیشگیری از آلودگی بیشتر زمین، امروزه استفاده از ترکیبات سلولزی گیاهان دیگر، روزنامه‌های باطله و کاغذهای دور ریز در تولید کاغذ رواج دارد

    در سال 1000 تا 1200 میلادی نیز استفاده از حروف‌ چوبی، گلی یا فلزی برای چاپ، در چین ابداع شد.
    اروپا در قرن 15 میلادی و با اختراع ماشین چاپ گوتنبرگ، با این صنعت آشنا شد.
    مخترع تلسکوپ کیست؟ مقدمه

    ابن هیثم دانشمند بزرگ ایرانی در سال 1965 میلادی در شهر بصره به دنیا آمد. علمای غربی وی را در قرون وسطی الحسن می‌خواندند. ابن هیثم کارهای مهمی در زمینه نور شناسی انجام داده است و دانشمندان بعدی با استناد به گفته‌های وی به نتیجه‌های بالاتری دست یافتند. گر چه کار ابن هیثم در نور شناسی محتوی عناصر یونانی بویژه از بطلیموس است، اما او همه چیز را به گونه‌ای از نو بررسی کرده است. نظرات او در باب نور و دید تماما از آن خود اوست و مطلقا چیزی به افکار عتیق و یا عقاید اسلامی پیشین بدهکار نیست.



    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    نور از دیدگاه ابن هیثم

    نور به ادعای ابن هیثم چیزی است که از منبع منیری صادر می‌شود که این "صدور اولیه" نام دارد. او به صدور ثانویه نیز معتقد بود که از چیزی که خود وی آن را "منبع عرضی" می‌نامید، سرچشمه می‌گرفت. او می‌گفت نور این منابع بصورت کروی صادر می‌شود، مفهوم منبع عرضی ثانوثه به این معنا بود که هر ذره غبار در شعاعی از آفتاب یا از هر جسم کدر نیز نور ساطع می‌شود. او معتقد بود که این نور نیز مانند نور منبع اولیه به خط مستقیم حرکت می‌کند، ولی از آن ضعیف است. این اندیشه به راستی اصلی بود. امواج ثانویه آن محفوظ ماند تا کریستین هویگنس هلندی شش قرن بعد آن را مطرح ساخت.
    نظریه ابن هیثم در مورد چشم

    نظریه ابن هیثم در مورد چشم یک نظریه فیزیک است. او باور داشت که دیدن نخست در عدسی بلورین چشم اتفاق می‌افتد و در کار او هیچ صحبتی نیست. وی از تشکیل تصویر در داخل چشم همچون محفظه‌ای تاریک و بعد از عصب بصری و ارتباط آن با مغز به میان می‌آورد. اینجا دیگر نظرات ابن هیثم صحت نداشت. اینها مطالبی است که در کتاب نورشناسی ابن هیثم به چشم می‌خورد. کتاب قدیمی دیگری نز در مورد نورشناسی وجود دارد. این روشی است از قرن سیزدهم متعلق به ویتلو. ویتلو و ابن هیثم نظرات تقریبا یکسانی در مورد نورشناسی داشتند. آثار این دو نفر مشوق تحقیقات بسیاری در نورشناسی شد.
    رابرت گروس تست

    رابرت گروس تست حدود سال 1168 میلادی در شرق انگلیس به دنیا آمد. وی در دانشگاه پاریس مشغول به درس خواندن و تدریس شدن متون مهمی درباره اخترشناسی ، کیهان ، صوت و بویژه نورشناسی تألیف کرد. او را علوم را طبقه بندی کرد تا نشان دهد چگونه برخی به برخی دیگر وابسته‌اند. بدین سان او مدعی شد که نورشناسی و اخترشناسی به هندسه وابسته‌اند.

    گروس تست نورشناسی را علم مادی پایه می‌دانست. او معتقد بود که نور نخستین صورت ماده اولیه‌ای است که دیده می‌شود و آن را ماده‌ای می‌پنداشت که از نقطه مبدأ خود بصورت کره منتشر می‌شود و بدین ترتیب سه بعد فضا را می‌سازد. او نیز در کارهایش (نورشناسی) از ابن هیثم پیروی می‌کرد، ولی رفتار پرتوهای نوری را به تفضیل مورد بحث قرار داد. گفتار وی در مورد نور موقعی که به ذکر تشکیل تصویر بوسیله عدسی و آینه می‌پردازد چنین است.

    این بخش از نورشناسی اگر بخوبی دریافت شود نشان می‌دهد که ما چگونه می‌توانیم کاری کنیم که چیزهای بسیار دور ، بسیار نزدیک دیده شوند و چیزهای بزرگ و نزدیک ، بسیار کوچک بنمایند. یا چگونه می‌توانیم کاری کنم که چیزهای دور به هر اندازه که بخواهیم بزرگ جلوه کنند بطوری که بتوانیم ریزترین حروف را از فاصله باور نکردنی بخوانیم. این در متنی از او با عنوان "درباره رنگین کمان یا درباره شکست و بازتاب" آمده است و به شرح عدسیهای کاهنده و فزاینده و تلسکوپ می‌ماند. اما چنان که خواهیم دید عموما تصور بر این است تلسکوپ 35-0 سال پس از این تاریخ اختراع شد. شاید گروس تست آنقدر با آینه مقعر و عدسیهای کاهنده و فزاینده کار کرده بود که متقاعد شده بود ساختن چنین دستگاهی میسر است.
    راجر بیکن

    مهمترین شاگرد رابرت گروس تست دست کم از نقطه نظر علمی راجر بیکن بود. بیکن خود از سال 1241 در پاریس به تدریس پرداخت، ولی در سال 1247 به آکسفورد بازگشت و تازه اینجا بود و به گروس تست معرفی شد. بیکن نیز مانند گروس تست به ملاحظات اقلیدس ، بطلیموس و ابن هیثم اتکا کرد و به علاوه یاد آور شد که از عدسیها نه تنها برای وزاندن برگ ، بلکه برای درشت کردن و مقابله با ضعف بینایی نیز می‌توان استفاده کرد. او تعبیر ابن هیثم را از چشم به مانند دستگاهی تصویر ساز توضیح داد و از خود نیز هشت قانون برای طبقه بندی عدسیهای محدب و مقعر در مقایسه با چشم ارائه کرد.

    اظهارات او درباره اثرات نوری آنها ، مانند گفتارگروس تست جالب است. او در جایی از کتاب خویش ، "اپوس ماژوس" حدود سال 1267 میلادی پایان پذیرفت، می‌نویسد:

    ما می‌توانیم اجسام شفاف را طوری بسازیم و بین چشم خود و اشیاء قرار دهیم که اشعه در هر جهت و با هر زاویه که می‌خواهیم، خمیدگی پیدا کند. در این صورت می‌توانیم ریزترین حروف را از فاصله‌ای باور نکردنی بخوانیم و همچنین می‌توانیم کاری کنیم که نور خورشید و ماه اختیار داشت. با توجه به کیفیت عدسیهای موجود آن زمان ، احتمالا بزرگنماییش بسیار کم و تصویری که ایجاد می‌کرد بسیار بد بود. به علاوه بینش حاکم بر اذهان در قرن وسطی چنان بود که استفاده از تلسکوپ را به عنوان ابزاری برای مشاهده علمی نامحتمل می‌ساخت.

    تلسکوپ فقط حس کنجکاوی را بر می‌انگیخت و نمونه‌ای از جادوی طبیعت به شمار می‌آمد و چنین بود که حتی در سال 1589 که جاماپاتیستادلاپورتا شرحی به سیاق بیکن در نسخه مفصل از حد یابد، زیرا اعتقاد به آن عمومی بود، زمین هنوز مرکز عالم شناخته می‌شد ومعالجات طبی در اوقات مبارک انجام می‌شود. راجر روی هم رفته شم علمی خوبی داشت. هم او بود که در نوشته‌هایش مفهوم "قوانین طبیعت" را وارد کرد.



    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات



    از نوزایی (رنسانس) تا انقلاب علمی

    پورتا نیز درباره نورشناسی مباحثی را مطرح کرده است. ساختن آینه‌ای که آدم را شبیه الاغ ، سگ یا خوک نشان می‌دهد و شیشه‌های ساده‌ای که شوخیهای مفرح دیگری را میسر می‌سازد و عدسیها بویژه عینک برای دیدن از فاصله دور را تشریح می‌کند، ولی چیزهایی را ناگفته می‌گذارد. شاید به این علت که به سادگی قابل انتشار نیستند و او به اصول کار تلسکوپ و میکروسکوپ نیز پی برده باشد.

    آن گمان را این نکته به واقعیت نزدیک می‌کند که او در سال 1593 کتابی در مورد شکست نور (دفراکتیون) انتشار داد که در آن خبر از انجام آزمایشهایی با استفاده از ترکیبات مختلف عدسیهای کوژ و کاو دارد. این کتاب همچنین حاوی نخستین شرح محفظه تاریک مجهز به عدسی است. پس طبعا این سوال پیش می‌آید که آیا تلسکوپ را پورتا اختراع کرده است؟

    در این حالت جای تردید نیست، زیرا او دائما به وضوح بیشتر اشاره می‌کند. گویی در پی چیزی بجز تصاویر واضحتر نبوده است، هر چند در جایی از دیدن چیزهای دور نیز سخن می‌گوید. شواهد جالب توجه دیگری وجود دارد که نشان می‌دهد. احتمالا پورتا دست کم با اصول ساختمان تلسکوپ آشنایی داشته است و در واقع از چنین آزمایشگر رنسانس جز این انتظار نمی‌رود. او حتی در کتابی با عنوان تلسکوپ تألیف کرد که هرگز منتشر شد.

    اما بدبختانه این نیز توان از بین بردن تمام تردیدها را ندارد، زیرا ظاهرا او به اینجا که رسید ایستاد و جلو نرفت. شاید بخشی از مشکل او کیفیت بد تصاویر بود که با ترکیبات عدسیها بدست می‌آورد، مشکلی که بعدها گالیله را به ستوه آورد. مشکل دیگر وی این بود که می‌خواست از آینه مقعر نیز در تلسکوپ استفاده کند، حال آنکه برای ساخت تلسکوپ انعکاسی قابل استفاده ، یک قرن دیگر وقت لازم بود.
    توجه گالیله به تلسکوپ

    در بهار سال 1609 یک عدد تلسکوپ از ونیز سر در آورده و به بهایی گزاف به دو درجه ونیز فروخته شد. خبرش به گالیله رسید. او شنید که آن تلسکوپ دارای دو عدسی در دو انتهای لوله آن است. همین سر نخ کافی بود، چون گالیله با اطلاع از (به تعبیر خودش) پرسپکتیو موفق شد وسیله‌ای برای دیدن از راه دور برای خود بسازد و این کار را نیز در کمترین مدت ممکن انجام داد. او یک شب تلسکوپی ساخت که سه برابر جسم را بزرگ می‌کرد و به زودی توانست تلسکوپ دیگری را که بزرگنماییش 10 برابر بود، بسازد. ولی تلسکوپ را گالیله اختراع نکرد.

    نمونه‌ای که به ونیز راه یافته بود و از هلند آمده بود، در این کشور بود که عینک ساز میدلبورگی به نام هانس لیپرهای (یا لییرسهای یالییرشی) در خواست ثبت دستگاهی برای دیدن از راه دور کرده بود. او این کار را در آغاز سال 1608 انجام داد (نام تلسکوپ 1611 در ایتالیا توسط گالیله ابداع شد) اما لییرهای تنها مدعی نبود. پانزده روز بعد ، مجمع عمومی (مجلس هلند) در خواست ثبت دیگری را دریافت کرد و پس از چندی عینک ساز میدلبورگی دیگری مدعی اختراع تلسکوپ شد.

    روایات موجود نیز خبر از وجود تلسکوپی ایتالیایی در سال 1590 می‌دهد و چند مدعی سرسخت انگلیسی نیز وجود داشتند که برجسته‌ترین آنها لناردو توماس دیگر بود. به این فهرست عجیب و طولانی می‌توان همچنان اسامی دگری را افزود اما به هر حال اختراع تلسکوپ را نمی‌توان به سادگی به یک نفر اختصاص داد.
    مخترع موج های رادیویی کیست؟
    پایه تئوریک تکثیر موجهای الکترومغناطیس ابتدا در سال 1873م توسط جیمز کلرک مکس ول شرح داده شد در مقاله اش به جامعه اشرافی ‘‘تئوری حرکتی زمینه ی الکترومغناطیس’‘ که موضوع کار او در بین سالهای 1861م و 1865م بود. هیزیچ رادولف هرتز بین سالهای 1886م و 1888م بود که تئوری مکس ول را نقض کرد و نشان داد که اشعه ی رادیو تمام جزئیات موجها را دارا می باشد (امروزه هرتزین نامیده می شود)، و کشف کرد که معادله ی الکترومغناطیس می تواند با معادله متفاوتی دوباره فرمول نویسی شود فرمول موج تاریخ و اختراع هویت مخترع رادیو، در آن زمان به نام تلگراف بی سیم شناخته شده بود، ادامه دارد.

    ادعاها می شد که ناتان استابل فیلد رادیو اختراع کرد قبل از تسلا یا مارکونی. اما به نظر می رسید که وسایل توسط القاء کار می کند. در سال 1893م در خیابان لوئیس، میسوری، نیکولا تسلا. اولین نمایش عمومی از ارتباط رادیو را انجام داد. نشان دادن آموزشگاه فرانکلین در فیلادلفیا و شرکت ملی برق الکتریکی، او موضوعات مدیران ارتباطی رادیو را تشریح کرد و نشان داد. تجهیزاتی که او استفاده می کرد شامل عناصری بود که در سیستمهای رادیو استفاده می شد قبل از توسعه ی تیوب خلاء.

    او ضرورتاً از دریافت کننده های مغناطیسی استفاده کرد برخلاف منسجمان توسط مارکونی و دیگر آزمایشگرها استفاده شد. و در سال 1894 فیزیکدان انگلیسی سرالیورلوژ احتمال استفاده از علائم را نشان داد و در استفاده از موج رادیو از یک وسیله تخصصی به نام ‘‘اتصال گر’‘ استفاده کرد، یک تیوپ پر از آهن که توسط تسیستوکل کالزچی-انستی اختراع شد در ایتالیا 1884.

    ادوارد برانلی از فرانسه و فیزیکدان از روسیه که بعداً استفاده ی از اتصال گر را توسعه دادند
    . پوپوف یک وسیله ی و سیستم ارتباطی تمرینی را تولید کرد که آن را براساس اتصال گر تولید کرد، همیشه توسط هم کشوریانش برای اختراع رادیو مورد توجه قرار می گرفت. فیزیکدان هندی یاگدیش چاندرا بوز. در یک مکان عمومی استفاده ی از موجهای رادیو را نشان داد در نوامبر 1894 در کلکته، ولی او از این کارش لذت کافی را نبرد.

    در سال 1896م گاگلیلمو مارکونی برای اولین تولید رادیو به این صورت در دنیا، جایزه گرفت در انگلستان امتیاز 12039، ‘‘توسعه در ارسال و پخش کردن سیگنالها و ضربه های الکتریکی و در ابزارها’‘. در سال 1897 در آمریکا بعد از تولیدات در تاریخ رادیو اختراع کننده و صاحب امتیاز را نیکولا تسلا خواندند.

    اداره امتیاز آمریکا این نظریه را در سال (1904) عوض کرد، مارکونی را به عنوان صاحب امتیاز رادیو دانست، که توسط حامی مالی مارکونی در آمریکا انجام گرفت، که شامل توماس ادیسون و اندرو کارنجی.در سال(1909) مارکونی، با کارل فردیناند براون، که جایزه ی نوبل فیزیک برای توسعه دادن تلگراف بی سیمی دریافت کرد. در هر حال امتیاز تسلا (شماره ی ‘‘645576’‘) در سال (1943) توسط دادگاه عالی آمریکا به ثبت رسید.

    عقاید بر روی حقیقت ما ند که قبل از شروع امتیاز مارکونی کارهایی قبل از آن در مورد اختراع رادیو صورت گرفته بود. بعضی عقاید بر این بود که به طور نسبتاً او این کار را برای دلایل مالی انجام داد، به دلتمردان آمریکا اجازه دادند که از خسارت دادن به کمپانی مارکونی در جنگ جهانی اول دوری کنند. مارکونی اول کارخانه ی ‘‘بی سیم’‘ را در خیابان حال تأسیس نمود. شلمز فورد، انگلستان در سال 1898م، که حدود50 نفر را استخدام کرد.

    در حدود1900، وارون کلیف تور را تأسیس کرد که سرویسها را امکانات می داد و تبلیغ می کرد. در سال1903 میلادی، ساختمان تور نزدیک به تمام شدن بود. تئوریهای زیادی بود که چگونه تسلا به اهداف سیستمهای بی سیم دست یافت (با گزارش، 200ک و). تسلا ادعا کرد که واردن کلیف، یک بخشی از سیستم جهانی اتصال، اجازه دادند که فرستنده ی چند کانالی اطلاعات را امنیت بدهند.
    زندگینامه مخترعان و چگونگی پیدایش اختراعات
    اختراع بزرگ بعدی تیوب خلاء، که توسط یک گروه از مهندسان وستینگ هاوس اختراع شد. در کریسمس 1906، رینالد فسندن اولین صدای رادیو را در تاریخ پخش کردن برنت راک ماساچوست. کشتیها در دریا یک صدایی از رادیو شنیدند که فسندن در حال خواندن شعر’‘ای شب مقدس’‘ و پیامی را از کتاب مقدس خواند.

    اولین برنامه ی رادیویی در 31 آگوست در سال 1920م توسط ایستگاه 8 م ک در دیترویت، میچیگان پخش شد.

    اولین صدای منظم بی سیم جهانی در سال 1922م از گاگلیلمو مارکون مرکز تحقیقات در رقیل نزدیک شلمز فورد، انگلستان، که اولین مکان کارخانه ‘‘بی سیم’‘ جهانی بود.

    رادیوهای اولیه قدرت پخش را توسط میکروفن کربنی زیاد کردند. در حالی که بعضی رادیوها از بعضی انواع تقویت در صدامت و یا باتری استفاده می کردند. در اواسط 1920م دریافت کننده های معمولی مثلکریستال ست وجود داشت. در سال1920. تیوب خلاء را تقویت کردند که باعث تحول عظیمی در دریافت کننده رادیو و پخش کننده رادیو به وجود آمد. توسعه در قرن20 نیروی هوایی از رادیو تبلیغاتی برای هدایت هواپیما استفاده می کرد.

    این موضوع همچنان تا سال1960م ادامه داشت وقتی که سیستم در نهایت جهانی شد. در اوایل سال1930م، گروه تنها و تغییر فرکانس که توسط کارفرماهایی آماتور رادیو اختراع شد.

    رادیو عکسهای قابل دیدن را مثل تلویزیون پخش می کرد در اوایل سال1920، پخش های استاندارد و متداول در آمریکای شمالی و اروپا در سال1940 شروع به کار کرد. در سال1960 سانی اولین رادیوی ترانزسیتوری را معرفی کرد، به اندازه ای کوچک بود که در یک جیب جا می گرفت و با یک باتری به راحتی قابل حمل بود.

    در بیست سال بعدی، ترانزسیتورها جایگزین تیوب ها شدند به غیر از استفاده قدرت های بالا، یا فرکانس بالا.

    در سال 1963 تلویزیون رنگی به وجود آمد و اولین رادیو ماهواره ارتباطی، تل استاره شروع به کار کرد. در اواخر سال1960 تلفن راه دور آمریکا سیستم خود را دیجیتال کرد، از رادیوی دیجیتال برای بسیاری از این ارتباطات استفاده کرد.

    در سال1970 لوران سیستم ارتباطی اولیه رادیو شمار آمد. به زودی آمریکا آزمایشاتی با ماهواره ارتباطی انجام داد، که به اختراع و راه اندازی گروه منتهی شد در سال1987.

    در اوایل سال1990 رادیو آماتور آزمایشگران شروع به استفاده از کامپیوترهای شخصی با کارت صوتی برای پیشرفت سیگنالهای رادیو کردند.

    در سال1994، ارتش آمریکا راه اندازی شد و در این پروژه موفق شدند و رادیوی نرم افزار ساختند که می توانست یک رادیوی متفاوتی در پرواز با تغییر نرم افزار باشد. نمایش دیجیتالی در صدا در سال1990 راه اندازی شد.




    ویرایش توسط River : 25th February 2010 در ساعت 12:27 AM دلیل: حذف لینک ها
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  10. کاربر مقابل پست 2804083 عزیز را پسندیده است:


  11. Top | #6

    کاربر نمونه

    کاربر قدیمی


    حیوان خانگی
    ندارم ولي به زودي ميگيرم
    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    8
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    1,570
    Ppet
    452,990
    می پسندم
    1,032
    مورد پسند : 2,703 بار در 1,071 پست
    نوشته های وبلاگ
    12

    پیش فرض

    راديو چگونه‌ به‌ وجود آمد؟
    در سال‌ 1860 ميلادي‌ (جيمز كلارك‌ ماكس‌دل‌) فيزيك‌دان‌ و رياضي‌دان‌ اسكاتلندي‌،تئوري‌ امواج‌ الكترومغناطيسي‌ را براي‌ اولين ‌بار عرضه‌ كرد.
    در سال‌ 1887 (هنريشن‌ هرتز)، مهندس‌ وفيزيك‌دان‌ آلماني‌ نظريه‌ ماكس‌ دل‌ را تاييد نمود.او موفق‌ شد از نوسانات‌ الكترونيكي‌ براي‌ انتقال‌امواج‌ از محلي‌ به‌ محل‌ ديگر بدون‌ سيم‌ استفاده‌كند. وي‌ براي‌ اولين‌بار موفق‌ شد، امواج‌ راديويي‌را در آزمايشگاه‌ توليد كند. نام‌ (هرتز) به‌ صورت‌واژه‌اي‌ بين‌المللي‌ براي‌ بيان‌ فركانس‌هاي‌راديويي‌ به‌ كار مي‌رود. پس‌ از او (برانلي‌)فرانسوي‌ درسال‌ 1890 آزمايش‌هايي‌ در اين‌زمينه‌ انجام‌ داد و بالاخره‌ دانشمندي‌ روسي‌ به‌ نام‌(الكساندر پوپوف‌) موجي‌ را با دستگاهي‌ كه‌ شبيه‌دستگاه‌ هرتز و برانلي‌ بود اختراع‌ و آنتن‌ را به‌وجود آورد و به‌ اين‌ صورت‌ يك‌ دستگاه‌ تلگراف‌مرس‌ را ايجاد نمود. در مارس‌ 1896 پوپوف‌اولين‌ پيغام‌ تلگرافي‌ را به‌ مسافت‌ 250 متري‌فرستاد.
    اولين‌ كسي‌ كه‌ متوجه‌ شد، مي‌توان‌ از بي‌سيم‌ به‌عنوان‌ يك‌ وسيله‌ ارتباطي‌ استفاده‌ نمود،(ماركوني‌) ايتاليايي‌ بود كه‌ بعدها به‌ نام‌ مخترع ‌راديو معروف‌ گرديد. وي‌ در سال‌ 1895 اولين ‌خبر راديويي‌ خود را به‌ وسيله‌ بي‌سيم‌ در يك‌فاصله‌ 3 كيلومتري‌ فرستاد.
    در ژوئن‌ سال‌ 1896 در لندن‌ اولين‌ ايستگاه ‌تلگرافي‌ بدون‌ سيم‌ به‌ كمك‌ امواج‌ الكترونيكي‌نمايش‌ داده‌ شد.
    در سال‌ 1897 به‌ ايتاليا برگشت‌ و يك‌ ارتباطبي‌سيم‌ بين‌ دو كشتي‌ جنگي‌ در يك‌ مسافت‌ 12كيلومتري‌ ايجاد نمود و بالاخره‌ در سال‌ 1901 درتكميل‌ اختراع‌ خود موفق‌ گرديد، علائم‌ بي‌سيم‌را از يك‌ طرف‌ اقيانوس‌ اطلس‌ يعني‌ از شهر (پل‌دو) در انگلستان‌ به‌ آن‌ طرف‌ اقيانوس‌ اطلس‌، شهر(سن‌ ژان‌) آمريكا بفرستد.
    مردم‌ از اختراع‌ ماركوني‌ چنان‌ به‌ شور و هيجان‌آمده‌ بودند، كه‌ خواستار پخش‌ صداي‌ انسان‌ از راديو شدند، اما چون‌ لامپ‌هاي‌ راديو ضعيف ‌بود سازندگان‌ راديو بايد فكر بهتري‌ مي‌كردند. به‌همين‌ منظور در سال‌ 1906 يك‌ فيزيك‌دان ‌آمريكايي‌ به‌ نام‌ (دو فورست‌) لامپ‌ سه‌ الكتروني‌ را اختراع‌ كرد كه‌ براي‌ راديو الكتريسيته‌ خيلي‌قابل‌ استفاه‌ بود. بعد از آن‌ (روبرت‌ فون‌ ليئن‌) موفق‌ به‌ ساخت‌ لامپ‌هاي‌ قوي‌ شد، اين‌ لامپ‌ها تحول‌ بزرگي‌ در زمينه‌ دستگاه‌هاي‌ الكترونيكي‌ به‌وجود آوردند.
    در سال‌ 1910 براي‌ اولين‌بار صداي‌ موسيقي‌ وآواز اپراي‌ (متروپولتين‌ - نيويورك‌) در سراسر آمريكاي‌ شمالي‌ شنيده‌ شد.
    در سال‌ 1913 جمعي‌ از دانشمندان‌ سعي‌ كردندكه‌ صداي‌ موزيك‌ درتمام‌ نقاط جهان‌ كاملا شنيده‌ شود، ولي‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ زحمات‌ آن‌ها رابي‌نتيجه‌ گذاشت‌.
    احتياجات‌ نظامي‌ در دوران‌ جنگ‌، استفاده‌ ازبي‌سيم‌ را گسترش‌ داد و در تاريخ‌ 11 نوامبر سال‌1918 تلگراف‌ بي‌سيم‌ نويد پايان‌ جنگ‌ را به‌ همه‌ جهانيان‌ اعلام‌ نمود.
    تاريخ‌ شروع‌ بهره‌ برداري‌ عمومي‌ از راديو درسال‌ 1920 مي‌باشد.

    نخستين‌ دستگاه‌ پخش‌ راديو
    اولين‌ دستگاه‌هاي‌ پخش‌ منظم‌ راديويي‌ در سال‌1920 در انگلستان‌ به‌ كار افتاد و در سال‌ 1926اولين‌ كنفرانس‌ بين‌ المللي‌ راديويي‌ با شركت‌ 27كشور جهان‌، در برلين‌ برپا شد و آيين‌ نامه‌ مقررات ‌ارتباطات‌ راديويي‌ به‌ تصويب‌ رسيد.
    رشد فزاينده‌ راديو و مخاطبانش‌، آن‌ را تبديل‌ به‌رسانه‌اي‌ جمعي‌ و فراگير نمود. ارزاني‌ بهاي‌راديوهاي‌ ترانزيستوري‌ نيز به‌ پيشرفت‌ اين‌ رسانه‌دركشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌ كمك‌ كرد.
    در هر حال‌ در دنيا تقريبا يك‌ ميليارد گيرنده ‌راديويي‌ وجود دارد، يعني‌ براي‌ هر چهار نفر يك‌ گيرنده‌ راديويي‌ موجود مي‌باشد.

    راديو در ايران‌
    درسال‌ 1303 هجري‌ شمسي‌ (1924 م‌) توسط وزارت‌ جنگ‌ مقدمات‌ استفاده‌ از بي‌سيم‌ فراهم ‌شد. در سال‌ 1305 بي‌سيم‌ در ايران‌ واردگرديد. از سال‌ 1311 موسسات‌ بي‌سيم‌ توسعه‌ پيدا كردند، كه‌ نهايتا به‌ ايجاد راديو منتهي‌ شد.
    هيات‌ وزيران‌ روز دوم‌ مهر ماه‌ 1313 استفاده‌ ازراديو را تصويب‌ كرد و مقرراتي‌ وضع‌ شد كه‌ براي‌ نصب‌ آنتن‌ و استفاده‌ از راديو اجازه‌ وزارت‌ پست‌ و تلگراف‌ و تلفن‌ لازم‌ بود.
    در سال‌ 1316 مقدمات‌ ايجاد مركز راديو به‌وسيله‌ وزرات‌ پست‌ و تلگراف‌ و تلفن‌ فراهم‌ و به‌دنبال‌ اين‌ اقدام‌ در سال‌ 1317 سازمان‌ پرورش‌افكار تاسيس‌ شد. اين‌ سازمان‌ داراي‌كميسيون‌هاي‌ مطبوعات‌، كيت‌ كلاسيك‌،سخنراني‌، نمايش‌هاي‌ راديويي‌ و موسيقي‌ بود.

    درچهارم‌ ارديبهشت‌ 1319 اولين‌ فرستنده‌راديويي‌ در ايران‌ در محل‌ بي‌سيم‌ در جاده‌ قديم‌شميران‌ افتتاح‌ گرديد.

    از سال‌ 1319 راديو تهران‌ در 24 ساعت‌ فقط 8ساعت‌ برنامه‌ اجرا مي‌كرد كه‌ شامل‌ اخبار،موسيقي‌ ايراني‌، گفتار مذهبي‌، فرهنگي‌،جغرافيايي‌ و تاريخي‌ بود.

    درسال‌ 1322 راديو تهران‌ بخش‌ ديگري‌ به‌تعداد بخش‌هاي‌ قبلي‌ خود افزود و صبح‌ها نيزبرنامه‌ آن‌ سه‌ ساعت‌ افزايش‌ يافت‌. در سال‌1324 براي‌ روزهاي‌ تعطيل‌ نيز برنامه‌هايي‌مدون‌ پخش‌ مي‌گرديد.
    خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم ، یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده

موضوعات مشابه

  1. >>اختراعات<<
    توسط Satan در انجمن آرشیو
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 30th December 2012, 10:58 PM
  2. زندگینامه و سرگذشت ابوعلی سینا
    توسط khoshgel در انجمن آرشیو
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 5th October 2012, 03:35 AM
  3. زندگینامه یک گاو موفق
    توسط timotian در انجمن گیاهخواری و حقوق حیوانات
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 29th December 2010, 10:29 PM
  4. بزرگترین اختراعات بشر در یک نگاه!
    توسط 2804083 در انجمن آرشیو
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 22nd February 2010, 02:42 PM

Visitors found this page by searching for:

مخترع رادیو کیست

مخترع خودکار کیست؟

موضوع انشااختراعات و اکتشاف

بیوگرافی سانی لئون

پیدایش خودکار

اخاراعات بزرگ جدید

سابقه پیدایش خودکار

تاریخچه پیدایش عدسی

معلومات درباره برق ومختریع آن

زنگ انشا-اختراعات واکتشافات

اگر اختراعات و اکتشافات نبودند

انشا اگر اختراعات و اکتشافات نبودند

زندگينامه ي يكي از مخترعين

شرح حال مخترعین ایرانی

زندگينامه مخترعين ايران

مخترع راديو كيست

تلویزیونراکیاختراعگرد

مختریع برق کی بود

برنامه گوگل راکی اختراع کرد

تلویزیون راکی اختراع کرد؟

زندگي نامه مخترعين

زندگي نامه مخترعان ايراني

رابرت گروس تست

انشا اگراختراعات واکتشافات نبود.کلاس 5

سرگذشت مخترعان مشهور

اخاراعات کریستف کلمب

اگراختراعات نبود

انشا اگراختراعات واکتشافات نبود

سرگذشت یک مخترع بزرگ

مخترع میکروسکوپ کیست؟وچگونه آن را اختراع کرد؟

رونتگن کیست؟

مخترع بخاری نفتی کیست

مخترع قلم خودکار

انشای کلاس پنجم اگر اختراعات واکتشافات نبود

اگراختراعات واکتشافات نبوند چه میشد

گوگل راکی اختراع کرد

زندگي نامه يك مخترع ايراني

زندگينامه يانس مخترع ميكروسكوپ

رادیوراکی اخترع کرده ودرچه سالیسرگذشت کاشفان ومخترعانعینک راکی اختراع کردانشاءدرباره ی اگراختراعات نبودندانشااختراعات واكتشافاتدرباره ساني لئونپیدایش خودکار کیست...اگر اختراعات واکتشاف ها نبودنددر چه سالي ماهواره اختراع شدومخترع ان كيستسرگذشت اختراع مدادزندگي نامه مخترع ايرانيزندگينامه يك مخترعزندگينامه مخترعان ايراني بیوگرافی کنته مخترع مدادمخترع بيلياردتتلویز یون راکی اختراع کرد؟مخترع کیستسانی لئون بیوگرافیزندگينامه يك مخترع ايرانيپنج فناوری مهم جهان زندگي نامه ي يکي از مخترعينزندگي نامه مخترانانشااختراعات انسان در آیندهمختریع تلویزیونزندگينامهي يكي از مخترعان ايرانشرح حال یک مخترع ایرانینام مختران علت پیدایش اختراعزندگي نامه يكي از مخترعينسرگذشت مخترع کشتیانشایی درمورد اگر اختراعات واکتشافات نبودنداگر اختراع واکتشافات نبوداگر اختراعات واكتشافات نبودندشرح حال يك مخترع بزرگشرح حال مخترعان ایرانیاگراختراعات واكتشافات نبودانشااگر اختراعات واكتشافات نبودمخترع قلم خودکار کیستشرح حال مخترعينانشادرموررداگر اختراعات و اكتشافات نبودانشای ابتدایی اگر اختراعات وا کتشا فات نبود چه می شدشرح حال یک دانشمند و مخترع ایرانییانس میکروسکوپانشا کوتاه درباره ی اگر اختراعات و اکتشافات نبودند چه میشداگر اختراعات و اکتشافات نبودند چه میشدندزندکی نامه مخترعاننامه چند مخترع ایرانی راکه اختراعات ونوآوری هایی داشته اندتارذیخچه پیدایش خودکار و کارایی انموضوع انشا اگر اختراعات واکتشافات نبودندکاشف تلسکوپ کیستاگر اختراعات واکتشاف ها نبودند اگر اختراعات واکتشاف ها نبودند چه می شداگر اختراعات و اکتشافات نبودند ..............انشا کوتاهتاریخ پیدایش کاغذ پاپیروسانشااختراعات انشااختراعات واکتشافات مقاله نساجی از دینامیک ماژواسانشا کلاس بنجم اگر اختراعات و اکتشافات نبودندانشا کوتاهی در باره اگر اختراعات و اکتشافات نبودنداگر اختراعات و اکتشافات نبودند چه میشدسرگذشت یکی از مخترعینSearch اگراختراعات واکتشافات نبود چه میشد

کلمات کلیدی این موضوع

تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با پرشین پت
جهت ارتباط با مديران پرشین پت مي توانيد از اطلاعات زير استفاده نماييد .
Email : persianpet@gmail.com
SMS : 10000128394214




Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547