صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 13

ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس

This is a discussion on ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس within the آرشیو forums, part of the دوستداران حیوانات category; از قرون كهن تا عصر حاضر در تاریخ، همیشه داستان‌هایی از بچه‌های جنگلی به چشم می‌‌خورد. موجوداتی وحشی كه چهار ...

  1. Top | #1

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    محل سکونت
    زیر آسمون آبی...
    لايك دريافتي
    3
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    48
    می پسندم
    26
    مورد پسند : 129 بار در 33 پست

    Joker <<<<<<انسان هایی که توسط حیوانات بزرگ شده اند!!!!>>>>>>>>

    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    از قرون كهن تا عصر حاضر در تاریخ، همیشه داستان‌هایی از بچه‌های جنگلی به چشم می‌‌خورد. موجوداتی وحشی كه چهار دست و پا راه می‌‌روند و در جنگل زندگی می‌‌كنند. آنها نه شبیه به انسان‌ها هستند و نه شبیه به جانوران و در سنین پایین به ‌گونه‌ای از جامعه انسانی كنار گذاشته شده‌اند، گم شده‌اند، دزدیده شده‌اند و یا در دامان جنگل رها شده‌اند.

    این كودكان كه از مردم دور مانده‌اند، توسط حیوانات تغذیه شده‌اند و به هر صورت ممكن خود را زنده نگه داشته‌اند ولی قادر به تكلم نیستند و اغلب نمی‌‌توانند راه بروند و رفتاری كاملا حیوانی و غریزی دارند. آنها چه دختر باشند و چه پسر، چه در كنار گرگ پرورش یافته باشند چه میمون، خرس و شترمرغ تنها یك نقطه اشتراك دارند و آن این‌كه گذشته آنها تا ابد اسرارآمیز خواهد ماند.
    اولین كودك جنگلی معروف و شناخته شده "پیتر وحشی" بود. یك موجود عریان قهوه‌ای رنگ با موهایی سیاه كه در سال 1724 در "هانوور" كشف شد و در آن زمان حدودا 12 سال داشت.

    او به آسانی از درخت بالا می‌‌رفت و گیاهان را می‌‌خورد و ظاهرا توانایی تكلم نداشت. او نان را رد می‌‌كرد و ترجیح می‌‌‌داد پوست شاخه‌های سبز گیاهان را بكند و شیره آنها را بمكد ولی به تدریج یاد گرفت سبزیجات و میوه‌ها را بخورد. پیتر شصت و هشت سال در میان مردم زندگی كرد ولی هیچ‌گاه نتوانست جز دو كلمه " پیتر" و "شاه جورج" حرف دیگری بزند.

    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    دختر وحشی شامپاین

    " دختر وحشی شامپاین" احتمالا قبل از رها شدن در جنگل می‌‌توانست حرف بزند زیرا او از موارد نادر این‌گونه كودكان است كه یاد گرفت صحبت كند ولی چیز زیادی از گذشته و زمان زندگی در جنگل كه احتمالا دو سال طول كشید را به خاطر نمی‌‌آورد.

    وقتی در سال 1731 در منطقه فرانسوی (شامپاین) پیدا شد تقریبا ده سال داشت، پابرهنه بود و لباس‌هایی ریش‌ریش شده بر تن داشت و سرش را با برگ كدو پوشانده بود. او جیغ رامو .. این پسرتوسط یک ماده گرگ پرورش یافته بودمی‌‌زد و فریاد می‌‌كشید و بی‌‌نهایت كثیف بود به طوری كه ابتدا همه فكر می‌‌كردند سیاه پوست است .

    غذای او را پرندگان، قورباغه‌ها، ماهی و برگ و شاخه و ریشه گیاهان تشكیل می‌‌داد. اگر یك خرگوش جلوی او می‌‌گذاشتی در چند ثانیه، پوستش را می‌‌كند و حریصانه آن را می‌‌خورد.! " چارلز ماری دو كوندامین" دانشمند معروف فرانسوی كه از نزدیك شاهد او بود می‌‌نویسد: انگشتان و به ویژه شست دست او به‌طور غیرعادی بزرگ است. او از دستانش برای كندن زمین و خوردن ریشه‌ها استفاده می‌‌كند و مثل میمون از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌‌پرد.

    او خیلی سریع می‌‌دود و قدرت بینایی فوق‌العاده‌ای دارد. نام این دختر را "ماری آنجلیك" گذاشتند. او بعدها به خاطر ساختن گل‌های مصنوعی و بازگویی خاطراتش كه توسط " مادام هكت" نوشته شد در پاریس مشهور شد ولی مثل اغلب كودكان جنگلی در گمنامی از دنیا رفت .

    " ویكتور " پسر وحشی اهل " آویرون " یكی دیگر از این بچه‌های وحشی جنگل است كه داستان زندگیش در فیلم "كودك وحشی اثر " ترافوته " تصویر كشیده شد. او كه در قرن هجدهم می‌‌زیست توسط كشاورزان روستای آویرون در جنوب فرانسه كشف شد. روستاییان او را در حالی در جنگل یافتند كه مثل یك حیوان وحشی پرسه می‌‌زد.

    آنها بالاخره با زحمت بسیار او را گرفتند ولی ویكتور مثل تمام بچه‌های جنگل مدتی بعد از این‌‌كه او را در میدان روستا به نمایش عموم گذاشتند از آن‌جا فرار كرد و به دامان طبیعت گریخت. یك سال بعد دوباره روستاییان او را گرفتند.

    این ‌بار ویكتور یك هفته در خانه زنی كه به او لباس و غذا داده بود دوام آورد ولی دوباره فرار كرد. از آن پس هر از گاهی به روستا می‌‌آمد و از مردم غذا می‌‌گرفت ولی باز هم در جنگل و به تنهایی زندگی می‌‌كرد. دو سال بعد در زمستان بسیار سرد 1799-1800 میلادی ویكتور دوباره به میان مردم آورده شد. در آن زمان او 12 سال داشت.

    دكتر" ژان ایتارد " سال‌ها بر روی ویكتور تحقیق كرد و به پیشرفت‌هایی نیز نائل آمد ولی در یك زمینه هیچ توفیقی نیافت و آن برقراری ارتباط با مردم دیگر بود، در نتیجه ویكتور هرگز نتوانست به كسی بگوید چرا تنها در جنگل رها شد و یا آن اثر زخم كهنه‌ای كه روی گردنش است از كجا ایجاد شده است.ظاهرا ویكتور بدون تغذیه از شیر جانوران دیگر زندگی می‌‌كرد ولی بسیاری از بچه‌های جنگلی از شیر آن حیوانات وحشی می‌خوردند و دانشمندان هنوز نتوانسته‌اند بفهمند آن شیرها چطور با بدن این كودكان سازگار بودند.

    چهارده بچه جنگلی

    اكنون چهارده بچه جنگلی در هندوستان پیدا شده اند ولی معروف‌ترین آنها دو دختر بودند كه در سال 1920 در قلمرو گرگ‌ها در " میرناپور " در غرب كلكته كشف شدند. گرگ مادر تیر خورده و مرده بود و روستاییان آن دو دختر را كه به نظر هشت ساله و دو ساله می‌‌رسیدند، به دست " روجال سینج " سپردند.

    به گفته سینج دخترها كه "كامالا "و " آمالا "نام گرفتند پنجه‌هایی تغییر شكل یافته داشتند و چشم‌‌هایشان درست مثل سگ‌ها و گربه‌ها در تاریكی می‌‌درخشید. سینج هیچ اطلاعی از كودكان جنگلی دیگر نداشت ولی توضیحاتی كه درباره " كامالا " و" آمالا " می‌‌دهد كاملا شبیه به دیگر بچه‌هاست .

    این دخترها هیچ بویی از انسانیت نبرده بودند و بیشتر افكار گرگی در سر داشتند. آنها لباس‌هایشان را پاره می‌‌كردند و گوشت خام می‌‌خوردند و به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. آنها بعد از بالا آمدن ماه از خواب برمی‌خاستند و درصدد فرار برمی‌آمدند. آنقدر بر روی چهار دست و پا مانده بودند كه مفصل‌ها و استخوان‌هایشان تغییر شكل داده بود و نمی‌‌توانستند راست بایستند.

    " آمالا " دختر كوچك‌تر یك سال بعد از دنیا رفت ولی " كامالا " تا سال 1929 ادامه حیات داد. در طول آن سال‌ها او به تدریج یاد گرفت گوشت مردار نخورد، روی پا راه برود و تقریبا پنجاه كلمه را ادا كند .

    در سال 1962 زمین شناسان پسری را دیدند كه همراه یك گروه هفت نفری از گرگ‌ها در بیابان بزرگی در تركمنستان می‌‌دود. آنها توری بر روی پسر انداختند تا او را از میان گرگ‌ها بیرون بكشند ولی گرگ‌ها برای حمایت از او به روی تور پریدند و آن را با دندان دریدند. در نهایت شكارچیان مجبور شدند تمام گرگ‌ها را بكشند.

    چهار سال بعد آن پسر كه" دیجوما " نام گرفت آموخت چند كلمه حرف بزند. او به پزشكان گفت كه چطور به هنگام شكار گرگ مادر او را بر پشت خود می‌‌نشاند تا این‌كه بالاخره یاد گرفت همراه آنها روی چهار پا بدود. چند سال بعد سرانجام " دیجوما" توانست روی تخت بخوابد ولی بنا به گزارشی كه متعلق به سال 1991 است او همچنان بر روی چهار پا راه می‌‌رود، گوشت خام می‌‌خورد و به هنگام عصبانیت دیگران را گاز میگیرد .

    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    پسر شامپانزه‌ ای

    در سال 1996 پسری حدودا دو ساله توسط شكارچیان كشور نیجریه پیدا شد كه در میان شامپانزه‌ها زندگی می‌‌كرد. شكارچیان او را به مركز نگهداری از كودكان بی‌‌سرپرست بردند و در آنجا نام" بلو " را بر روی او گذاشتند . گفته می‌‌شود او احتمالا فرزند عقب‌افتاده یكی از خانواده‌های كوچ‌نشین است كه او را به خاطر ناتوانی‌اش در جنگل رها كرده‌اند. این كوچ‌نشین‌ها بارها این كار را تكرار كرده‌اند و معمولا بچه‌ها فورا می‌‌میرند ولی این بار یك گروه از شامپانزه‌ها كودك رها شده را به فرزندی گرفتند.

    معلوم نیست" بلو "چه مدت در میان این حیوانات به سر برده ولی با توجه به تغییراتی كه پیدا كرده است، كارشناسان این زمان را حداقل شش ماه می‌‌دانند. " بلو" هم ‌اكنون 12 سال دارد ولی مثل بچه‌های چهار ساله به نظر می‌‌رسد. وقتی او را پیدا كردند. درست مثل شامپانزه‌ها بر روی دو پا راه می‌‌رفت و دستانش را به روی زمین می کشید .

    ابتدا خیلی بی‌‌قرار بود و همه چیز را پرت می‌‌كرد و شب‌ها بر روی تخت‌ها جست‌و‌خیز می‌‌كرد ولی حالا آدم‌تر شده است. او هنوز هم جست‌وخیز می‌‌كند و مثل شامپانزه‌ها بالای سرش دست می‌‌زند. او حرف نمی‌‌زند و فقط صدایی شبیه به شامپانزه‌ها در می‌‌آورد. موارد بچه‌های جنگلی بسیار زیاد هستند.

    ویكتور، كامالا، بلو، كاسپار هوسر، اوگر، دختر خرسی تركیه و... هیچ‌یك از آن‌ها نتوانستند بخندند یا لبخند بزنند. (كاسپار) واقعیت و خواب را از هم تشخیص نمی‌‌داد و نمی‌‌توانست عكس خود را در آینه بشناسد . دختر خرسی تركیه ساعت‌ها به آینه خیره می‌‌شد و" اوگر " پسری كه با غزال‌ها بزرگ شده بود به عكس خود به چشم یك دشمن غریبه می‌‌نگریست .

    دلیل رها شدن بچه‌های جنگل هیچ‌وقت مشخص نشده است ولی در عصر حاضر، بوده‌اند پدران و مادرانی كه فرزند خود را با قساوت از اجتماع دور نگه داشته و سبب وحشی شدن آنها شده‌‌اند. بچه‌هایی همچون (زهرا و معصومه) كه در كشور خودمان از بدو تولد در خانه محبوس مانده و بدون ذره‌ای رفتار اجتماعی بزرگ شده‌اند و (سمیرا مخملباف) فیلمساز جوان ما، فیلم مستند آنها را با عنوان (سیب) در معرض دید جهانیان قرار داد .
    آنگاه که همه به دنبال چشمانی زیبا هستند، تو به دنبال نگاهی زیبا باش

  2. 4 کاربر پست siniorita9 عزیز را پسندیده اند .


  3. Top | #2

    کاربر بسیارموثر

    کاربر بسیار موثر


    لايك دريافتي
    3
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    737
    می پسندم
    2,078
    مورد پسند : 1,600 بار در 350 پست

    پیش فرض

    داستان زندگیش در فیلم "كودك وحشی اثر " ترافوته " تصویر كشیده شد.


    دوست عزیزم
    اون تروفو هست. فرانسوا تروفو اسم یک کارگردان بسیاااار مشهور فرانسوی هست. اون اسم هم به خاطر فرانسه بودن تی در آخرش خونده نمیشه

  4. Top | #3

    کاربر نمونه

    کاربر قدیمی


    حیوان خانگی
    طوطی..سگ...ماهی
    محل سکونت
    ایرونیم
    لايك دريافتي
    591
    لايك كرده
    548
    نوشته ها
    2,086
    می پسندم
    1,392
    مورد پسند : 5,961 بار در 1,778 پست
    حالت من :
    My Mood
    Happy

    New 1 خبر خبر(((((((((( ده کودک وحشی پرورش یافته حیوانات )))))))))خبر خبر

    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس




    كودك وحشي (Feral Child)، به كودكي اطلاق مي‌شود كه از سنين بسيار پايين، دور از اجتماع انساني زيسته است و از مراقبت و عواطف انساني، رفتارهاي اجتماعي و از همه مهم‌تر زبان بشري، چيزي نمي‌داند (يا تجربه‌ي بسيار كمي از آن‌ها دارد). بعضي از اين كودكان وحشي توسط ديگران(معمولاً والدين خودشان) زنداني بوده‌اند؛ گاه، والديني كه نمي‌توانند از پس اختلالات جسمي و ذهني كودكانشان بربيايند، آنان را به حال خود رها مي‌كنند. كودكان وحشي پيش از آن كه به حال خود رها شوند يا از خانه فرار كنند، ممكن است مورد سوء استفاده‌ي شديدي قرار گرفته باشند يا آسيب‌هاي رواني جدي بر آن‌ها وارد آمده باشد. طبق گزارش‌ها، برخي از اين كودكان، توسط حيوانات، بزرگ مي‌شوند و برخي ديگر، به تنهايي در طبيعت وحشي، روزگار مي‌گذرانند. بيش از صد مورد كودك وحشي گزارش شده است. ما 10 تا از آن‌ها را كه در زمان خود معروف شده‌اند، در اينجا مي‌آوريم.
    10) دينا سانيچار، پسر گرگي هند (Dina Sanichar, the Indian Wolf Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن: 1867
    سن هنگام پيدا شدن: 6
    محل: سكندرا
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 6 سال
    حيوانات: گرگ‌ها
    گفته مي‌شد «دينا سانيچار»، يكي از پسرهايي كه در پرورشگاه سكندرا زندگي مي‌كرد، دچار معلوليت‌هاي ذهني است. او را در سال 1867، هنگامي كه شش سال سن داشت، از غار گرگ‌ها بيرون آوردند. چند شكارچي در جنگل‌هاي «بلندشهر» از ديدن پسري كه روي چهار دست و پا دويده و به دنبال يك گرگ، وارد لانه‌ي گرگ‌ها شد، در شگفت ماندند. اين چنين بود كه دينا سانيچار پيدا شد. آن‌ها با استفاده از دود، گرگ و همراهش را بيرون آوردند و گرگ را با شليك گلوله كشتند.تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    دينا، در ابتدا، عادات يك حيوان وحشي را از خود بروز مي‌داد؛ او جامه‌هايش را مي‌دريد و از زمين غذا مي‌خورد. دينا سرانجام غذاي پخته را با غذاي خام جايگزين ساخت اما هرگز صحبت كردن نياموخت. ظاهراً دينا به تنباكو هم معتاد شد. وي در سال 1895 مُرد.


    9) كامالا و آمالا، دختران گرگي ميدناپور (Kamala and Amala, the Wolf Girls of Midnapore)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن:1920
    سن هنگام پيدا شدن: 8 (كامالا)، 5/1 (آمالا)
    محل: ميدناپور، هند
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 8 سال ، 1 سال
    حيوانات: گرگ‌ها
    شايد يكي از مشهورترين و بحث‌برانگيزترين ماجراهاي مربوط به كودكان وحشي، ماجراي «كامالا» و «آمالا» باشد. كامالا و آمالا، دو تن از جالب‌ترين افراد، در ميان كودكان وحشي هستند. اين دختران گرگي، كنار هم، در لانه‌ي گرگ‌ها پيدا شدند. در آن زمان، آمالا 18 ماهه بود و كامالا هشت سال داشت. با اين حال، گفته مي‌شد اين دو خواهر نيستند، بلكه در سال‌هاي متفاوتي، به حال خود رها شده‌اند يا اين كه گرگ‌ها آن‌ها را برداشته‌اند.
    در همان سال، كشيش «جوزف سينگ» (Joseph Singh)، يك مبلغ مذهبي كه اداره‌ي پرورشگاهي در شمال هند را بر عهده داشت، شايعاتي شنيد درباره‌ي دو موجود شبح‌مانند، كه در جنگل بنگال، در نزديكي «ميدناپور»، دسته‌اي از گرگ‌ها را همراهي مي‌كنند. روستاييان محلي از اين ارواح مي‌ترسيدند، اما بر اساس عرف منطقه، حق نداشتند به گرگ‌ها آسيبي برسانند. سينگ، كه كنجكاو شده بود، بر بالاي يك درخت، مخفيگاهي ساخت مشرف به لانه‌ي دسته‌ي گرگ‌ها. لانه، در واقع، يك پشته‌ي قديمي ده پايي موريانه‌ها بود كه با گذشت زمان، گود و ميان‌تهي گشته بود. با بالا آمدن ماه، سينگ، گرگ‌ها را ديد كه يكي يكي بيرون مي‌آيند. سپس، دو موجود خميده و ترسناك ظاهر شدند. اين دو موجود سرهاي خويش را كمي بيرون آوردند، هواي شبانه را بو كشيدند و آن‌گاه به بيرون جهيدند. اين «اشباح» بر اساس توصيفات سينگ در دفتر خاطراتش، موجوداتي بودند: «…بسيار مخوف و ترسناك…دست، پا و بدني همچون انسان داشتند، اما سرهايشان، جسم گردي بود از چيزي كه شانه‌ها و قسمت فوقاني بالاتنه‌شان را مي‌پوشاند…چشم‌هايشان، درخشان و نافذ بود و شباهتي به چشم انسان‌ها نداشت…هر دوي آن‌ها روي چهار دست و پا مي‌دويدند».تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    ظاهرا،ً در اين دخترها، اثري از رفتار و افكار انساني نبود. گويي آن‌ها ذهن يك گرگ را داشتند. هر لباسي كه به تنشان پوشانده مي‌شد را پاره مي‌كردند، فقط گوشت خام مي‌خوردند، هنگام خواب به صورت دايره‌اي و خميده به هم مي‌چسبيدند، در خواب تكان‌هاي ناگهاني مي‌خوردند و خرناس مي‌كشيدند، تنها بعد از طلوع آفتاب بيدار مي‌شدند، زوزه مي‌كشيدند و مي‌خواستند دوباره آزاد شوند. كامالا و آمالا آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند كه تاندول‌ها و مفاصلشان كوتاه شده بود، به همين دليل قادر نبودند پاهايشان را راست نگه دارند يا حتي براي راه رفتن روي دو پا، كوششي نشان دهند. آن‌ها هرگز لبخند نزدند و علاقه‌اي به ارتباط با انسان‌ها نشان ندادند. تنها احساسي كه در چهره‌شان ديده مي‌شد، ترس بود. حتي حواس اين دو نيز همچون حواس گرگ‌ها شده بود. به گفته‌ي سينگ، شب‌ هنگام، چشمان آنان بينايي خارق‌العاده‌اي داشت و مثل چشم گربه‌ها مي‌درخشيد. قدرت شنوايي آن‌ها نيز بسيار قوي بود، اما به نظر مي‌رسيد صداي انسان‌ها براي گوش‌هايشان غريب و غير قابل شنيدن است.
    سينگ، به عنوان مردي فقير اما تحصيل‌كرده، تمام تلاش خود را كرد تا وظيفه‌ي خود مبني بر بهبود حال كامالا و آمالا را به بهترين نحو ممكن انجام دهد. وي كه به نظريه‌ي رشد گياه‌وار كودكان اعتقاد داشت، اين طور نتيجه گرفت كه عادات گرگي كامالا و آمالا، به نحوي مانع از بروز آزادانه‌ي خصايل انساني آن‌ها مي‌شود. سينگ احساس مي‌كرد وظيفه دارد (حداقل به دلايل مذهبي) كه اين اين دو دختر را از روش زندگي گرگ‌وارشان جدا كند و زمينه‌ي ظهور انسانيت دفن‌شده‌ي آنان را فراهم آورد. متأسفانه، پيش از آن كه كار پژوهشي وي پيشرفت كند، دختر كوچكتر، آمالا، بيمار شد و جان دادتالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir). اين واقعه، براي كامالا كه تازه ترسش از انسان‌هاي ديگر و محيط پرورشگاه ريخته بود، ضربه‌ي مهلكي محسوب مي‌شد. كامالا مدت زيادي عزا گرفت و سينگ، مي‌ترسيد او هم جانش را از دست بدهد. اما سرانجام كامالا بهبود يافت و سينگ برنامه‌ي بهبودي بيمار را آغاز كرد.


    8) دانيل، پسر بزي آند (Daniel, The Andes Goat Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن:1990
    سن هنگام پيدا شدن: 12
    محل:آند، پرو
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 8 سال
    حيوانات:بزهاتالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    پسر بزي آند در سال 1990 در آند، پرو پيدا شد و گفته مي‌شود كه هشت سال توسط بزها بزرگ شده است. وي با خوردن شير آن‌ها و تغذيه از ريشه‌ها و دانه‌ها زنده مانده بود. دانيل در طبيعت، و با مشخصه‌هاي بارز زندگي وحشي بزرگ شده بود.
    او روي چهار دست و پا راه مي‌رفت و دست‌ها و پاهايش آن‌قدر زخم شده‌بودند كه سفت شده و برايش حكم سم را پيدا كرده بودند. وي مي‌توانست با بزها ارتباط برقرار كند اما نتوانست زبان بشر را ياد بگيرد.
    پسر بزي آند پس از پيدا شدن، توسط تيمي از دانشگاه پزشكي «كانزاس» تحت بررسي و آزمايش قرار گرفت. نام او را «دانيل» گذاشتند.


    7) پسر-آهوي كوهي سوريه‌اي (The Syrian Gazelle Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن:1946
    سن هنگام پيدا شدن: تقريباً 10
    محل: صحراي سوريه
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 9 سال
    حيوانات: آهوان كوهي
    پسري كه حدوداً 10 سال سن داشت در ميان گله‌اي آهوان كوهي در صحراي سوريه پيدا شد. او را به كمك يك جيپ عراقي گرفتند، چون مي‌توانست با سرعت 50 كيلومتر در ساعت بدودتالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir). اگرچه وي به طرز وحشتناكي لاغر بود، اما مي‌گفتند بسيار سالم و تندست است و عضلاتي پولادين دارد. اين پسر را گرفتند و دست و پايش را بستند.
    به گفته‌ي آرمن، پسر-آهوي كوهي سوريه‌اي در سال 1955 هنوز زنده بود و سعي كرده بود از وضعيت نامطلوبي كه در آن زنداني شده بود، فرار كند. من احساسات شما را با بيان كارهايي كه براي جلوگيري از اين اقدام او انجام گرفت، جريحه‌دار نمي‌كنم.
    آنچه كه Magazine Life در تاريخ 9 سپتامبر1946نوشته بود، تا حد زيادي با گزارش‌هاي ديگر مطابقت دارد. گزارش مي‌گويد يك ماه پيش، گروهي از شكارچيان، پسري پيدا كرده‌اند كه وحشي و آزاد در ميان گله‌اي از آهوان كوهي، در دشت سوريه مي‌دويده است. گويا، وي، كه در زمان پيدا شدن 10 الي 14 سال داشت، در كودكي به حال خود واگذاشته شده بود. بعد از پيدا شدن، او را به آسايشگاه بيماران رواني انتقال داده بودند. Sunday Express نيز گزارش مشابهي ارائه كرده، با اين تفاوت كه سرعت پسر را 50 متر در ساعت قلمداد كرده است نه 50 كيلومتر در ساعت.
    (من نمیدونم چرا از اونجا میارن که بفرستن آسایشگاه؟؟؟آسایشگاه خیلی بهتره یعنی؟؟؟!!!)

    6) بلو، پسر شامپانزه‌اي نيجريه‌اي (Bello, the Nigerian Chimp Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن: 1996
    سن هنگام پيدا شدن: 2
    محل: نيجريه
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 1 سال
    حيوانات: شامپانزه‌ها:4chsmu1:
    «بلو»، پسر شامپانزه‌اي نيجريه‌اي را هنگامي كه دو سال داشت، در سال 1996 پيدا كردند. والدينش احتمالاً وي را كه دچار معلوليت جسمي و ذهني بود، در شش ماهگي رها كرده بودند، كاري كه معمولاً چادرنشينان «فولاني»، ساكنان بخش عمده‌اي از منطقه‌ي «ساحل» در غرب آفريقا، با كودكان معلولشان انجام مي‌دهند و امري عادي محسوب مي‌شود.
    بلو كه گفته مي‌شود توسط شامپانزه‌ها سرپرستي و بزرگ شده بود، ميان يك خانواده‌ي شامپانزه، در 150 كيلومتري جنوب «كانو» واقع در شمال نيجريه پيدا شد. زماني كه اين ماجرا، شش سال بعد در سال 2002 به چند خبرگزاري رسيد، بلو در خانه‌ي بي‌سرپرستان Tudun Maliki Torrey در كانو ساكن شده بود.
    بلو، زماني كه تازه پيدا شده بود، مثل يك شامپانزه راه مي‌رفت، او از پاهايش بهره مي‌گرفت اما دست‌هايش را روي زمين مي‌كشيد. وي شب‌ها در خوابگاه به اين سو و آن سو مي‌پريد، بچه‌هاي ديگر را آشفته مي‌كرد و همه چيز را پرت مي‌كرد و مي‌شكست. شش سال بعد، بلو بسيار آرام‌تر شده بود، اما همچنان مثل شامپانزه‌ها به اين سو و آن سو مي‌پريد، صداهاي شامپانزه‌وار در مي‌آورد و چند بار با مشت به سرش مي‌زد. بلو در سال 2005 از دنيا رفت.


    5) جان سبونيا، ميمون-پسر اوگاندايي (John Ssebunya, the Ugandan Monkey Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن: 1991
    سن هنگام پيدا شدن: 6
    محل: اوگاندا
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 3 سال
    حيوانات: ميمون‌ها
    «جان سبونيا» در اوايل دهه‌ي 1980 به دنيا آمده بود. وي بعد از مشاهده‌ي قتل مادرش به دست پدر خودش، از خانه فرار كرده بود (احتمالاً در آن زمان حدود سه سال داشته). باور عام و پذيرفته بر اين است كه ميمون‌هاي سبز آفريقايي (green African vervet monkeys) حداقل تا اندازه‌اي مراقبت از او را در جنگل بر عهده گرفته‌اند. جان، در سال 1991، وقتي در درختي پنهان شده بود، توسط يك زن يا دختر قبيله (به نام ميلي) پيدا شد. «ميلي» با اهالي روستا بازگشت و در اين مورد، نه تنها خود جان در برابر اسير شدن مقاومت كرد- چيزي كه معمولاً اتفاق مي‌افتد- بلكه خانواده‌اي كه سرپرستي‌اش را بر عهده گرفته بودند نيز، با پرتاب چوب به سمت روستاييان، به دفاع از او برآمدند.
    گزارشات اوليه حاكي است كه تمام بدن جان با موهايي موسوم به هايپرتريكوسيس (hypertrichosis) پوشيده شده بود. در مدفوع وي، كرم‌هايي به طول نيم متر وجود داشت. وقتي او را گرفتند و تميزش كردند، معلوم شد تمام تنش پر از شكاف و خراش است و زانوهايش به دليل چهار دست و پا راه رفتن، زخمي است. هويت جان سبولينا در همين زمان مشخص شد. ميلي، جان را به «پل و مولي واسوا»، مديران يك مؤسسه‌ي خيريه، سپرد. جان در ابتدا نمي‌توانست حرف بزند يا گريه كند اما بعدها ياد گرفت صحبت كند. اين بدان معناست كه وي پيش از زندگي در طبيعت، تا حدي حرف زدن را ياد گرفته بود.
    او حالا نه تنها حرف مي‌زند، بلكه آواز نيز مي‌خواند و همراه گروه كر كودكان «مرواريد آفريقا» به سفر مي‌رود. بي‌بي‌سي، مستندي از ماجراي جان ساخت به نام «گواه زنده» (Living Proof). اين مستند در 13 اكتبر 1999 به نمايش درآمد.


    4) ترايان كالدارار، پسر سگي رومانيايي (Traian Caldarar, the Romainian Dog Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن: 2002
    سن هنگام پيدا شدن: 7
    محل: براشوف، روماني
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 3 سال
    حيوانات: سگ‌ها
    «ترايان كالدارار»، پسري رومانيايي بود كه سه سال، دور از خانواده‌اش، يك زندگي وحشي در پيش گرفته بود. گفته مي‌شود او به دليل خشونت‌هاي خانوادگي، خانه‌اش را ترك كرده بود. مادرش، «لينا كالدارار»، گفت كه پسرش را دوست مي‌داشته، اما همسرش مرد خشني بوده و همواره لينا را كتك مي‌زده. وقتي او ترايان را گم كرد، بسيار آزرده‌خاطر شد و اين اميد را در خود پرورش داد كه شايد خانواده‌ي ديگري، سرپرستي ترايان را بر عهده گرفته‌اند. او گفت: «وقتي فرار كردم، ارتباطم با ترايان قطع شد، با اين حال، سعي كردم او را پس بگيرم. هر كاري كردم، او ]پدر ترايان[ اجازه نداد بچه‌ام را پس بگيرم. او گفت بچه مال خودش است».
    اگرچه ترايان كالدارار وقتي پيدا شد، هفت ساله بود، اما جسم يك بچه‌ي سه ساله را داشت. او نمي‌توانست صحبت كند، لخت بود و در يك جعبه‌ي مقوايي پوشيده با پلي‌اتيلن زندگي مي‌كرد. وي از نرمي استخوان شديدي رنج مي‌برد، زخم‌هاي عفوني داشت و جريان خونش احتمالاً به دليل سرمازدگي، بسيار ضعيف بود. به اعتقاد دكترها، امكان نداشت ترايان به تنهايي زنده مانده باشد. آنان اين طور نتيجه گرفتند كه تعداد زيادي از سگ‌هاي ولگرد حومه‌ي شهر ترانسيلوانيا به او ياري رسانده‌اند. وقتي ترايان پيدا شد، جسد سگي در كنارش بود كه ظاهراً وي از آن تغذيه مي‌كرده.
    ترايان كالدارار، بعد از آن ‌كه اتومبيل يك چوپان به نام «مونالسكو يوان» از كار افتاد، پيدا شد. آقاي يوان مجبور شده بود پياده از مرتع خود بازگردد. در اين زمان او كودك را پيدا كرده، به پليس خبر داده بود. پليس كمي بعد ترايان را گرفت. ترايان همچون يك شامپانزه راه مي‌رفت و خوابيدن زير تخت را به خوابيدن روي آن ترجيح مي‌داد. به گزارش دكتر «مرسيا فلوريا»: «او را در وضعيتي حيواني يافته بودند و حركات او نيز حيوان‌گونه است. اين شواهد نشان مي‌دهند كه وي در يك محيط اجتماعي رشد نيافته. وي در نبود غذا، بسيار آشفته مي‌شود. تو تمام مدت به دنبال غذاست. وي بعد از خوردن غذا مي‌خوابد».


    3) راچام پنگينگ، دختر جنگل كامبوج (Rochom P'ngieng, Cambodian Jungle Girl)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن:2007
    سن هنگام پيدا شدن:29
    محل:جنگل كامبوج
    مدت زمان زندگي در طبيعت:19 سال
    حيوانات: حيوانات مختلف
    دختر جنگل كامبوج، زني كامبوجي است كه در 13 ژانويه‌ي 2007، در جنگل «ايالت راتانكيري» پيدا شد. خانواده‌اي در يك روستاي نزديك به محل، ادعا كردند كه اين زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگينگ» است كه 29 يا 30 سال دارد (متولد 1979) و 18 يا 19 سال پيش ناپديد شده. ماجراي راچام، به عنوان يك كودك وحشي كه سال‌هاي زيادي از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبري وسيعي داشت.
    راچام، پس از آن كه در 13 ژانويه‌ي 2007، ژوليده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌هاي انبوه ايالت راتانكيري واقع در دورترين نقطه‌ي شمال شرقي كامبوج پيدا شد، مورد توجه بين‌المللي قرار گرفت. وقتي يك روستايي متوجه شد از غذاي موجود در جعبه‌ي ناهار خبري نيست، آن ناحيه را تحت نظر گرفت، چشمش به اين زن افتاد و چند تن از دوستانش را براي گرفتن او گرد آورد.
    پدر راچام، افسر پليس، كسور لو لانگ، او را از روي زخمي كه روي پشتش داشت شناسايي كرد. وي اظهار داشت راچام پنگينگ در سن 8 سالگي، هنگامي كه همراه خواهر شش ساله‌اش، گله‌ي گاوها را هدايت مي‌كرد، ناپديد شده بود(خواهرش نيز همين‌طور). يك هفته بعد از پيدا شدن، راچام در تطبيق خود با زندگي متمدن، دچار مشكل شد. به گزارش پليس محلي، او تنها مي‌توانست سه كلمه بگويد: «پدر»، «مادر» و «شكم‌درد». يك روانشناس اسپانيايي كه اين دختر را ديده بود، گفت او «مي‌تواند چند كلمه بگويد و با ديدن بازي‌هايي كه در آن‌ها آيينه و اسباب‌بازي‌هايي به شكل حيوانات وجود دارد، لبخند مي‌زند» اما راچام هرگز به زباني كه قابل درك باشد، صحبت نكرد. او هنگام گرسنگي و تشنگي، به دهانش اشاره مي‌كرد و ترجيح مي‌داد به جاي اين‌كه به صورت قائم قدم بردارد، روي چهار دست و پا راه برود. خانواده‌ي راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نكند. راچام پنگينگ بارها سعي كرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌هاي راچام را را تنش كند زيرا او مي‌خواست آن‌ها را از تنش بيرون بياورد. بر اساس اظهارات يكي خبرنگار از «گاردين»، خانواده‌ي راچام، مراقبت فراواني از وي به عمل مي‌آوردند و اين زن غمگين و بي‌توجه مي‌نمود، هرچند شب‌ها بي‌قرار مي‌شد. در ماه مه 2010، راچام پگينگ به جنگل فرار كرد. علي‌رغم جست و جوها، كسي نتوانسته او را پيدا كند.


    پسر پرنده‌اي روسي (The Russian Bird Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن:2008
    سن هنگام پيدا شدن:7
    محل: ولگوگراد، روسيه
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 7 سال
    حيوانات: پرندگان

    در سال 2008، مددكاران روسي، يك «پسر پرنده‌اي» پيدا كردند، كه مادرش او را در لانه‌ي پرندگان بزرگ كرده بود. اين پسر تنها مي‌توانست از طريق جيك جيك كردن ارتباط برقرار كند. به گفته‌ي مقامات، اين بچه‌ي وانهاده‌شده را در يك آپارتمان كوچك دو اتاقه در حالي يافته بودند كه با قفس‌هايي پر از پرنده، غذاي پرندگان و مدفوع آنان، احاطه شده بود.
    به گزارش روزنامه‌ي روسي «پراودا» پسر پرنده‌اي از زبان انساني چيزي نمي‌فهميد و با جيك جيك كردن و تكان دادن بازوانش، ارتباط برقرار مي‌كرد. فعال اجتماعي، «گالينا ولسكايا»، كه در نجات كودك از خانه‌اش در «كروسكي»، ولگوگراد، شركت داشت، اظهار كرد مادر 31 ساله‌ي اين پسر، با او همچون ساير حيواناتش رفتار مي‌كرده و هرگز با وي سخن نمي‌گفته. خانم ولسكايا گفت: «وقتي با او حرف مي‌زنيم، جيك جيك مي‌كند».
    مقامات روسي اعلام كردند كه كودك از لحاظ جسمي آسيبي نديده است اما از «سندروم ماگلي» (Mowgli Syndrome) رنج مي‌برد و قادر به برقراري ارتباط عادي با انسان‌ها نيست. نام اين سندروم، از شخصيت «كتاب جنگل» گرفته شده؛ ماگلي در اين داستان، پسربچه‌اي است كه توسط حيوانات وحشي بزرگ مي‌شود.
    پراودا اين گونه نوشت: « (مادر وي) از پرندگان خانگي نگهداري مي‌كرد و به پرندگان وحشي غذا مي‌داد. (او) هرگز نه پسرك را زده بود و نه بدون غذا رهايش كرده بود، اما هيچ وقت با او صحبت نكرده بود. اين پرندگان بودند كه با وي ارتباط برقرار كرده، زبان پرنده‌اي يادش داده‌اند. او فقط جيك‌جيك مي‌كند و وقتي مي‌فهمد كسي منظورش را متوجه نشده، دست‌هايش را مثل پرنده‌ها تكان مي‌دهد». اين مادر، بعد از آن‌ كه پسرك پيدا شد، يك فرم رضايت امضا كرد. براساس اين فرم، وي بايد كودكش را آزاد مي‌كرد تا تحت مراقبت قرار گيرد. گزارش‌ها حاكي از آن هستند كه پسر پرنده‌اي موقتاً به يك آسايشگاه رواني منتقل شده بود، اما بعد از مدت كوتاهي، او را به مركز مراقبت‌هاي روانپزشكي فرستاده‌ بودند.


    1) اكسانا مالايا، دختر سگي اوكرايني (Oxana Malaya, The Ukrainian Dog Girl)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاريخ پيدا شدن: 1991
    سن هنگام پيدا شدن: 8
    محل: بلاگوشچنكا، اوكراين
    مدت زمان زندگي در طبيعت: 5 سال
    حيوانات: سگ‌ها
    «اوكسانا مالاي» نه يك كودك وحشي بود، نه يك كودك محبوس، بلكه كودكي بود وانهاده، كه بيشتر دوران طفوليت خود را از 3 تا 8 سالگي، در لانه‌ي سگ‌ها، پشت باغچه‌ي خانه‌ي خانوادگي خود در «نوايا بلاگوشچنكا»، اوكراين، گذرانده بود، هر چند، گاهي به خانه مي‌آمد و والدين الكلي و اهمال‌گر خويش را ملاقات مي‌كرد.
    والدين دائم‌الخمر اكسانا، نمي‌توانستند از او نگهداري كنند و به همين دليل اكسانا در سه سالگي از خانه‌اش تبعيد شد. آنان در منطقه‌اي فقيرنشين زندگي مي‌كردند و سگ‌هاي وحشي بسياري در آن خيابان‌ها پرسه مي‌زدند. اكسانا در يك كپر، كه محل زندگي اين سگ‌ها بود و پشت خانه‌اش قرار داشت، پناه جست. وي تحت مراقبت سگ‌ها قرار گرفت و حركات و رفتارهاي آنان را آموخت. رابطه‌ي اكسانا با سگ‌ها آن‌قدر قوي بود كه وقتي مقامات براي نجاتش آمدند، در ابتدا توسط سگ‌ها رانده شدند. اعمال و صداهاي او، تقليدي از سرپرستانش بود. دختر سگي خرناس مي‌كشيد، پارس مي‌كرد، روي چهار دست و پا راه مي‌رفت، مثل يك سگ وحشي قوز مي‌كرد، پيش از خوردن غذا آن را بو مي‌كشيد و داراي حواس بسيار قوي بينايي، شنوايي و بويايي بود. وقتي اكسانا را نجاتش دادند، او تنها كلمات «بله» و خير» را مي‌دانست.
    اكسانا، بعد از پيدا شدن، كسب مهارت‌هاي عادي اجتماعي و عاطفي انساني را دشوار يافت. وي، محروم از هرگونه محرك اجتماعي و فكري، تنها، از حمايت عاطفي سگ‌هاي همراهش برخوردار گشته بود. از آن‌جايي كه اكسانا در محيط اجتماعي از زبان استفاده نكرده بود، وي در بهبود مهارت‌هاي زباني با مشكل مواجه مي‌شد.
    اوكسانا در سال 2010، 26 ساله است. او در محل نگهداري معلولين ذهني نگهداري مي‌شود و در مراقبت از گاوهاي مزرعه‌ي كلينيك كمك مي‌كند. وي گفته است وقتي كنار سگ‌هاست، از هميشه خوشحال‌تر است.


    نظر یادتون نره


    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    شارن و شارا،دنبال یه مامان یا بابای خوب میگردن...

  5. 13 کاربر پست آیسه عزیز را پسندیده اند .


  6. Top | #4
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    حیوان خانگی
    سگ- گربه
    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    2958
    لايك كرده
    3693
    نوشته ها
    4,340
    می پسندم
    46,936
    مورد پسند : 19,457 بار در 3,468 پست
    حالت من :
    My Mood
    Happy
    نوشته های وبلاگ
    17

    پیش فرض

    مدتها بود از این گونه مقاله ها نداشتیم خسته نباشید عالی بود
    فروشگاه پرشین پتhttp://persianpet.biz |کلینیک دامپزشکی اسپادانا http://svclinic.ir| فروشگاه حیوانات http://dogstore.ir






  7. 4 کاربر پست Admin عزیز را پسندیده اند .


  8. Top | #5

    کاربر نمونه

    کاربر قدیمی


    حیوان خانگی
    طوطی
    محل سکونت
    غرب تهران
    لايك دريافتي
    74
    لايك كرده
    67
    نوشته ها
    1,968
    می پسندم
    8,542
    مورد پسند : 3,233 بار در 942 پست
    حالت من :
    My Mood
    Relaxed
    نوشته های وبلاگ
    14

    پیش فرض

    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس

    ) راچام پنگينگ، دختر جنگل كامبوج (Rochom P'ngieng, Cambodian Jungle Girl)

    تاريخ پيدا شدن:
    2007

    سن هنگام پيدا شدن:29
    محل:جنگل كامبوج
    مدت زمان زندگي در طبيعت:19 سال
    حيوانات: حيوانات مختلف
    دختر جنگل كامبوج، زني كامبوجي است كه در 13 ژانويه‌ي 2007، در جنگل «ايالت راتانكيري» پيدا شد. خانواده‌اي در يك روستاي نزديك به محل، ادعا كردند كه اين زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگينگ» است كه 29 يا 30 سال دارد (متولد 1979) و 18 يا 19 سال پيش ناپديد شده. ماجراي راچام، به عنوان يك كودك وحشي كه سال‌هاي زيادي از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبري وسيعي داشت.
    راچام، پس از آن كه در 13 ژانويه‌ي 2007، ژوليده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌هاي انبوه ايالت راتانكيري واقع در دورترين نقطه‌ي شمال شرقي كامبوج پيدا شد، مورد توجه بين‌المللي قرار گرفت. وقتي يك روستايي متوجه شد از غذاي موجود در جعبه‌ي ناهار خبري نيست، آن ناحيه را تحت نظر گرفت، چشمش به اين زن افتاد و چند تن از دوستانش را براي گرفتن او گرد آورد.
    پدر راچام، افسر پليس، كسور لو لانگ، او را از روي زخمي كه روي پشتش داشت شناسايي كرد. وي اظهار داشت راچام پنگينگ در سن 8 سالگي، هنگامي كه همراه خواهر شش ساله‌اش، گله‌ي گاوها را هدايت مي‌كرد، ناپديد شده بود(خواهرش نيز همين‌طور). يك هفته بعد از پيدا شدن، راچام در تطبيق خود با زندگي متمدن، دچار مشكل شد. به گزارش پليس محلي، او تنها مي‌توانست سه كلمه بگويد: «پدر»، «مادر» و «شكم‌درد». يك روانشناس اسپانيايي كه اين دختر را ديده بود، گفت او «مي‌تواند چند كلمه بگويد و با ديدن بازي‌هايي كه در آن‌ها آيينه و اسباب‌بازي‌هايي به شكل حيوانات وجود دارد، لبخند مي‌زند» اما راچام هرگز به زباني كه قابل درك باشد، صحبت نكرد. او هنگام گرسنگي و تشنگي، به دهانش اشاره مي‌كرد و ترجيح مي‌داد به جاي اين‌كه به صورت قائم قدم بردارد، روي چهار دست و پا راه برود. خانواده‌ي راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نكند. راچام پنگينگ بارها سعي كرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌هاي راچام را را تنش كند زيرا او مي‌خواست آن‌ها را از تنش بيرون بياورد. بر اساس اظهارات يكي خبرنگار از «گاردين»، خانواده‌ي راچام، مراقبت فراواني از وي به عمل مي‌آوردند و اين زن غمگين و بي‌توجه مي‌نمود، هرچند شب‌ها بي‌قرار مي‌شد. در ماه مه 2010، راچام پگينگ به جنگل فرار كرد. علي‌رغم جست و جوها، كسي نتوانسته او را پيدا كند.

    چه جالب ، 1979 ، هم سن من بوده ... تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

    اینــــجا زمـیــــن اســــت ، ساعــــت به وقــــت انــــسانــــيت خامــــوش اســــت ...

  9. 2 کاربر پست Nilufar عزیز را پسندیده اند .


  10. Top | #6

    کاربر بسیارموثر

    کاربر بسیار موثر


    حیوان خانگی
    گربه -ماهی فایتر
    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    49
    لايك كرده
    40
    نوشته ها
    775
    می پسندم
    2,636
    مورد پسند : 2,704 بار در 669 پست
    حالت من :
    My Mood
    Amazed
    نوشته های وبلاگ
    8

    پیش فرض

    خيلي جالب بود
    اما همه شون عمرشون كوتاه بوده
    موموش من اینجاست


    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  11. 2 کاربر پست tghotbi عزیز را پسندیده اند .


  12. Top | #7

    کاربر نمونه

    کاربر قدیمی


    حیوان خانگی
    طوطی..سگ...ماهی
    محل سکونت
    ایرونیم
    لايك دريافتي
    591
    لايك كرده
    548
    نوشته ها
    2,086
    می پسندم
    1,392
    مورد پسند : 5,961 بار در 1,778 پست
    حالت من :
    My Mood
    Happy

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Admin نمایش پست ها
    مدتها بود از این گونه مقاله ها نداشتیم خسته نباشید عالی بود
    نقل قول نوشته اصلی توسط Nilufar نمایش پست ها
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس

    ) راچام پنگينگ، دختر جنگل كامبوج (Rochom P'ngieng, Cambodian Jungle Girl)

    تاريخ پيدا شدن:
    2007

    سن هنگام پيدا شدن:29
    محل:جنگل كامبوج
    مدت زمان زندگي در طبيعت:19 سال
    حيوانات: حيوانات مختلف
    دختر جنگل كامبوج، زني كامبوجي است كه در 13 ژانويه‌ي 2007، در جنگل «ايالت راتانكيري» پيدا شد. خانواده‌اي در يك روستاي نزديك به محل، ادعا كردند كه اين زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگينگ» است كه 29 يا 30 سال دارد (متولد 1979) و 18 يا 19 سال پيش ناپديد شده. ماجراي راچام، به عنوان يك كودك وحشي كه سال‌هاي زيادي از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبري وسيعي داشت.
    راچام، پس از آن كه در 13 ژانويه‌ي 2007، ژوليده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌هاي انبوه ايالت راتانكيري واقع در دورترين نقطه‌ي شمال شرقي كامبوج پيدا شد، مورد توجه بين‌المللي قرار گرفت. وقتي يك روستايي متوجه شد از غذاي موجود در جعبه‌ي ناهار خبري نيست، آن ناحيه را تحت نظر گرفت، چشمش به اين زن افتاد و چند تن از دوستانش را براي گرفتن او گرد آورد.
    پدر راچام، افسر پليس، كسور لو لانگ، او را از روي زخمي كه روي پشتش داشت شناسايي كرد. وي اظهار داشت راچام پنگينگ در سن 8 سالگي، هنگامي كه همراه خواهر شش ساله‌اش، گله‌ي گاوها را هدايت مي‌كرد، ناپديد شده بود(خواهرش نيز همين‌طور). يك هفته بعد از پيدا شدن، راچام در تطبيق خود با زندگي متمدن، دچار مشكل شد. به گزارش پليس محلي، او تنها مي‌توانست سه كلمه بگويد: «پدر»، «مادر» و «شكم‌درد». يك روانشناس اسپانيايي كه اين دختر را ديده بود، گفت او «مي‌تواند چند كلمه بگويد و با ديدن بازي‌هايي كه در آن‌ها آيينه و اسباب‌بازي‌هايي به شكل حيوانات وجود دارد، لبخند مي‌زند» اما راچام هرگز به زباني كه قابل درك باشد، صحبت نكرد. او هنگام گرسنگي و تشنگي، به دهانش اشاره مي‌كرد و ترجيح مي‌داد به جاي اين‌كه به صورت قائم قدم بردارد، روي چهار دست و پا راه برود. خانواده‌ي راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نكند. راچام پنگينگ بارها سعي كرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌هاي راچام را را تنش كند زيرا او مي‌خواست آن‌ها را از تنش بيرون بياورد. بر اساس اظهارات يكي خبرنگار از «گاردين»، خانواده‌ي راچام، مراقبت فراواني از وي به عمل مي‌آوردند و اين زن غمگين و بي‌توجه مي‌نمود، هرچند شب‌ها بي‌قرار مي‌شد. در ماه مه 2010، راچام پگينگ به جنگل فرار كرد. علي‌رغم جست و جوها، كسي نتوانسته او را پيدا كند.

    چه جالب ، 1979 ، هم سن من بوده ... تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

    نقل قول نوشته اصلی توسط tghotbi نمایش پست ها
    خيلي جالب بود
    اما همه شون عمرشون كوتاه بوده

    از همتون ممنونمتالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir) نمیدونم چرا عمرشون کوتاه بوده ولی خودم فکر میکنم علتش اینه که از حیوانات و آزادی جداشون کردن و تو آسایشگاه ها یا بیمارستان ها نگه داریشون کردن.وقتی برای مامانم گفتم یکیشونو بردن آسایگاه روانی حسابی عصبانی شد واقعا هم جای تاسف دارهتالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)



    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    شارن و شارا،دنبال یه مامان یا بابای خوب میگردن...

  13. کاربر مقابل پست آیسه عزیز را پسندیده است:


  14. Top | #8
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    حیوان خانگی
    Snake
    محل سکونت
    تهران
    لايك دريافتي
    934
    لايك كرده
    139
    نوشته ها
    7,082
    می پسندم
    10,369
    مورد پسند : 15,810 بار در 4,701 پست
    نوشته های وبلاگ
    8

    پیش فرض

    موضوعات مشابه ادغام شدند

  15. Top | #9

    کاربر تازه آشنا

    کاربر تازه آشنا


    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0
    نوشته ها
    41
    می پسندم
    48
    مورد پسند : 72 بار در 30 پست

    پیش فرض

    باتشكر تصاوير تكان دهنده اي بودتالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)

  16. کاربر مقابل پست هري كيول عزیز را پسندیده است:


  17. Top | #10
    تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir)
    حیوان خانگی
    cat
    محل سکونت
    iran
    لايك دريافتي
    2267
    لايك كرده
    175
    نوشته ها
    14,147
    می پسندم
    25,135
    مورد پسند : 16,834 بار در 4,020 پست
    نوشته های وبلاگ
    9

    Arrow ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس

    حکیم مهر - کودک وحشی (Feral Child)، به کودکی اطلاق می‌شود که از سنین بسیار پایین، دور از اجتماع انسانی زیسته است و از مراقبت و عواطف انسانی، رفتارهای اجتماعی و از همه مهم‌تر زبان بشری، چیزی نمی‌داند.
    از قرون کهن تا عصر حاضر در تاریخ، همیشه داستان‌هایی از بچه‌های جنگلی به چشم می‌‌خورد. موجوداتی وحشی که چهار دست و پا راه می‌‌روند و در جنگل زندگی می‌‌کنند. آنها نه شبیه به انسان‌ها هستند و نه شبیه به جانوران و در سنین پایین به ‌گونه‌ای از جامعه انسانی کنار گذاشته شده‌اند، گم شده‌اند، دزدیده شده‌اند و یا در دامان جنگل رها شده‌اند. این کودکان که از مردم دور مانده‌اند، توسط حیوانات تغذیه شده‌اند و به هر صورت ممکن خود را زنده نگه داشته‌اند ولی قادر به تکلم نیستند و اغلب نمی‌‌توانند راه بروند و رفتاری کاملا حیوانی و غریزی دارند. آنها چه دختر باشند و چه پسر، چه در کنار گرگ پرورش یافته باشند چه میمون، خرس و شترمرغ تنها یک نقطه اشتراک دارند و آن این‌که گذشته آنها تا ابد اسرارآمیز خواهد ماند.
    اولین کودک جنگلی معروف و شناخته شده "پیتر وحشی" بود. یک موجود عریان قهوه‌ای رنگ با موهایی سیاه که در سال 1724 در "هانوور" کشف شد و در آن زمان حدودا 12 سال داشت. او به آسانی از درخت بالا می‌‌رفت و گیاهان را می‌‌خورد و ظاهرا توانایی تکلم نداشت. او نان را رد می‌‌کرد و ترجیح می‌‌‌داد پوست شاخه‌های سبز گیاهان را بکند و شیره آنها را بمکد ولی به تدریج یاد گرفت سبزیجات و میوه‌ها را بخورد. پیتر شصت و هشت سال در میان مردم زندگی کرد ولی هیچ‌گاه نتوانست جز دو کلمه " پیتر" و "شاه جورج" حرف دیگری بزند.
    بعضی از این کودکان وحشی توسط دیگران(معمولاً والدین خودشان) زندانی بوده‌اند؛ گاه، والدینی که نمی‌توانند از پس اختلالات جسمی و ذهنی کودکانشان بربیایند، آنان را به حال خود رها می‌کنند. کودکان وحشی پیش از آن که به حال خود رها شوند یا از خانه فرار کنند، ممکن است مورد سوء استفاده‌ی شدیدی قرار گرفته باشند یا آسیب‌های روانی جدی بر آن‌ها وارد آمده باشد. طبق گزارش‌ها، برخی از این کودکان، توسط حیوانات، بزرگ می‌شوند و برخی دیگر، به تنهایی در طبیعت وحشی، روزگار می‌گذرانند. بیش از صد مورد کودک وحشی گزارش شده است. در این مجال 10 نمونه از آن‌ها را که در زمان خود سر و صدای زیادی بپا کردند و معروف شده‌اند، معرفی خواهیم کرد.
    10) دینا سانیچار، پسر گرگی هند (Dina Sanichar, the Indian Wolf Boy)

    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 1867
    سن هنگام پیدا شدن: 6
    محل: سکندرا
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 6 سال
    حیوانات: گرگ‌ها
    گفته می‌شد «دینا سانیچار»، یکی از پسرهایی که در پرورشگاه سکندرا زندگی می‌کرد، دچار معلولیت‌های ذهنی است. او را در سال 1867، هنگامی که شش سال سن داشت، از غار گرگ‌ها بیرون آوردند. چند شکارچی در جنگل‌های «بلندشهر» از دیدن پسری که روی چهار دست و پا دویده و به دنبال یک گرگ، وارد لانه‌ی گرگ‌ها شد، در شگفت ماندند. این چنین بود که دینا سانیچار پیدا شد. آن‌ها با استفاده از دود، گرگ و همراهش را بیرون آوردند و گرگ را با شلیک گلوله کشتند.
    دینا، در ابتدا، عادات یک حیوان وحشی را از خود بروز می‌داد؛ او جامه‌هایش را می‌درید و از زمین غذا می‌خورد. دینا سرانجام غذای پخته را با غذای خام جایگزین ساخت اما هرگز صحبت کردن نیاموخت. ظاهراً دینا به تنباکو هم معتاد شد. وی در سال 1895 مُرد.
    9) کامالا و آمالا، دختران گرگی میدناپور (Kamala and Amala, the Wolf Girls of Midnapore)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس

    تاریخ پیدا شدن: 1920
    سن هنگام پیدا شدن: 8 (کامالا)، 5/1 (آمالا)
    محل: میدناپور، هند
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 8 سال ، 1 سال
    حیوانات: گرگ‌ها
    شاید یکی از مشهورترین و بحث‌برانگیزترین ماجراهای مربوط به کودکان وحشی، ماجرای «کامالا» و «آمالا» باشد. کامالا و آمالا، دو تن از جالب‌ترین افراد، در میان کودکان وحشی هستند. این دختران گرگی، کنار هم، در لانه‌ی گرگ‌ها پیدا شدند. در آن زمان، آمالا 18 ماهه بود و کامالا هشت سال داشت. با این حال، گفته می‌شد این دو خواهر نیستند، بلکه در سال‌های متفاوتی، به حال خود رها شده‌اند یا این که گرگ‌ها آن‌ها را برداشته‌اند.
    در همان سال، کشیش «جوزف سینگ» (Joseph Singh)، یک مبلغ مذهبی که اداره‌ی پرورشگاهی در شمال هند را بر عهده داشت، شایعاتی شنید درباره‌ی دو موجود شبح‌مانند، که در جنگل بنگال، در نزدیکی «میدناپور»، دسته‌ای از گرگ‌ها را همراهی می‌کنند. روستاییان محلی از این ارواح می‌ترسیدند، اما بر اساس عرف منطقه، حق نداشتند به گرگ‌ها آسیبی برسانند.
    سینگ، که کنجکاو شده بود، بر بالای یک درخت، مخفیگاهی ساخت مشرف به لانه‌ی دسته‌ی گرگ‌ها. لانه، در واقع، یک پشته‌ی قدیمی ده پایی موریانه‌ها بود که با گذشت زمان، گود و میان‌تهی گشته بود. با بالا آمدن ماه، سینگ، گرگ‌ها را دید که یکی یکی بیرون می‌آیند. سپس، دو موجود خمیده و ترسناک ظاهر شدند. این دو موجود سرهای خویش را کمی بیرون آوردند، هوای شبانه را بو کشیدند و آن‌گاه به بیرون جهیدند. این «اشباح» بر اساس توصیفات سینگ در دفتر خاطراتش، موجوداتی بودند: «…بسیار مخوف و ترسناک…دست، پا و بدنی همچون انسان داشتند، اما سرهایشان، جسم گردی بود از چیزی که شانه‌ها و قسمت فوقانی بالاتنه‌شان را می‌پوشاند…چشم‌هایشان، درخشان و نافذ بود و شباهتی به چشم انسان‌ها نداشت…هر دوی آن‌ها روی چهار دست و پا می‌دویدند».
    ظاهرا،ً در این دخترها، اثری از رفتار و افکار انسانی نبود. گویی آن‌ها ذهن یک گرگ را داشتند. هر لباسی که به تنشان پوشانده می‌شد را پاره می‌کردند، فقط گوشت خام می‌خوردند، هنگام خواب به صورت دایره‌ای و خمیده به هم می‌چسبیدند، در خواب تکان‌های ناگهانی می‌خوردند و خرناس می‌کشیدند، تنها بعد از طلوع آفتاب بیدار می‌شدند، زوزه می‌کشیدند و می‌خواستند دوباره آزاد شوند. کامالا و آمالا آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندول‌ها و مفاصلشان کوتاه شده بود، به همین دلیل قادر نبودند پاهایشان را راست نگه دارند یا حتی برای راه رفتن روی دو پا، کوششی نشان دهند. آن‌ها هرگز لبخند نزدند و علاقه‌ای به ارتباط با انسان‌ها نشان ندادند. تنها احساسی که در چهره‌شان دیده می‌شد، ترس بود. حتی حواس این دو نیز همچون حواس گرگ‌ها شده بود. به گفته‌ی سینگ، شب‌ هنگام، چشمان آنان بینایی خارق‌العاده‌ای داشت و مثل چشم گربه‌ها می‌درخشید. قدرت شنوایی آن‌ها نیز بسیار قوی بود، اما به نظر می‌رسید صدای انسان‌ها برای گوش‌هایشان غریب و غیر قابل شنیدن است.
    سینگ، به عنوان مردی فقیر اما تحصیل‌کرده، تمام تلاش خود را کرد تا وظیفه‌ی خود مبنی بر بهبود حال کامالا و آمالا را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. وی که به نظریه‌ی رشد گیاه‌وار کودکان اعتقاد داشت، این طور نتیجه گرفت که عادات گرگی کامالا و آمالا، به نحوی مانع از بروز آزادانه‌ی خصایل انسانی آن‌ها می‌شود. سینگ احساس می‌کرد وظیفه دارد (حداقل به دلایل مذهبی) که این این دو دختر را از روش زندگی گرگ‌وارشان جدا کند و زمینه‌ی ظهور انسانیت دفن‌شده‌ی آنان را فراهم آورد. متأسفانه، پیش از آن که کار پژوهشی وی پیشرفت کند، دختر کوچکتر، آمالا، بیمار شد و جان داد. این واقعه، برای کامالا که تازه ترسش از انسان‌های دیگر و محیط پرورشگاه ریخته بود، ضربه‌ی مهلکی محسوب می‌شد. کامالا مدت زیادی عزا گرفت و سینگ، می‌ترسید او هم جانش را از دست بدهد. اما سرانجام کامالا بهبود یافت و سینگ برنامه‌ی بهبودی بیمار را آغاز کرد.
    8) دانیل، پسر بزی آند (Daniel, The Andes Goat Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 1990
    سن هنگام پیدا شدن: 12
    محل: آند، پرو
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 8 سال
    حیوانات: بزها
    پسر بزی آند در سال 1990 در آند، پرو پیدا شد و گفته می‌شود که هشت سال توسط بزها بزرگ شده است. وی با خوردن شیر آن‌ها و تغذیه از ریشه‌ها و دانه‌ها زنده مانده بود. دانیل در طبیعت، و با مشخصه‌های بارز زندگی وحشی بزرگ شده بود.
    او روی چهار دست و پا راه می‌رفت و دست‌ها و پاهایش آن‌قدر زخم شده‌بودند که سفت شده و برایش حکم سم را پیدا کرده بودند. وی می‌توانست با بزها ارتباط برقرار کند اما نتوانست زبان بشر را یاد بگیرد.
    پسر بزی آند پس از پیدا شدن، توسط تیمی از دانشگاه پزشکی «کانزاس» تحت بررسی و آزمایش قرار گرفت. نام او را «دانیل» گذاشتند.
    7) پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای (The Syrian Gazelle Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 1946
    سن هنگام پیدا شدن: تقریباً 10
    محل: صحرای سوریه
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 9 سال
    حیوانات: آهوان کوهی
    پسری که حدوداً 10 سال سن داشت در میان گله‌ای آهوان کوهی در صحرای سوریه پیدا شد. او را به کمک یک جیپ عراقی گرفتند، چون می‌توانست با سرعت 50 کیلومتر در ساعت بدود. اگرچه وی به طرز وحشتناکی لاغر بود، اما می‌گفتند بسیار سالم و تندست است و عضلاتی پولادین دارد. این پسر را گرفتند و دست و پایش را بستند.
    به گفته‌ی آرمن، پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای در سال 1955 هنوز زنده بود و سعی کرده بود از وضعیت نامطلوبی که در آن زندانی شده بود، فرار کند. من احساسات شما را با بیان کارهایی که برای جلوگیری از این اقدام او انجام گرفت، جریحه‌دار نمی‌کنم.
    آنچه که Magazine Life در تاریخ 9 سپتامبر1946نوشته بود، تا حد زیادی با گزارش‌های دیگر مطابقت دارد. گزارش می‌گوید یک ماه پیش، گروهی از شکارچیان، پسری پیدا کرده‌اند که وحشی و آزاد در میان گله‌ای از آهوان کوهی، در دشت سوریه می‌دویده است. گویا، وی، که در زمان پیدا شدن 10 الی 14 سال داشت، در کودکی به حال خود واگذاشته شده بود. بعد از پیدا شدن، او را به آسایشگاه بیماران روانی انتقال داده بودند. Sunday Express نیز گزارش مشابهی ارائه کرده، با این تفاوت که سرعت پسر را 50 متر در ساعت قلمداد کرده است نه 50 کیلومتر در ساعت.
    6) بلو، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای (Bello, the Nigerian Chimp Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 1996
    سن هنگام پیدا شدن: 2
    محل: نیجریه
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 1 سال
    حیوانات: شامپانزه‌ها
    «بلو»، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای را هنگامی که دو سال داشت، در سال 1996 پیدا کردند. والدینش احتمالاً وی را که دچار معلولیت جسمی و ذهنی بود، در شش ماهگی رها کرده بودند، کاری که معمولاً چادرنشینان «فولانی»، ساکنان بخش عمده‌ای از منطقه‌ی «ساحل» در غرب آفریقا، با کودکان معلولشان انجام می‌دهند و امری عادی محسوب می‌شود.
    بلو که گفته می‌شود توسط شامپانزه‌ها سرپرستی و بزرگ شده بود، میان یک خانواده‌ی شامپانزه، در 150 کیلومتری جنوب «کانو» واقع در شمال نیجریه پیدا شد. زمانی که این ماجرا، شش سال بعد در سال 2002 به چند خبرگزاری رسید، بلو در خانه‌ی بی‌سرپرستان Tudun Maliki Torrey در کانو ساکن شده بود.
    بلو، زمانی که تازه پیدا شده بود، مثل یک شامپانزه راه می‌رفت، او از پاهایش بهره می‌گرفت اما دست‌هایش را روی زمین می‌کشید. وی شب‌ها در خوابگاه به این سو و آن سو می‌پرید، بچه‌های دیگر را آشفته می‌کرد و همه چیز را پرت می‌کرد و می‌شکست. شش سال بعد، بلو بسیار آرام‌تر شده بود، اما همچنان مثل شامپانزه‌ها به این سو و آن سو می‌پرید، صداهای شامپانزه‌وار در می‌آورد و چند بار با مشت به سرش می‌زد. بلو در سال 2005 از دنیا رفت.
    5) جان سبونیا، میمون-پسر اوگاندایی (John Ssebunya, the Ugandan Monkey Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 1991
    سن هنگام پیدا شدن: 6
    محل: اوگاندا
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 3 سال
    حیوانات: میمون‌ها
    «جان سبونیا» در اوایل دهه‌ی 1980 به دنیا آمده بود. وی بعد از مشاهده‌ی قتل مادرش به دست پدر خودش، از خانه فرار کرده بود (احتمالاً در آن زمان حدود سه سال داشته). باور عام و پذیرفته بر این است که میمون‌های سبز آفریقایی (green African vervet monkeys) حداقل تا اندازه‌ای مراقبت از او را در جنگل بر عهده گرفته‌اند. جان، در سال 1991، وقتی در درختی پنهان شده بود، توسط یک زن یا دختر قبیله (به نام میلی) پیدا شد. «میلی» با اهالی روستا بازگشت و در این مورد، نه تنها خود جان در برابر اسیر شدن مقاومت کرد- چیزی که معمولاً اتفاق می‌افتد- بلکه خانواده‌ای که سرپرستی‌اش را بر عهده گرفته بودند نیز، با پرتاب چوب به سمت روستاییان، به دفاع از او برآمدند.
    گزارشات اولیه حاکی است که تمام بدن جان با موهایی موسوم به هایپرتریکوسیس (hypertrichosis) پوشیده شده بود. در مدفوع وی، کرم‌هایی به طول نیم متر وجود داشت. وقتی او را گرفتند و تمیزش کردند، معلوم شد تمام تنش پر از شکاف و خراش است و زانوهایش به دلیل چهار دست و پا راه رفتن، زخمی است. هویت جان سبولینا در همین زمان مشخص شد. میلی، جان را به «پل و مولی واسوا»، مدیران یک مؤسسه‌ی خیریه، سپرد. جان در ابتدا نمی‌توانست حرف بزند یا گریه کند اما بعدها یاد گرفت صحبت کند. این بدان معناست که وی پیش از زندگی در طبیعت، تا حدی حرف زدن را یاد گرفته بود.
    او حالا نه تنها حرف می‌زند، بلکه آواز نیز می‌خواند و همراه گروه کر کودکان «مروارید آفریقا» به سفر می‌رود. بی‌بی‌سی، مستندی از ماجرای جان ساخت به نام «گواه زنده» (Living Proof). این مستند در 13 اکتبر 1999 به نمایش درآمد.
    4) ترایان کالدارار، پسر سگی رومانیایی (Traian Caldarar, the Romainian Dog Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 2002
    سن هنگام پیدا شدن: 7
    محل: براشوف، رومانی
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 3 سال
    حیوانات: سگ‌ها

    «ترایان کالدارار»، پسری رومانیایی بود که سه سال، دور از خانواده‌اش، یک زندگی وحشی در پیش گرفته بود. گفته می‌شود او به دلیل خشونت‌های خانوادگی، خانه‌اش را ترک کرده بود. مادرش، «لینا کالدارار»، گفت که پسرش را دوست می‌داشته، اما همسرش مرد خشنی بوده و همواره لینا را کتک می‌زده. وقتی او ترایان را گم کرد، بسیار آزرده‌خاطر شد و این امید را در خود پرورش داد که شاید خانواده‌ی دیگری، سرپرستی ترایان را بر عهده گرفته‌اند. او گفت: «وقتی فرار کردم، ارتباطم با ترایان قطع شد، با این حال، سعی کردم او را پس بگیرم. هر کاری کردم، او ]پدر ترایان[ اجازه نداد بچه‌ام را پس بگیرم. او گفت بچه مال خودش است».
    اگرچه ترایان کالدارار وقتی پیدا شد، هفت ساله بود، اما جسم یک بچه‌ی سه ساله را داشت. او نمی‌توانست صحبت کند، لخت بود و در یک جعبه‌ی مقوایی پوشیده با پلی‌اتیلن زندگی می‌کرد. وی از نرمی استخوان شدیدی رنج می‌برد، زخم‌های عفونی داشت و جریان خونش احتمالاً به دلیل سرمازدگی، بسیار ضعیف بود. به اعتقاد دکترها، امکان نداشت ترایان به تنهایی زنده مانده باشد. آنان این طور نتیجه گرفتند که تعداد زیادی از سگ‌های ولگرد حومه‌ی شهر ترانسیلوانیا به او یاری رسانده‌اند. وقتی ترایان پیدا شد، جسد سگی در کنارش بود که ظاهراً وی از آن تغذیه می‌کرده.
    ترایان کالدارار، بعد از آن ‌که اتومبیل یک چوپان به نام «مونالسکو یوان» از کار افتاد، پیدا شد. آقای یوان مجبور شده بود پیاده از مرتع خود بازگردد. در این زمان او کودک را پیدا کرده، به پلیس خبر داده بود. پلیس کمی بعد ترایان را گرفت. ترایان همچون یک شامپانزه راه می‌رفت و خوابیدن زیر تخت را به خوابیدن روی آن ترجیح می‌داد. به گزارش دکتر «مرسیا فلوریا»: «او را در وضعیتی حیوانی یافته بودند و حرکات او نیز حیوان‌گونه است. این شواهد نشان می‌دهند که وی در یک محیط اجتماعی رشد نیافته. وی در نبود غذا، بسیار آشفته می‌شود. تو تمام مدت به دنبال غذاست. وی بعد از خوردن غذا می‌خوابد».
    3) راچام پنگینگ، دختر جنگل کامبوج (Rochom P'ngieng, Cambodian Jungle Girl)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 2007
    سن هنگام پیدا شدن: 29
    محل: جنگل کامبوج
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 19 سال
    حیوانات: حیوانات مختلف
    دختر جنگل کامبوج، زنی کامبوجی است که در 13 ژانویه‌ی 2007، در جنگل «ایالت راتانکیری» پیدا شد. خانواده‌ای در یک روستای نزدیک به محل، ادعا کردند که این زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگینگ» است که 29 یا 30 سال دارد (متولد 1979) و 18 یا 19 سال پیش ناپدید شده. ماجرای راچام، به عنوان یک کودک وحشی که سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبری وسیعی داشت.
    راچام، پس از آن که در 13 ژانویه‌ی 2007، ژولیده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌های انبوه ایالت راتانکیری واقع در دورترین نقطه‌ی شمال شرقی کامبوج پیدا شد، مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. وقتی یک روستایی متوجه شد از غذای موجود در جعبه‌ی ناهار خبری نیست، آن ناحیه را تحت نظر گرفت، چشمش به این زن افتاد و چند تن از دوستانش را برای گرفتن او گرد آورد.
    پدر راچام، افسر پلیس، کسور لو لانگ، او را از روی زخمی که روی پشتش داشت شناسایی کرد. وی اظهار داشت راچام پنگینگ در سن 8 سالگی، هنگامی که همراه خواهر شش ساله‌اش، گله‌ی گاوها را هدایت می‌کرد، ناپدید شده بود(خواهرش نیز همین‌طور). یک هفته بعد از پیدا شدن، راچام در تطبیق خود با زندگی متمدن، دچار مشکل شد. به گزارش پلیس محلی، او تنها می‌توانست سه کلمه بگوید: «پدر»، «مادر» و «شکم‌درد».
    یک روانشناس اسپانیایی که این دختر را دیده بود، گفت او «می‌تواند چند کلمه بگوید و با دیدن بازی‌هایی که در آن‌ها آیینه و اسباب‌بازی‌هایی به شکل حیوانات وجود دارد، لبخند می‌زند» اما راچام هرگز به زبانی که قابل درک باشد، صحبت نکرد. او هنگام گرسنگی و تشنگی، به دهانش اشاره می‌کرد و ترجیح می‌داد به جای این‌که به صورت قائم قدم بردارد، روی چهار دست و پا راه برود. خانواده‌ی راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نکند.
    راچام پنگینگ بارها سعی کرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌های راچام را را تنش کند زیرا او می‌خواست آن‌ها را از تنش بیرون بیاورد. بر اساس اظهارات یکی خبرنگار از «گاردین»، خانواده‌ی راچام، مراقبت فراوانی از وی به عمل می‌آوردند و این زن غمگین و بی‌توجه می‌نمود، هرچند شب‌ها بی‌قرار می‌شد. در ماه مه 2010، راچام پگینگ به جنگل فرار کرد. علی‌رغم جست و جوها، کسی نتوانسته او را پیدا کند.
    پسر پرنده‌ای روسی (The Russian Bird Boy)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 2008
    سن هنگام پیدا شدن: 7
    محل: ولگوگراد، روسیه
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 7 سال
    حیوانات: پرندگان
    در سال 2008، مددکاران روسی، یک «پسر پرنده‌ای» پیدا کردند، که مادرش او را در لانه‌ی پرندگان بزرگ کرده بود. این پسر تنها می‌توانست از طریق جیک جیک کردن ارتباط برقرار کند. به گفته‌ی مقامات، این بچه‌ی وانهاده‌شده را در یک آپارتمان کوچک دو اتاقه در حالی یافته بودند که با قفس‌هایی پر از پرنده، غذای پرندگان و مدفوع آنان، احاطه شده بود.
    به گزارش روزنامه‌ی روسی «پراودا» پسر پرنده‌ای از زبان انسانی چیزی نمی‌فهمید و با جیک جیک کردن و تکان دادن بازوانش، ارتباط برقرار می‌کرد. فعال اجتماعی، «گالینا ولسکایا»، که در نجات کودک از خانه‌اش در «کروسکی»، ولگوگراد، شرکت داشت، اظهار کرد مادر 31 ساله‌ی این پسر، با او همچون سایر حیواناتش رفتار می‌کرده و هرگز با وی سخن نمی‌گفته. خانم ولسکایا گفت: «وقتی با او حرف می‌زنیم، جیک جیک می‌کند».
    مقامات روسی اعلام کردند که کودک از لحاظ جسمی آسیبی ندیده است اما از «سندروم ماگلی» (Mowgli Syndrome) رنج می‌برد و قادر به برقراری ارتباط عادی با انسان‌ها نیست. نام این سندروم، از شخصیت «کتاب جنگل» گرفته شده؛ ماگلی در این داستان، پسربچه‌ای است که توسط حیوانات وحشی بزرگ می‌شود.
    پراودا این گونه نوشت: « (مادر وی) از پرندگان خانگی نگهداری می‌کرد و به پرندگان وحشی غذا می‌داد. (او) هرگز نه پسرک را زده بود و نه بدون غذا رهایش کرده بود، اما هیچ وقت با او صحبت نکرده بود. این پرندگان بودند که با وی ارتباط برقرار کرده، زبان پرنده‌ای یادش داده‌اند. او فقط جیک‌جیک می‌کند و وقتی می‌فهمد کسی منظورش را متوجه نشده، دست‌هایش را مثل پرنده‌ها تکان می‌دهد». این مادر، بعد از آن‌ که پسرک پیدا شد، یک فرم رضایت امضا کرد. براساس این فرم، وی باید کودکش را آزاد می‌کرد تا تحت مراقبت قرار گیرد. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که پسر پرنده‌ای موقتاً به یک آسایشگاه روانی منتقل شده بود، اما بعد از مدت کوتاهی، او را به مرکز مراقبت‌های روانپزشکی فرستاده‌ بودند.
    1) اکسانا مالایا، دختر سگی اوکراینی (Oxana Malaya, The Ukrainian Dog Girl)
    ده کودک که توسط حیوانات بزرگ شده‌اند! + عکس
    تاریخ پیدا شدن: 1991
    سن هنگام پیدا شدن: 8
    محل: بلاگوشچنکا، اوکراین
    مدت زمان زندگی در طبیعت: 5 سال
    حیوانات: سگ‌ها
    «اوکسانا مالای» نه یک کودک وحشی بود، نه یک کودک محبوس، بلکه کودکی بود وانهاده، که بیشتر دوران طفولیت خود را از 3 تا 8 سالگی، در لانه‌ی سگ‌ها، پشت باغچه‌ی خانه‌ی خانوادگی خود در «نوایا بلاگوشچنکا»، اوکراین، گذرانده بود، هر چند، گاهی به خانه می‌آمد و والدین الکلی و اهمال‌گر خویش را ملاقات می‌کرد.
    والدین دائم‌الخمر اکسانا، نمی‌توانستند از او نگهداری کنند و به همین دلیل اکسانا در سه سالگی از خانه‌اش تبعید شد. آنان در منطقه‌ای فقیرنشین زندگی می‌کردند و سگ‌های وحشی بسیاری در آن خیابان‌ها پرسه می‌زدند. اکسانا در یک کپر، که محل زندگی این سگ‌ها بود و پشت خانه‌اش قرار داشت، پناه جست.
    وی تحت مراقبت سگ‌ها قرار گرفت و حرکات و رفتارهای آنان را آموخت. رابطه‌ی اکسانا با سگ‌ها آن‌قدر قوی بود که وقتی مقامات برای نجاتش آمدند، در ابتدا توسط سگ‌ها رانده شدند. اعمال و صداهای او، تقلیدی از سرپرستانش بود. دختر سگی خرناس می‌کشید، پارس می‌کرد، روی چهار دست و پا راه می‌رفت، مثل یک سگ وحشی قوز می‌کرد، پیش از خوردن غذا آن را بو می‌کشید و دارای حواس بسیار قوی بینایی، شنوایی و بویایی بود. وقتی اکسانا را نجاتش دادند، او تنها کلمات «بله» و خیر» را می‌دانست.
    اکسانا، بعد از پیدا شدن، کسب مهارت‌های عادی اجتماعی و عاطفی انسانی را دشوار یافت. وی، محروم از هرگونه محرک اجتماعی و فکری، تنها، از حمایت عاطفی سگ‌های همراهش برخوردار گشته بود. از آن‌جایی که اکسانا در محیط اجتماعی از زبان استفاده نکرده بود، وی در بهبود مهارت‌های زبانی با مشکل مواجه می‌شد.
    اوکسانا در سال 2010، 26 ساله است. او در محل نگهداری معلولین ذهنی نگهداری می‌شود و در مراقبت از گاوهای مزرعه‌ی کلینیک کمک می‌کند. وی گفته است وقتی کنار سگ‌هاست، از همیشه خوشحال‌تر است.

  18. 11 کاربر پست فروشگاه پرشین پت عزیز را پسندیده اند .


صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 3rd September 2013, 02:38 PM
  2. شکار کودک سه ساله توسط عقاب +عکس
    توسط Ali در انجمن آرشیو
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 27th June 2012, 04:23 PM
  3. کشیدن کودک با موتور توسط پدر+عکس
    توسط Ali در انجمن تالار اخبار
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 25th June 2012, 01:05 AM
  4. نجات جان کودک توسط طوطی
    توسط Napoleon در انجمن آرشیو
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 25th January 2009, 02:36 AM
  5. کشتن خزندگان باغ وحش توسط کودک 7 ساله
    توسط mehdi-192 در انجمن آرشیو
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 15th November 2008, 05:04 PM

Visitors found this page by searching for:

خورده شدن انسان توسط حیوانات

انسانهایی که توسط حیوانات بزرگ شده اند

انسانهایی که توسط حیوانات بزرگ شدند

خوردن انسان توسط حيوانات وحشي

جیپ آهو

عكسهاي دختران شايسته ي روسيه سال 2008

بچه هایی که توسط حیوانات بزرگ شده اند

خورده شدن انسان توسط گرگ

http:persianpet.orgforumthread81899.html

دخترلخت بچه

خوردن شیر زن توسط حیوانات

انسانهایی که حیوان شدند

خوردن انسان توسط مار

انسانهای خورده شده توسط حیوانات

آهوان

شکار انسان توسط مار

تصاویرخورده شدن انسانهاتوسط مارهای بزرگ

dina sanichar wolf

تصاويرانسانهاي بزرگ شده به دست حيوانات

تصاوير انسان هايي كه به وسيله حيوان بزرگ شده اند

انسانی که شبیه

سایت شکار انسان توسط حیوانات وحشی

خوردن انسان توسط شیر

انسان هایی که توسط حیوانات بزرگ شده اند

فیلم خوردن انسان توسط حیوانات وحشی

شکارانسان توسط حیوانات

عكسهاي خورده شدن انسان توسط حيوانات

کودکانی که مثل حیوانات بزرگ شده اند

بچه هایی که توسط حیوانات بزرگ شدند

تصاويرانسانهاي لخت

تصاویر انسانهای که توسط شیرها خورده شده

نوزادی که چهار دستو پا راه میرود

مدت زمان نزدیکی برای درست کردن بچه

انسانهایی که با حیوانات بزرگ شده اند

انسان در جنگل

كودكانی كه با حيوانات بزرگ شده اند

دخترلخت روسي

تصاویرخورده شده انسان توسط حیوانات

تصاوىرانسان

احساس دختری که درجنگل گمشده و شب را در جنگل گذراندهخوردن انسانها توسط حیوانات وحشیقتل انسان توسط حیوانعكس گرگي كه انسان خورده تصاويرانسانهاي اوليهده قرونخورده شدن کودک توسط عقابده كودك وحشي دنيافیلم شکارانسا ن حیوانعكس مارهاي بزرگ درجنگلشکارانسانانسانهایی که دراثرمعجزه حیوان شدندحيوانات بزرگ جنگل کودکان بزرگ شده توسط گرگانسانهایی که حیوان شده انددختر کردیحيواناتى که شنواىى و بوىاىى قوى دارندبزرگ کردن بچه انسان توسط گرگداستان هایی از حیواناتانسانهایی که توسط مارها خورده شدندکودک فرانسوی گم شده در جنگل به نام ایتارد بچه هایی که در جنگل ودور از اجتماع بزرگ شدند بچه های بزرگ شده توسط حیواناتمارهای که انسان خوردنانسانهايي كه با حيوانات زندگي كرده اندزنانی که توسط حیوانات خورده شدند حیواتات خارق العادهکودکانی که در میان گرگها بزرگ شدهاندانسانهایی که با حیوانات پرورش یافتندکودکان بزرگ شده توسط حیواناتانسان های بزرگ شده توصت حیواناتنوزادانی که توسط حیوانات بزرگ شدنفیلم خورده شدن انسان به وسیله حیواناتکردن حيوانات توسط انسانانسانهای که توسط حیوانات خورده شده اندمردی که توسط شیرها خورده شدعكس انسانهاي كه خود را شبيه حيوان كردنتصایرخورده شدن کودک توسط حیوانتصاویر حیوانات جنگلیخوردن انسان توسط حیوان وحشیده کودک وحشی که توسط حیوانات بزرگ شده اندده تا از بهترین شکار های حیوانات توسط حیوانانسانهایی که توسط حیوانات خورده شدنداوگر بزرگ شده با آهوهاشکار انسات به وسیله حیواناتانسان هایی که به وسیله حیوانات خورده شدنبجه هايى كه درجنكل بزرك شده اندفیلم.شکارگرگ.توسط.انسانانسانهایی که توسط حیوانات خورده شده اندشکار حیوانات چهار پاتصاويرانسان هاي وحشيداستان حیوانات جنگلیماجرای انسانهایی که با حیوانات بزرگ شده اند با تصویرانسانهاي كه توسط مار خورده شدندتصاویر خوردن انسان توسط سگهای گرسنهده انسان که توسط حیوان بزرگ شدندعكس خوردن انسان توسط حيوانات وحشيبچه هایی که در تهران غیر عادی به دنیا امدندعكس خوردن شيرزن توسط ديگر حيواناتبچه هایی که در طبیعت کنار حیوانات بزرگ شدندده كودك كه توسط حيوانات بزرگ شده اند

تالار گفتگوی پرشین پت (Mypet.ir) مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
اطلاعات تماس با پرشین پت
جهت ارتباط با مديران پرشین پت مي توانيد از اطلاعات زير استفاده نماييد .
Email : persianpet@gmail.com
SMS : 10000128394214




Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548