پت شاپ پرشین پت
Follow Us
facebook twitter blog google

خبر های روز حیوانات خانگی

  • 10 علامت خطرناک در سگ ها ◄ 10 علامت خطرناک در سگ ها
      هنگامی که سگی را به‌عنوان عضوی از خانواده خود می‌پذیرید، باید برای سلامت، آسایش و امنیت او تمام تلاش خود را بکنید. علاوه بر واکسیناسیون و معاینات دوره‌ای موارد دیگری نیز هستند که باید به آنها توجه کنید. پیش ازینکه سگ بسیار بیمار شده و حال وخیمی پیدا کند، باید باتوجه به نشانه‌هایی که از خود بروز می‌دهد متوجه مشکل شده و به دامپزشک مراجعه کنید. به این 10 علامت هشداردهنده توجه کنید و با دیدن آنها با دامپزشک مشورت نمایید:
  • استرس در سگ ها را کمتر کنید ◄ استرس در سگ ها را کمتر کنید
      درست همانطور که انسان ها از استرس رنج می برند، حیوانات خانگی نیز ممکن است با این عارضه دست به گریبان باشند. سیستم عصبی حیوان خانگی شما مستعد تنزل زیست محیطی و ارتباطی است، درست مثل شما. در واقع، وقوع استرس در سگ شایع تر از آن چیزی است که ممکن است تصور کنید. حتی بدتر از آن، استرس می تواند سلامت سگ را به خطر بیاندازد. سگ ها می توانند به دلایلی از جمله موارد زیر احساس استرس داشته باشند:
  • آمبیازیس در سگ ها ◄ آمبیازیس در سگ ها
      آمبیازیس در سگ ها ؛ نشانه ها، علل، روش های تشخیص و روش های درمان آمبیازیس عفونت انگلی است که توسط یک ارگانیزم سلولی شناخته شده به نام آمیب ایجاد می شود. این عفونت می تواند بر روی بدن انسان ها، سگ ها و گربه ها تاثیر بگذارد. این بیماری بیشتر در مناطق گرمسیری دیده می شود و در آمریکای شمالی بیشتر شیوع دارد. در ادامه این مطلب مجله پیام سلامت بیشتر در مورد نشانه ها، علل، روش های تشخیص و روش های درمان آمبیازیس در سگ ها صحبت می کنیم.
  • مقابله و درمان خارش پوست سگ ◄ مقابله و درمان خارش پوست سگ
      اگر سگ تان خارش پوستی دارد، این نشانه خوبی نیست. در واقع، خارش پوست، یکی از دلایلی است که موجب می شود صاحبان حیوانات خانگی آن ها را نزد دامپزشک ببرند. به عقیده عموم مردم، خارش دائمی پوست سگ نشانه از وجود کک در بدن حیوان است. اما علل دیگری برای این خارش وجود دارد. در ادامه این مطلب مجله پیام سلامت در مورد روش های خانگی برای مقابله و درمان خارش پوست سگ صحبت می کنیم.
  • 10 حسی که سگ ها می فهمند ◄ 10 حسی که سگ ها می فهمند
      احساس سگ ها درباره انسان چیست؟ آنها چه چیزهایی را از رفتار شما احساس می کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید که سگ ها موارد بسیاری، از احوالات شما را حس می کنند. اگر از دوست داران حیوانات خانگی هستید؛ این مطلب جالب پیام سلامت را از دست ندهید.
  • ده علامت شایع بیمار شدن سگ ها ◄ ده علامت شایع بیمار شدن سگ ها
      بیمار شدن سگ ها، درست مثل انسان ها، بخشی از واقعیت زندگی است. دیدن یک سگ بیمار برای دوستداران حیوانات و صاحب سگ آزاردهنده و دلخراش است. در این مطلب پیام سلامت به بازگویی ده نشانه بیمار شدن سگ ها اشاره می کنیم.
  • خواص سرکه سیب برای سگ ها ◄ خواص سرکه سیب برای سگ ها
      خواص سرکه سیب برای سگ ها و حل مشکلات مختلف این حیوان در طول دهه گذشته، محصولی که توانسته است جایگاه ویژه ای بین اقشار مختلف جامعه پیدا کند سرکه سیب است. این نوع سرکه خواص بیشماری برای بدن دارد. البته خواص سرکه سیب فقط مخصوص انسان نیست. حتی سگ ها نیز می توانند از خواص این ماده شگفت انگیز بهره مند شوند. در ادامه این مطلب مجله پیام سلامت در مورد خواص سرکه سیب برای سگ ها و حل مشکلات مختلف این حیوان صحبت می کنیم.
  • التهاب چشم در سگ ها ◄ التهاب چشم در سگ ها
      ؛ نشانه ها، علل و روش های درمان وجود التهاب در چشم حیوانات خانگی مانند سگ ها، باعث قرمزی چشم می شود. این التهاب ممکن است به علل مختلفی، از جمله خونریزی بیش از حد در پلک ها یا پارگی عروق خونی در چشم رخ دهد. این اتفاق زمانی می افتد که عروق در واکنش به عوامل خارجی یا داخلی دچار التهاب یا تجمع خون می شوند. در ادامه این مقاله مجله پیام سلامت می خواهیم در مورد علل، نشانه ها و روش های درمان التهاب چشم در سگ ها صحبت کنیم. شرایطی که در این مقاله پزشکی توصیف می شود، می تواند هم بر روی سگ ها و هم بر روی گربه ها تاثیر بگذارد.
  • پنوموتوراکس در سگ ها ◄ پنوموتوراکس در سگ ها
      پنوموتوراکس در سگ ها ؛ نشانه ها، علل و روش های درمان پنوموتوراکس واژه پزشکی برای توصیف انباشت هوا در فضایی پلور (ناحیه بین دیواره قفسه سینه و ریه) است. این بیماری به ۴ دسته تروماتیک، خود به خودی، بسته و یا باز تقسیم می شود. هم سگ ها و هم گربه ها حساس به پنوموتوراکس هستند. اعتقاد بر این است که سگ های بزرگ و کثیف مانند سگ های هندی، بیشتر به پنوموتوراکس خود به خودی حساس هستند. در ادامه این مطلب مجله پیام سلامت در مورد علائم، علل و روش های درمان پنوموتوراکس در سگ ها صحبت می کنیم.
  • کمپیلوباکتریوز در سگ ها ◄ کمپیلوباکتریوز در سگ ها
      اگر اهل نگهداری از حیوانات خانگی هستید و سگ در خانه نگه می دارید، حتما ادامه این مطلب مجله پیام سلامت را با موضوع معرفی نشانه ها، علل و درمان عفونت باکتریایی کمپیلوباکتریوز در سگ ها بخوانید. کمپیلوباکتریوز عفونت باکتریایی شایع در توله سگ های جوان تر از شش ماه است. باکتری که باعث بیماری می شود حتی در روده (دستگاه گوارش) سگ های سالم و دیگر پستانداران نیز یافت می شود. حدود ۴۹ درصد از سگ ها، کمپیلوباکتریوز را در بدن دارند و حمل می کنند. این حیوانات قادرند که بیماری را از طریق مدفوع خود، در معرض تماس با دیگر حیوانات قرار داده و آن ها را آلوده کنند.
  • imha در سگ  ها ◄ imha در سگ ها
      کم خونی مرتبط با سیستم ایمنی بدن در سگ ها از علائم تا روش های درمان سیستم ایمنی بدن یک سگ، از مجموعه سلول های اختصاصی، پروتئین، بافت ها و اندام ها تشکیل شده که همه آنها یک سیستم دفاعی جامع علیه انواع عفونت ها، از جمله عفونت های باکتریایی، قارچی، انگلی و ویروسی هستند. آنتی بادی ها پروتئین هایی هستند که توسط سلول های خاصی در سیستم ایمنی ترشح می شوند. این مواد به مواد خارجی که به عنوان آنتی ژن شناخته می شوند، متصل شده و آن ها را دفع می کنند. در ادامه این مطلب مجله پیام سلامت می خواهیم در مورد کم خونی مرتبط با سیستم ایمنی بدن در سگ ها صحبت کنیم.
  • مسمومیت در سگ ها ◄ مسمومیت در سگ ها
      مسمومیت با شکلات در سگ ها ؛ علائم، روش ها تشخیص و روش های درمان سگ ها برای خوردن چیزهایی که برایشان مضر است گاها حریص هستند. این قانون به خصوص در مورد توله سگ ها صادق است. همچنین، سگ ها حس بوی خوبی دارند، و برایشان پیدا کردن چیزهایی که پنهان می کنید مثل شکلات، مانند آب خوردن است. اما شکلات می تواند یک ترکیب خطرناک با قابلیت ایجاد مسمومیت باشد. در ادامه این مطلب مجله پیام سلامت در مورد علائم، روش ها تشخیص و روش های درمان مسمومیت با شکلات در سگ ها صحبت می کنیم.
  • ماسک هایی برای سگ ها با طرح تک شاخ ◄ ماسک هایی برای سگ ها با طرح تک شاخ
     
  • حیوانات ساخته روزنامه ◄ حیوانات ساخته روزنامه
     
  • هاپو هایی با طرح بسیار بامزه رباتیک ◄ هاپو هایی با طرح بسیار بامزه رباتیک
     
  • ماسک های کله گنده با طرح گربه ◄ ماسک های کله گنده با طرح گربه
     
  • باورتون میشه این ها نان باشه شبیه پاگ ◄ باورتون میشه این ها نان باشه شبیه پاگ
     
  • حیوانات با طرحی بعد از مهمانی شبانه ◄ حیوانات با طرحی بعد از مهمانی شبانه
      تهوع صبح حیوانات بعد از شب
12345678910بعدیآخرین
(1 - 18) / 29022    |     صفحه 1 از 1613
RSS

GetPagedList: 0,440,,False,False,False,CreationDate,0,18

معرفي نژاد گربه


اخبار ومقالات - گالری

 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
 
 
 اطلاعات بیشتر  
12بعدیآخرین
(1 - 10) / 17    |     صفحه 1 از 2

نمایش متن مقالات

فروشگاه  پت شاپ

چشم در چشم پلنگ

!
بیژن فرهنگ دره شوری:
بیژن فرهنگ دره‌شوری، متولد سال 1322 در منطقه‌ای ایلاتی در گچساران کهگیلویه و بویراحمد است. 38 سال فعالیت مستمر در حوزه محیط‌زیست کشور و سال‌ها عکاسی از طبیعت و حیات‌وحش سراسر ایران باعث شده تا همه او را به عنوان حامی بزرگ طبیعت ایران بشناسند. دره‌شوری بسیاری از سال‌های عمرش را به مطالعه در حوزه‌های آبخیزداری و شناسایی حیات‌وحش ایران اختصاص داده و با سازمان‌ها و دانشگاه‌های مختلف کشور در اجرای طرح‌های زیست‌محیطی همکاری کرده است. مطلب زیر، شرح تجربه‌ای ا‌ست منحصر به‌فرد از رو در رو شدن با یک پلنگ؛ تجربه‌ای که کمتر کسی در جهان از سر گذرانده. دره‌شوری برای عکاسی از یک پلنگ، پس از سال‌ها تلاش به قول خودش دو بار با این گوشتخوار زیبا دست به یقه شده که شرح کامل آن‌را در زیر می‌خوانید.



«این پلنگ که در برابر دوربین عکاس، به ظاهر آرام و خونسرد نشسته، همان پلنگی است که با دره‌شوری رودررو شده. به گفته او، پلنگ با نزدیک شدن آنها کنار بوته‌ای پنهان شد و موقعیت را کاملا زیرنظر گرفت تا در وقت مناسب بتواند از خود دفاع کند. البته دره‌شوری تعریف می‌کند و این پلنگ دو بار وقتی به محدوده پنهان شدن‌اش زیادی نزدیک شدند به آنها حمله کرده اما آسیبی به هیچ‌کدامشان نرسانده است»





اولین بار در پارک ملی گلستان بود که پلنگ دیدم؛ چندتایی بودند. همیشه احتیاط می‌کردم و زیاد نزدیکشان نمی‌شدم، فقط از دور رد می‌شدم و نگاهی به آنها می‌انداختم. اولین‌بار که به این جانور زیبا نزدیک شدم، وقتی بود که یکی از آنها را به ارومیه منتقل کردیم. با همین پلنگ چند باری هم در ارومیه چشم در چشم شدم ولی بی‌خیال می‌شدم و می‌رفتم پی کار خودم. آن‌موقع زیاد از عکاسی خوشم نمی‌آمد و برای همین هم همیشه دوربین تلسکوپ همراه داشتم تا اینکه یک بار در منطقه کلاه‌قاضی اصفهان، صحنه شکار یک پلنگ را دیدم. به همراه همکارانم بالای صخره‌ای بودیم و مشغول نگاه کردن به یک گله بز و پازن. وقتی دوربین تلسکوپ را چرخاندم پلنگ را دیدم؛ کمین کرده بود. این حیوان اوج تکامل جانوری است؛ گوش‌هایش، چشم‌هایش، عضلات محکم بدنش، دست‌های پرتوانش. واقعا که در زیبایی و توانایی تام و تمام است. آن‌قدر ماهرانه و حرفه‌ای کمین گرفته بود که با خود فکر کردم این‌کار از هیچ شکارچی‌ای برنمی‌آید. روی شکم آرام می‌غلتید و جلو می‌آمد، حتی صدای یک سنگریزه شنیده نمی‌شد. ناگهان دوتا بزغاله با هم دعوا کردند و گذاشتند دنبال هم. نزدیک پلنگ که رسیدند، او را دیدند، سر و صدا کردند و گله فرار کرد. پلنگ از روی زمین بلند شد و کاملا خونسرد به طرف ما آمد. زیر صخره‌ای که ما نشسته بودیم سنگابی قرار داشت. آمد کنار این سنگاب مکث کرد، دو مچ قوی‌اش را گذاشت کنار سنگاب و زبانش را بیرون آورد و شکل یک ملاقه کرد تا آب بخورد. چند باری آب خورد و ما هم تماشایش می‌کردیم؛ بدنش، شکل و شمایلش، عضلاتش ...؛ واقعا زیبا بود و ما در سکوت مطلق مثل مجسمه محو تماشای او شده بودیم. آب که خورد، برگشت و رفت. بدنش موقع حرکت تکان می‌خورد؛ شانه‌ها و ماهیچه‌هایش بالا و پایین می‌رفت، بدنش برق می‌زد و رنگ زیبایش چشم ما را خیره کرده بود. دوربین عکاسی نداشتم و تازه اینجا بود که به ارزش عکس پی بردم. با خودم گفتم چرا از پلنگ عکس نمی‌گیرم؟ و همین سوال شروع تلاش‌های من برای گرفتن عکسی از این جانور زیبا شد.
20 سال تمام طی کارها و پروژه‌های مختلفی که در دست داشتم، عکاسی از پلنگ هم در برنامه‌ام بود؛ بارها به منطقه می‌رفتم و کمین می‌کردم. همه‌جا دنبالش بودم تا بتوانم عکسی از او بگیرم. بارها دیدمش ولی نمی‌شد؛ همیشه پلنگ من را زودتر دیده بود و برای همین یا پشت بوته‌ای پنهان می‌شد یا فاصله‌اش از من زیاد بود تا اینکه یک روز با او رو در رو شدم.
حدود سال‌های 71 یا 72 بود که در پارک ملی بمو در استان فارس پلنگی را در دشت دیدم. من را که دید رفت به سمت کوه و من هم به دنبالش. خسته شده بود. من یال چپ کوه را گرفتم و دور زدم و آمدم جلوی او ایستادم. نرسیده به دره دو‌سو بود. پلنگ من را که دید سریع رفت پشت یک بوته پنهان شد. من از داخل لنز نگاه کردم، چیزی معلوم نبود. به یکی از همکاران که همراه من بود گفتم سنگی به سمت بوته پرت کند تا وقتی از جایش بلند شد و خواست فرار کند من عکسش را بگیرم. دوست من جرات این کار را نداشت که از روبه‌رو به سمتش سنگ بیندازد، برای همین هم کوه را دور زد و رفت پشت پلنگ. من دوربین را آماده کرده بودم تا به محض اینکه پلنگ بیرون پرید عکس را بگیرم. همراه من پشت پلنگ رسیده بود اما آن‌ را نمی‌دید. جای پلنگ را نشانش دادم و او هم سنگ را انداخت. پلنگ ناگهان بیرون پرید اما به من فرصت نداد و آمد در نیم متری من ایستاد. صحنه عجیبی بود؛ دمش را مثل شلاق بالا و پایین می‌کرد و چشم در چشم من دوخته بود. چشم‌هایش رنگ عسل، پوستش تمیز و براق، دور و بر دماغش آن‌قدر تمیز بود که انگار چندباری با شامپو صورتش را شسته، برق می‌زد. من کاپشنم را درآورده بودم و گرفته بودم به سمتش و همین‌جوری به هم نگاه می‌کردیم؛ چشم در چشم. ناگهان فریادی کشید که آسمان و زمین لرزید. هنوز هم صدای فریادش در گوش من مانده. کمی صبر کرد، بدنش را آرام کرد، لب‌هایش را جمع کرد، غرغری کرد، برگشت و با وقار از من دور شد. انگار به من گفت: «برو رد کارت». همراه من که تمام این صحنه را دیده بود به من گفت: «دیگر دنبالش نرو». من هم گفتم: «نه نمی‌روم، با هم توافق کرده‌ایم که کاری به کارش نداشته باشم». پلنگ پای کوه رسید، من هم آماده عکاسی بودم ولی پشتش به من بود. ناگهان ایستاد و نگاهی به من کرد، من هم یک فریم عکس گرفتم، بعد هم رفت.
چندماه بعد باز هم در شیراز اتفاق دیگری برایم افتاد و دوباره با پلنگ رو‌دررو شدم. آن زمان همسر یکی از سران خانواده‌ ایلخانی به نام سالار حشمت که مرد بسیار شجاع و معروفی بود و شکارچی ماهر و سوارکار خبره‌ای، من را خواست. سالار حشمت سال‌ها پیش فوت کرده بود اما مردم برای او و خانواده‌اش احترام زیادی قائل بودند. وقتی پیغام بی‌بی ـ همسر سالار ـ به من رسید خیلی تعجب کردم و زود رفتم خدمت ایشان. بی‌بی گفت: «خیلی وقت است که آهو ندیده‌ام. می‌دانی که سالار چقدر آهو دوست داشت؟» گفتم: «بله می‌دانم»گفت که می‌خواهد آهو ببیند. پا به سن گذاشته بود و چشمش زیاد سو نداشت، برای همین هم از او پرسیدم: «بی‌بی در چند متری می‌توانی آهو ببینی؟» گفت: «تا 70-60 متری‌اش برسیم، می‌بینم»گفتم: «فردا آماده باش که خدمتتان می‌آیم» و رفتم تا وسایل این کار را آماده کنم.
آن‌موقع یک پیکان داشتم. وسایل مورد نیاز را برداشتم و گذاشتم داخل ماشین. با خودم گفتم بی‌بی را صندلی جلو می‌نشانم و همسرم را هم در صندلی عقب، خودم هم شوفرشان می‌شوم تا بی‌بی را ببرم آهو را نشانش بدهم. فردا بعدازظهر که رفتم خانه بی‌بی، دیدم چهار پنج تا لندرور گوشه و کنار پارک کرده. زیاد توجهی نکردم. وقتی وارد خانه بی‌بی شدم دیدم تمام بستگانش خبردار شده‌اند که بی‌بی می‌خواهد آهو ببیند، آنها هم آمده‌اند که ببینند. بی‌بی را در پیکان خودم نشاندم و به همراه لندرورها رفتیم برای تماشای آهو. نرسیده به چشمه چاه مکی، آهوها را کنار جاده دیدم. همین‌طور ایستاده بودند و تکان نمی‌خوردند. نزدیک‌تر رفتم و به 300متری‌شان رسیدم، باز هم تکان نخوردند، به 200متری، 100متری، 50 متری‌شان رسیدم و بازهم تکان نخوردند. گفتم: «بی‌بی! آهوها را می‌بینی؟» گفت: «بله دیدم. خیلی عالی است». خوشحال بود. لندرورها هم پشت من آمدند و ایستادند که ناگهان آهوها دویدند و همزمان آن‌طرف‌تر پلنگی سرش را از بوته‌ای بیرون آورد. تازه متوجه قضیه شدم؛ آهوها مدتی بود که حضور پلنگ را حس کرده و بوی او را گرفته بودند اما نمی‌دانستند کجاست. برای همین هم ایستاده بودند تا رد جای او را بگیرند.
پلنگ نگاهی به ما کرد و آرام‌آرام رفت به سمت دشت. می‌دانستم از دیدن ما و آن‌همه لندرور ترسیده اما به خاطر غرورش نمی‌خواهد ترسش را بفهمیم. با خودم گفتم با پیکان نمی‌توانم خودم را به پلنگ برسانم برای همین هم به محمدخان- نوه بی‌بی- که راننده قابلی بود گفتم: «من را به پلنگ برسان تا از او عکس بگیرم». او باید طوری من را به پلنگ می‌رساند که بتوانم از شیشه طرف راست عکس‌اش را بگیرم، برای همین هم محمدخان با سرعت از پلنگ جلو زد و چرخید تا طرف راست لندرور به سمت او باشد. اما پلنگ ناگهان روی زمین و پشت یک بوته خوابید. با لنز دوربین نگاهش کردم، دیدم از کنار بوته ما را می‌پاید. به محمدخان گفتم جلوتر برود، او هم آرام‌آرام جلو رفت. به حدود 12متری‌اش که رسیدیم یک لحظه دیدم پلنگ پنجه‌هایش را به زمین فشار داد. دیدن این صحنه فقط یک لحظه طول کشید چون ناگهان خودش را کوبید به در ماشین و سریع فرار کرد. تمام این فاصله را با یک جهش پریده و ما را میخکوب کرده بود. من پیاده شدم و دیدم جای پنجه‌هایش روی در ماشین مانده. پریدم داخل ماشین و به محمدخان گفتم برود دنبالش. پلنگ کوه جنوبی را رها کرد و زد به دامنه شمالی کوه. من چندتایی عکس خوب گرفتم و گفتم حالا که به من اخطار داده، دیگر دنبالش نروم. محمدخان گفت: «برای من کاری ندارد بگیرمش، بروم دنبالش؟» نمی‌خواستم و دودل بودم ولی گفتم: «برو». دوباره با لندرور از او جلو زدیم و دوباره پلنگ پشت بوته‌ای خوابید. فاصله‌مان با او حدود همان 12متر بود. دوربین را از پنجره ماشین بیرون آوردم عکس بگیرم که یکهو دیدم لنز تاریک شد. لنز دوربین من در دهان پلنگ بود. خودش را با یک خیز رسانده بود و دوربین را به دندان گرفته بود و داشت لنز را می‌جوید. خیلی کم تقلا کرد و وقتی نتوانست دوربین را از چنگ من دربیاورد، جستی زد و رفت. جای نیش‌های بالا و پایین دهانش روی لنز من مانده بود که البته هنوز هم آن لنز را یادگاری نگه داشته‌ام. رودررویی با پلنگ، نوک هرم حیات‌ وحش ایران برای من بهترین اتفاق زندگی‌ام است.
منبع:hamshahrimags
__________________
نظرات کاربران
ثبت نظر
نام شما
ایمیل شما
نظر شما
ارسال به دوستان
نام شما
ایمیل شما
ایمیل گیرنده
توضیحات
کد امنیتی
کد CAPTCHA
کدی که در زیر نمایش داده شده است را وارد نمایید
:                شبکه های اجتماعی پرشین پت را دنبال کنید 

face.jpg (205×206)   tw.jpg (204×224)pin.jpg (204×224)

10 خبر اخر سایت

◄ 10 علامت خطرناک در سگ ها
◄ قارچی معده در پرندگان
◄ کم خونی در ماهی ها
◄ پولیوما ویروس در پرندگان
◄ نیوکاسل در پرندگان
◄ علل و درمان کمبود کلسیم در پرندگان
◄ بیماری های چشم در پرندگان خانگی
◄ کم خونی فقر آهن در گربه ها
◄ راهنمای کلی برای نگهداری از گربه
◄ جوش در سگ ها
◄ مسمومیت با ایبوپروفن در سگ ها
◄ هیپرپلازی و پرولاپس واژن در سگ ها
◄ التهاب لثه در سگ ها
◄ درمان خون در ادرار سگ
◄ هیپرگلیسمی در سگ ها
◄ انفارکتوس میوکارد در سگ ها
◄ کم خونی در سگ ها (متهموگلوبینمی)
◄ درمان آنافیلاکسی در سگ ها
◄ مسمومیت با آرسنیک در سگ ها
◄ پروستات در سگ ها از علائم تا روش های درمان آن
◄ پلی سیتمی ورا
◄ تشخیص و درمان ناشنوایی در سگ ها
◄ از بین بردن کک بدن سگ و گربه به روش های طبیعی و خانگی
◄ بیماری لایم در سگ ها ؛
◄ مسمومیت با ایبوپروفن در گربه ها از علل تا روش های درمان
◄ تشخیص و درمان ناباروری در سگ های ماده
◄ آب مروارید در سگ ها
◄ ناباروری در سگ های نر
◄ سرطان لنفوسیتی مزمن در سگ ها
◄ چند راه طبیعی برای درمان اسهال در سگ ها
بعدی 1 قبلی